چرا یک بام و دو هوا؟ چند نکته در باب انتخاب مشاوران اصلاح‌طلب زاکانی

چرا یک بام و دو هوا؟  چند نکته در باب انتخاب مشاوران اصلاح‌طلب زاکانی
مهر 14, 1400
89 بازدید

هوالصادق ✍ بهزاد زارع: احکام مشاوره دکتر زاکانی به معاونان سابق شهرداری تهران، به‌ویژه آقای سیدمناف هاشمی، بهانه جدیدی برای مشغول شدن برخی دوستان هم‌اندیش به خود در شبکه‌های اجتماعی شده است. ذکر چند نکته در این رابطه قابل تأمل است: ۱- دکتر زاکانی در واقع ایشان را از مهم‌ترین معاونت شهرداری (حمل‌ونقل) عزل کرده […]

هوالصادق

✍ بهزاد زارع:

احکام مشاوره دکتر زاکانی به معاونان سابق شهرداری تهران، به‌ویژه آقای سیدمناف هاشمی، بهانه جدیدی برای مشغول شدن برخی دوستان هم‌اندیش به خود در شبکه‌های اجتماعی شده است.

ذکر چند نکته در این رابطه قابل تأمل است:

۱- دکتر زاکانی در واقع ایشان را از مهم‌ترین معاونت شهرداری (حمل‌ونقل) عزل کرده است، لیکن با تأسی به توصیه و سیره رهبر انقلاب برای استفاده از تجربه همه مدیران فارغ از خط و جناح – که در دیدار شهریورماه امسال با هیئت دولت جدید هم بر آن تأکید داشتند – در صدد استفاده از تجربه آن‌ها که از بدنه شهرداری هستند، برآمده است.

۲- نه در مقام دفاع از آقای هاشمی، که در مقام انصاف: در موضوع سیل گلستان که مورد نقد دوستان است، ایشان مرتکب جنایتی نشده و در سفر قانونی خارج از کشور بوده است. عزل او هم برای سرپوش گذاشتن بر سایر قصورات دولت و موج‌سواری بر احساسات مردم از سوی جهانگیری انجام شد که مدت‌ها دنبال بهانه‌ای برای عزل او بود، قرائن آن هم موجود است.

۳- دکتر زاکانی تنها برای یک سال ازبرخی معاونان سابق شهرداری جهت مشاوره به خود دعوت گرفته است، اتفاقی که در وزارت خارجه هم که مهم‌ترین نقد هم‌اندیشان به عملکرد آن‌ها و تیم مذاکره‌کننده است، برای آقای عباس عراقچی و سایر معاونان آقای ظریف رقم خورد و به‌عنوان مشاور وزیر جدید منصوب شدند و مشابه آن در وزارت کشور و سایر وزارتخانه‌ها هم قابل مشاهده است اما صدای کسی بلند و اعتراضی دیده نشد. هرچند دایره اختیارات و تعریف جایگاه «مشاور» هم مشخص است.

۴- انتصاب ۲۲ شهردار منطقه و ده‌ها شهردار ناحیه و ۳۸ رئیس سازمان و ۱۱ معاونت در کلان‌شهری مانند پایتخت با شرایط خاص خود که به مثابه یک کشور است، نمی‌تواند مطلوب همگان باشد. با فرض اشتباه در یک انتصاب یا مطلوب نبودن آن از نظر ما، شایسته و منطقی نیست «گفتمان انقلاب» و «عقلانیت انقلابی» را به تمسخر بگیریم و عنصر مجاهد و انقلابی‌ای مانند آقای زاکانی را خارج از دایره انقلابی‌گری معرفی کنیم.
حتماً آقایان زاکانی و جلیلی و سایر عناصر انقلابی خالی از اشتباه نیستند، اما همگی از سرمایه‌های جبهه انقلاب هستند و نباید چنین مدیران اندک و توانمند این جبهه را اینطور چوب حراج زد.

۵- اینکه دشمن و هم‌صداهای او و امثال تاج‌زاده برای ممانعت از ورود آقای زاکانی به شهرداری خبر جعلی منتشر و امضا جمع کنند یا پس از آن، برای کارشکنی و حاشیه‌سازی دست به هر اقدامی بزنند؛ طبیعی است، اما اشاره به نکات مطرح شده از سوی بازیکنان سوپرانقلابیِ در زمینِ آن‌ها خالی از لطف نیست:
الف- گفتند دکتر زاکانی صلاحیت اداره شهر ندارد، گفتیم شورای نگهبان صلاحیت او را برای اداره کشور تأیید کرده است.
ب- گفتند بناست با اعمال فشار؛ شهردار شود، دیدیم با ۱۸ رأی شورا و موافقت حداکثری مجلس با استعفای او و حکم دولت انقلابی، بهشتی شد.
پ- اگر دوستان معتقدند شورای نگهبان خطا و مجلس خلاف و دولت قانون‌شکنی کرده و قوه قضاییه روی این خطای تیمی و تطمیع شورا چشم بسته است، تفاوت‌شان با دشمن و براندازی که همین تهمت‌ها را به ارکان نظام می‌زنند؛ در چیست؟ مگر دشمنان چیزی بیشتر از همین‌ها می‌گویند؟
ت- پس از آقای زاکانی چند نماینده دیگر هم از مجلس راهی دولت شدند، اما خبری از مطالب و یقه‌درانی‌هایی که خروج از مجلس را خلاف توصیه رهبری و خیانت به آرای مردم می‌دانستند؛ نبود، و حتی دوستی که پشت صحنه تخریب‌های بسیار علیه زاکانی بود؛ خود را به آب‌وآتش زد تا استعفا و ورود یکی از نمایندگان به دولت محقق شود و کسی هم از خیانت و بی‌اعتنایی به رهبری معظم، سخنی نگفت!

۶- همهٔ این موارد نشان می‌دهد، دشمن آگاهانه نماد «عقلانیت انقلابی» را می‌زند و دوستان ناآگاهانه وارد این موج و بازی می‌شوند، وگرنه اگر دغدغه‌ها قانون و انقلابی‌گری بود؛ شاهد این حجم از تناقض و «یک بام و دو هوا» نبودیم.