جریان شناسی انتخابات (قسمت چهارم)

جریان شناسی انتخابات (قسمت چهارم)
خرداد 25, 1400
73 بازدید

بسم الله الرحمن الرحیم در چهار جلسه گذشته نکاتی را عرض کردم و مقدماتی جهت فهم این دسته بندی ها بیان شد. تاکید من بر مقدمات این جریان شناسی بخاطر این بود که مختصات خودمان را خوب درک کنیم، اینکه ما در کجا واقع شدیم و آگاهی از این مختصات خیلی مهم است که اگر […]

بسم الله الرحمن الرحیم

در چهار جلسه گذشته نکاتی را عرض کردم و مقدماتی جهت فهم این دسته بندی ها بیان شد. تاکید من بر مقدمات این جریان شناسی بخاطر این بود که مختصات خودمان را خوب درک کنیم، اینکه ما در کجا واقع شدیم و آگاهی از این مختصات خیلی مهم است که اگر این آگاهی نباشد انسان در ایفای نقش خودش دچار مشکل میشود. من خاطره ای از زمان جنگ خدمتتان عرض کنم تا موضوع روشن شود، در زمان جنگ مقطعی با همرزمان دیده بان همکاری داشتم در مورد سلاح های منحنی زن  مثل توپ و خمپاره حتما برای شلیک توسط توپخانه باید از دیده بان گرا یا مختصات گرفته شود  و بر اساس آن گرا شلیک کنند لذا به همین جهت هدایت آتش در جنگ خیلی مهم است مهم ترین بخش دوستان دیده بان در درست گرا دادن به توپخانه، تعیین مختصات خودشان است گاهی میشد که مختصات خودشان را به درستی در نمی آوردند و اشتباه آتش به جای دیگر یا  بچه های خودی ها و گاها اتفاق ما افتاد که بر روی سر خود آنها فرود می آمد. این درست گرا دادن در گرو تشخیص درست مختصات دیده بان بود. حالا هم در فعالیت های سیاسی برخی از دوستان به وضوح میبینم گرایی که میدهند و آتشی که میریزند بعضا بر سر خودی ها فرود می آید. از این جهت تاکید میکنم باید ما بدانیم چه کسی هستیم و در کجای تاریخ ایستاده ایم و چه نسبتی با پیرامون اطراف مان داریم. خب حالا که مختصات خودمان را فهمیدیم باید مختصات خودمان را با مختصات مقام معظم رهبری با منظومه مقام معظم رهبری تنظیم کنیم. (اینجا را ببینید)

اما متاسفانه خودمان را معمولا خوب با آن مختصات تنظیم نمیکنیم و از سرچشمه سیراب نمیشویم و ما به این واسطه ها عادت کرده ایم، دیشب هم عنوان کردم منظورم این نیست، همه آن افراد نقش خودشان را ایفا میکنند ولی در آن سوال اساسی اینکه شما مختصات خودتان را با چه کسی تنظیم میکنید و در راهبری جامعه ای که میخواهید ایفای نقش کنید از چه کسی ایده میگیرید متاسفانه به آن صورت شده بود که مقام معظم رهبری نفر هشتم شده بودند.

من امشب ناظر به همین مطالب میخواهم دسته بندی های درونی جبهه انقلاب را بیان کنم.

عرض کردم جبهه غیر انقلابی و ضد انقلابی به جهات مشترکاتی که با هم دارند، علارغم اینکه هیچ ربط گفتمانی با هم ندارند از طریق نظام سلطه همه ی آنها را مانند نخ تسبیح به هم مرتبط میکنند، بعضا می بینیم در شبکه های ماهواره ای گاهی با هم درگیر میشوند و فحش هم به هم میدهند چون هیچ ربطی از نظر مبنا به هم ندارند، مبانی است که انسان ها را به هم مرتبط میکند. علارغم اینکه آنها از نظر مبنا هیچ ربطی به هم ندارند متاسفانه نظام سلطه آنها را به راحتی مثل نخ تسبیح به هم متصل میکند و تبدیل میکند به یک جبهه بر علیه انقلاب اسلامی یعنی بازی را طوری طراحی میکند که آن آدم حداقلی به اصلاح در دامنه ی جبهه غیر انقلابی طوری در زمین برای آنان بازی میکند که ضد انقلاب قسم خورده دارد بازی میکند. چرا آنها به هم مرتبط میشوند؟ چون نظام سلطه آنها را برای رسیدن به یک هدف واحد مدیریت میکند. استدلال نظام سطله اینگونه است و درست هم هست که جریان انقلابی نفوذ ناپذیر یا حداقل نفوذ در آن سخت تر است ولی در جریان غیر انقلابی به راحتی میشود نفوذ کرد و از لابه لای آن هر چیزی را رد کرد و در واقع این اتفاقاتی که مثلا در سریال گاندو میبینیم پیش می آید، لذا سرمایه گذاری دشمن روی جریان انقلاب به این شکل است.

اما برگردیم دسته بندی ها را در داخل جریان انقلاب عرض کنم. در درون جبهه انقلاب سه دسته وجود دارد

1-آرمان گرای صرف

2-واقع بین صرف

3-آرمان گرای واقع بین یا واقع بین آرمانگرا

در جبهه انقلاب متاسفانه دسته ی عمده ای از جریان انقلاب صرفا آرمانگرا شده اند یعنی صرفا آرمانی فکر میکنند، آرمانی طراحی میکنند و آرمانی عمل میکنند.

بحث آرمان گرا و واقع بین بسیار مهم است. مدار منظومه مقام معظم رهبری بر آرمان گرای واقع بین یا واقع بین آرمان گراست یعنی توقع ایشان از بچه های انقلاب این میباشد ولی متاسفانه اکنون اکثر جامعه بچه های انقلاب یا آرمانگرا هستند یا واقع بین.

ببینید آرمان آن افق انسان میباشد، انسان اگر افقی نداشته باشد شوق حرکت ندارد یعنی آن افق همیشه مشوق انسان است. مقام معظم رهبری میفرماید افق مثل نوک قله است که همواره انسان بدنبال رسیدن به آن نوک قله در تلاش است و هر لحظه نوک قله جلوی چشم انسان میآید و به شوق آنکه آن قله را فتح کند به جلو میرود. اگر انسان آرمان نداشته باشد نمیتواند باری به هر جهت حرکت کند اصلا آدم از حرکت می ایستد. در رسیدن انسان به آن افق یک سری واقعییت ها وجود دارد و انسان با آن مواجه هست. اگر افق شما نوک قله کوه هست شما برای رسیدن به آن با واقعیت های متعددی مواجه هستید مثلا در مسیر پرتگاه هست، گرما و سرما هست و… اینها موانع متعدد این واقعیت، برای رسیدن به افق و آرمان شماست، کسی موفق است که در عین حال که توجهش به نوک قله است در عین حال واقعییت ها را هم می بیند.

کسی که آرمانگرای صرف هست این واقعیت ها را نگاه نمیکند و میگوید فقط و فقط باید بروم بالای آن قله و چون محاسباتش مبتنی بر واقعیت ها نیست نمیتواند برود. مثلا اگر بخواهد برود بالای قله کوه باید صبح زود هوا خنکی حرکت کند تجهیزات مناسب شامل کفش کوهنوردی، عصای کوهنوردی و…. به همراه داشته باشد اینها محاسبات است و مبتنی بر واقعیت هاست.

اگر انسان آرمان گرای صرف باشد این محاسبات را نمیکند و با دمپایی کوهی را میخواهد فتح کند، در نتیجه پایش زخمی میشود، اذیت میشود و نمیتواند آن قله را فتح کند.

آن کسی هم که واقع بین صرف هست آرمان و افق را رها کرده است و همیشه در محاسبات جلو پایش گیر میکند.

لذا انسان نباید صرفا آرمانگرا و صرفا واقع بین باشد.این یک بحث خیلی مفصلی در علم فلسفه میباشد دوستانی که خوانده اند میدانند که چه دعوای کهنه و قدیمی ای دارد. در حوزه عقلانیت یک عده ایدئالیست صرف هستند و عده ای هم رئالیست صرف و هزینه هایی هم هر دو بر تاریخ تحمیل کرده اند. اتفاقا کسانی که در فلسفه موفق بوده اند چه فلاسفه اسلامی مانند مرحوم ملا صدرا  و چه در فلاسفه عالم حکمای غیر اسلامی که عمده توفیقاتی داشته اند و اندیشه های آنها اثر گذار بوده است در عین حالی که رئال بوده اند ایدئال هم بوده اند و در عین ایدئال، رئال هم بوده اند و یک بالانس داشته اند که توانسته اند چهار قدم در فهم حقیقت پیش بروند.

لذا در این جریان ها و گروه هایی که فعال هستند و این دسته بندی ها را شکل میدهند مخصوصا در شرایط انتخابات باید اینطور خود را نشان دهند. دسته ی بزرگی از دوستان جریان انقلاب به طور مداوم ایده های قشنگ طراحی میکنند که بسیار زیباست اما بدون لحاظ کردن واقعیت های جامعه میباشد لذا موفق نمیشوند، ما قبلا جاهایی ناکامی هایی از دست همین دوستان داشته ایم.از آن طرف هم دوستانی هستند که لیدری جریان واقع بین را میکنند که حتی حاظر نیستند سالی یک بار هم این آرمان ها را نگاه کنند که اینکه ما قرار بوده به کجا برویم و به کجا برسیم.

نقشه راهی که مقام معظم رهبری برای تشکیل انقلاب اسلامی ترسیم فرموده اند ما  فقط دو گام از پنج گام آن را طی کرده ایم و در گام سوم آن که تشکیل دولت اسلامی و به تبع آن تشکیل جامعه اسلامی و در نهایت در مرحله پنجم تشکیل تمدن اسلامی است مانده ایم. این یک فرایند عقلانی است که هم افق جامع و فاخر دارد و در عین حال مبتنی بر واقعیت هاست. مقام معظم رهبری فرمودند که اکنون دولت اسلامی نداریم واقعیت این است وقتی که دولت اسلامی نداشته باشیم سبک زندگی مردم اصلاح نمی شود و جامعه اسلامی شکل نمیگیرد، جامعه اسلامی باید شکل بگیرد که شما به دنیا در افق بلندی بگویید ما برای دنیا حرف داریم و ما آن آرمانشهر را برای شما داریم و زندگی انسان و سعادت بشر اینجاست. 

لذا آن نقشه راهی که مقام معظم رهبری بارها و بارها بر آن تاکید داشتند اکنون در مرحله تشکیل دولت اسلامی گیر کرده است.

من فکر میکنم باید یک مراقبت جدی از جبهه انقلاب بکنیم. مطلبی را نوشته ام به نام سه خط تلاش ما و دشمن (اینجا ببینید) را حتما بخوانید. دشمن سه خط را دنبال میکند، ما هم چاره ای جز مقابله با آن نداریم. باید عقلانیت را در جامعه حاکم کنیم، عقل حجت انسان است خدا برای هدایت انسان یک پیامبر بیرونی فرستاد که آن 124000 بزرگوار هستند و یک پیامبر درونی فرستاد که آن عقل است. حجت عقل در روایات به این اساس است. تنها راه سعادت، حاکم کردن عقلانیت در جامعه است و دشمن به دنبال غیر عقلانی کردن جامعه و احساسی کردن تصمیمات میباشد و به اصطلاح خودمان جو گیر شدن انسان ها.

سه خط تلاش ما شامل:

1-تلاش  برای حاکم کردن عقلانیت در جامعه

2-انسجام واتحاد جبهه انقلاب

من تعجب میکنم از دوستان صرفا آرمانگرا که خیلی راحت اظهار نظر میکنند و میگویند «اتحاد و انسجام کیلویی چند هست ما هرچه خورده ایم از این اتحاد است امام گفته هرکس بیاید و کاندیدا شود» اینها همه حرف های عوامانه است، امام گفته بله امام گفته ( كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا الْبَاطِلُ) آن خوارجی (نمیخواخم بگویم این عزیزان خوارج هستند) که از کلمه حق اراده باطل میکنند، آنجا که امام گفته همه میتوانند کاندیدا شوند و میتوانند رای دهند مصداقش اینجا نیست وقتی میگوید عقل تان را بکار بگیرید مصداقش اینجاست. ببینید در جبهه مقابل به قول یکی از دوستان از گوگوش تا سروش را به هم دوخته اند و متحد کرده اند بر علیه ما و جبهه تشکیل داده اند در یک فرایند انتخابات که تعیین کننده، رای هست و مقبولیت اجتماعی است، آنوقت شما بیایید شقه شقه شوید مثل جگر زلیخا این چیزی هست که دشمن میخواهد دشمن در عین حال در جبهه مقابل همه را به هم دوخته حتی احمدی نژاد که قرابتی با آنها ندارد، ولی دشمن پازل را طوری طراحی میکند که او هم داخل بازی قرار بگیرد.

یک زمانی مقام معظم رهبری در باره نفوذ صحبت میکردند میفرمودند: نفوذ مانند دوره قدیم نیست که یک نفر را بگیرند و یک پولی یواشکی در جیبش بگذارند و از این حرف ها آقا فرمودند گاهی دشمن با هشت واسطه در خواص ما نفوذ میکند آن نفر هفتمی هم نمیفهمد در زمین دشمن بازی میکند.

دشمن میآید همه ی افراد جامعه ی ما را رفتار شناسی میکند مثلا این آدم ساده لوح است، عصبانی است، خوش خیال است و… در همین جبهه انقلاب می آیند پازل خود را طراحی میکنند آنوقت از این طرف تلاش میکنند بین ما اختلاف بیاندازند و با حرف های اینچنینی میخواهند از شکل گیری جبهه انقلاب جلوگیری کنند.

3- امید آفرینی

 دشمن  تمام تلاش خود را متمرکز کرده که ایجاد یاس کند و امید را از جامعه ما بگیرد. ما خیلی امید ها داریم روزی که انقلاب میکردیم هیچی نبود به قول یکی از بزرگواران حاج آقا عابدینی امام جمعه قزوین میگفتند: اوایل که امام جمعه شده بودم بعضی ها تذکر میدادند و میگفتند در خطبه های نماز جمعه غرب ستیزی و آمریکا ستیزی را ملاحظه کنید میگفتند من به آنها گفتم قبل از انقلاب که آمریکایی ها در همین خیابان پادگان قزوین رژه میرفتند من آن موقع این حرف ها را میزدم الان که آمریکایی ها التماس میکنند ما را از منطقه بیرون نکنید(منظور به جهت اینکه امریکایی ها میگویند ایران در منطقه دخالت نکند) الان بیایم ملاحظه کنم. لذا گاهی در مورد امیدها باید در یک جلسه جداگانه صحبت کنم و این امید ها را باید به جامعه منعکس کنیم در مقابل یاس آفرینی که دشمن ایجاد میکند. 

چون زیاد سئوال میشود اصلح از نظر من چه کسی است این را فعلا بگویم اصلح از نظر من انقلاب و جبهه ی انقلاب است ما باید اصل و اساس را بگذاریم به جهت تقویت انقلاب و جبهه ی انقلاب و همینطور عقل را بکار بگیریم و بصورت جبهه ای ببینیم صلاح اکنون جامعه چه هست. در این رابطه در جبهه ی انقلاب، سازوکار خوبی شکل گرفته اشکالات جدیی هم دارد اما با این حرف های صد من یه غاز که این دوستان میزنند، زمینه را برای دشمن فراهم میکنند و این کار درستی نیست.

من ضمن تاکید و تقویت جبهه ی انقلاب و کاندیداهای جبهه انقلاب میخواهم در مورد ورود آقای دکتر زاکانی به انتخابات فردا شب در ادامه ی مباحث با شما صحبت کنم و تفاوت ها و تمایزها را بگویم و معتقدم اگر ما این تفاوت ها و تمایز ها را به درستی درک کنیم و با آن نگاهی که در فرمایشات مقام معظم رهبری هست که فرمودند صرف نظر از نتیجه ی انتخابات، خود انتخابات فی نفسه یک فرصت است و یک بستر خوبی برای تربیت اجتماعی است فردا شب صحبت کنم.

 

فایل صوتی سخنرانی را از اینجا دانلود کنید

 

برچسب‌ها: