جریان شناسی انتخابات (قسمت دوم)

جریان شناسی انتخابات (قسمت دوم)
خرداد 22, 1400
68 بازدید

بسم الله الرحمن الرحمیم خداوند به ما توفیق داده که به عنوان شیعه امیر المومنین (ع) باشیم و ان شاالله به خوبی این جایگاه را فهم کرده و قدردان این نعمت بزرگ باشیم. ائمه بزرگوار ما همگی به قول مقام معظم رهبری نور واحد هستند، همین فرمایش مقام معظم رهبری را در کتاب انسان 250 […]

بسم الله الرحمن الرحمیم

خداوند به ما توفیق داده که به عنوان شیعه امیر المومنین (ع) باشیم و ان شاالله به خوبی این جایگاه را فهم کرده و قدردان این نعمت بزرگ باشیم.

ائمه بزرگوار ما همگی به قول مقام معظم رهبری نور واحد هستند، همین فرمایش مقام معظم رهبری را در کتاب انسان 250 ساله جمع آوری کرده اند و ائمه به عنوان نور واحد آمده است، در انسان 250 ساله بیان شده همه‌ی آنها به دنبال یک حقیقت بودند، یعنی اگر امام حسین در جایگاه امام حسن قرار میگرفت صلح میکرد و اگر امام حسن جای امام حسین قرار میگرفت عاشورا به پا میکرد، اگر امام حسین جای امام سجاد قرار میگرفت همان انتقال معارف و حقایق آن حقیقت را در آن شرایط سخت و خفقان بعد از عاشورا ایفای نقش میکرد و همان کار را که امام باقر و امام صادق کردند را، میکرد. امروز ما هرچه داریم از این بزرگواران داریم. این معارفی که از آن بهره میبریم از مجاهدت اولیا خدا، انبیا الهی و بعد از آن به وسیله معصومین (ع) به ما رسیده و بطور ویژه تر ما مدیون مجاهت های امام باقر و امام صادق (ع) در آن شرایط سخت و تاریک دوران خلفای ظالم آن موقع هستیم، اینکه این همه تاکید میشود، این همه مقام معظم رهبری، بزرگان، علما و امام تاکید کرده اند بر حفظ این نظام و اینکه امام میفرمایند: «این انقلاب حاصل مجاهدت همه انبیا و اولیاء خداست»، یعنی این محصول مجاهدت ها از میان سنگلاخ های تاریخ و از میان ظلم ها و جور ها و قتل عام هایی که شده است حالا به ما رسیده، لذا خیلی باید مراقب آن باشیم.

یکی از هزاران موارد ظلم خلفا را بگویم تا مشخص شود چه گوهری دست ماست. طبق اسناد تایخی متقن میگویند در دوره ملعون حجاج ابن یوسف زندانی در کوفه بوده که حداقل 30 هزار شیعه را از زن و مرد قاطی و کاملا لخت میریزند در زندانی بدون سقف تا زیر آفتاب سوزان ذره ذره کشته شوند و روزانه تعدادی از آنها به شهادت میرسیدند تا اینکه همگی به همین ترتیب به شهادت رسیدند، امروز باید قدر دان باشیم.

بعد از 1400سال یعنی بعد از دوران غیبت صغری و در دوران غیبت کبری چقدر علمای بزرگی از کلینی تا خمینی آمدند و مجاهدت کردند تا اینکه امام راحل ما آمد و این حقیقت را به دست گرفت و احیا کرد و توانست دروغ هایی که به اسلام بسته بودند را از چهره اسلام بزداید و این حقیقت اسلام ناب را احیا کند. و مجاهدانی مثل شهدا آمدند، پای این قصه ایستادند ، هزینه کردند تا نظام  به جمهوری اسلامی تبدیل شود. همگی باید مراقب چنین میراث ارزنده ای باشیم.

قبلا دسته بندی های بعد از انقلاب، در جریان شناسی مختصری اشاره شد.

بعد از انقلاب، عناصر درون انقلاب را به صورت القایی به دسته بندی هایی تقسیم کردند. عده ای را میگفتند شما چپی هستید و عده را میگفتند شما راستی هستید. در بین این چپ و راست هم عده ای باورشان شده بود جزء آن دسته هستند. بدین ترتیب این دسته بندی ها به این صورت شکل گرفت، ولی این دسته بندی کاملا تصنعی بود. بعد از آن دسته بندی ها جلو تر آمد و تبدیل شد به اصولگرا و اصلاح طلب که باز هم این دسته بندی تا حدودی تصنعی بود.

امروز دسته بندی جامعه را بر اساس واقعیت های موجود به دسته بندی میکنیم که شامل سه دسته است:

1 – عناصر انقلابی: عموم ملت ایران هستند که این انقلاب را دوست دارند و نظام برآمده از این انقلاب را دوست دارند. مقام معظم رهبری چند بار در فرمایشاتشان اشاره کردند همین 30 ، 40 میلیون مردمی که آمدند زیر تابوت قاسم سلیمانی را گرفتند اینها انقلاب را دوست دارند.

2- ضد انقلابی: ضد انقلاب هم که تکلیفشان روشن است ضدیت و عناد با انقلاب دارند.

3- غیر انقلابی: من اصولگرا و اصلاح طلب را قبلا توضیح داده ام. قدر مشترک این دو جریان دنیا طلبی است که البته اکثریت جریان اصولگرایی این جور نیستند ولی متاسفانه در درون جریان اصولگرایی هم کسانی هستند که یک قرابت و گرایشی به سمت غیر انقلابی شدن دارند و نقطه مشترک آنها (اصولگرا و اصلاح طلب) دنیا و دنیا طلبی است. فرقی نمیکند که اصلاح طلب ها از منظر قدرت طلبی به دنبال دنیا طلبی رفتند و یا بعضی از اصولگراها از منظر زندگی های اشرافی و گرایش به دنیا، قدر مشترک آنها دنیا طلبی است.

لذا جریان انقلابی میگوید من برای انقلاب و غیر انقلابی می گوید انقلاب برای من! یعنی انقلاب را قبول دارم، نظام را قبول دارم ولی اگر برای من باشد و اگر برای غیر من بود قبول ندارم.

جبهه غیر انقلابی نقطه افتراق آنها دنیا است و میگویند انقلاب خوب است اما اگر برای ما باشد و عملا هم این را ثابت کرده اند. لذا دشمن بیرونی مخصوصا عناصر ضد انقلاب و اربابانی که پشت سر آنها هستند مثل نظام سلطه به دنبال این هستند که مجموع ضد انقلاب و دشمن خارجی، همه را بسیج کنند پشت سر جریان غیر انقلابی بیاورند.

میدانید تا انتخابات 2خرداد 76 دشمن همه ی انتخابات ما را تحریم میکرد و تبلیغ میکردند که در انتخابات شرکت نکنید و از اول انقلاب تا آن زمان این استراتژی را دنبال میکرند، اما در 2 خرداد 76 دشمن به یکباره استراتژی جدید را به کار گرفت و آن راهبرد نفوذ و استحاله بود. به این معنا که از خود همین انتخابات استفاده کنیم و عناصری را بدرون همین ساختار نفوذ دهیم و بعد بوسیله آنها نظام را از درون دچار استحاله کنیم.

در 2 خرداد 76 که آقای خاتمی رای آورد مردم را خیلی عجیب فریب دادند، ببینید واقعا در این دسته بندی ها من از شما سوال میکنم مثلا جریانی مانند کارکزاران سازندگی کجا هستند! چپ هستند؟ راست هستند؟ اصولگرا هستند؟ اصلاح طلب هستند؟ یک زمانی در دسته بندی چپ و راست مرحوم هاشمی کجا بوده؟ راستی بوده؟ چپی بوده؟ در جاهایی هزینه هایش برای جریان راست بوده و آورده اش برای چپ،در  جایی دیگر برعکس بوده شما چطور میخواهید تحلیل کنید؟ مردم ما در 2 خرداد 76 آمدند به صحنه و موجی که آن زمان شکل گرفت، نه به آقای هاشمی بود و واقعا عجیب است. اواخر سال 75 ، سال آخر ریاست جمهوری آقای هاشمی، کسانی آمدند قانون اساسی را دستکاری کنند که قانون اساسی به طور استثنا به آقای هاشمی اجازه دهد یک بار دیگر کاندیدا شود. در آن زمان مقام معظم رهبری جلوی لایحه را گرفت و به آن آقایان تشر زد و فرمودند که این چه کاری هست که میکنید(به همین جریان کارگزاران).

همین جریان کارگزاران در واقع اگر بخواهیم در دسته بندی ها بیاوریم باید بگوییم آخر راستگرایی بودند. قبلا تعریف راست گرایی را گفته بودم، آنها برای حفظ وضع موجود حاظر شدند قانون اساسی را دستکاری کنند. مقام معظم رهبری صدایشان کرد و تشر زد و به آنها گفت: « من بیشتر از شما هاشمی را قبول دارم اما بدعت نگذارید، نه خیر نمیشود».

جالب است از مردمی که از انحصار طلبی به ستوه آمده بودند و رای نه به آقای هاشمی، شد آقای خاتمی که 8 سال بعد پس از پایان دو دوره ریاست جمهوری خاتمی، مرحوم هاشمی اعلام کرد:« آقای خاتمی ادامه من بود اگر خود من هم بودم همین کارهایی را میکردم که آقای خاتمی کرد».

یعنی همان آدم هایی مثل کرباسچی، مهاجرانی، نجفی و اعضای کارکزاران همان کسانی که لایحه تنظیم کردند که ببرند و قانون اساسی را دستکاری کنند که هاشمی بماند همان ها فردای دوم خرداد که خاتمی رییس جمهور شد اینها را یکی یکی گذاشت وزیر و معاون و … خیلی عجیب هست مردم در آن زمان شعارشان مرگ بر انحصار بود، اصلا شعار آقای خاتمی این بود «من آمدم انحصار را بشکنم» خب چرا تمام وزرای او خودشان آخر انحصار بودند؟ کدام انحصار را خواستند بشکنند؟ اگر میخواست انحصار را بشکند که باید با آنها برخورد میکرد در حالی که همه آنها را وزیر و… کرد.

خدا رحمت کند گل آقا را یک جمله در مورد قانون نوشته است: قانون کلمه ای است که عده ای پشت ق آن نون میخورند.
این حرف ها چپ و راست و اصلاح طلب و اصولگرا همه در اصل ظاهر قشنگی دارند ولی در واقع عده ای در پشت آن نون میخوردند و میخورند. هنوز هم مشخص نیست جریان کارگزاران چپ بود؟ راست بود؟ چی بود؟ هنوز هم شبکه اقتصاد در دست این جریان است و همیشه مراکز پول ساز در دست این افراد بوده و هست و جالبتر اینکه همیشه هم طلبکار هستند در صورتیکه خود آنها باید پاسخگو باشند.

خیلی عجیب است من امروز مناظره کاندیدا ها رو میدیدم خیلی تعجب میکردم شما باید جوابگو باشید نه طلبکار که قدرت پول ما را اینقدر کاهش داده اید.

 

جریان غیر انقلابی درست است که دشمن نیست اما در زمین دشمن بازی میکنند! چرا؟

چون دشمن بعد از انتخابات سال 76 امیدوار شد که میشود از طریق صندوق رای در این نظام تغییر ایجاد کند. دشمن متوجه شد میشود آدم سست و آدم ضعیف را نفوذ داد بعد دوباره در دل دستگاه تحت نظارت آن آدم سست، آدم نفوذ داد. واقعا سریال گاندو واقعیت دارد من با اسامی آنها کاری ندارم ولی کلیت فرایند وحشتناک نفوذ دشمن واقعییت دارد و دشمن در ابعاد مختلف نفوذ کرده است. آدم های حداقلی بالاخره از شورای نگهبان عبور میکنند و با قدرت رسانه ای آنها که میتوانند یک بسیج عمومی راه بیاندازند و بقول یکی از دوستان از گوگوش تا سروش را پشت سر هم کنند، این افراد هیچ ربطی به هم ندارند، گوگوش یک خواننده هرزه بود ولی سروش ادعا دارد اهل علم و مطالعه است و بالاخره این جبهه را به همدیگر وصل میکنند و با این سلطه جامعه ما رو مسخ میکنند، واقعا اگر مسخ نشده بودیم اقای همتی نمیتوانست امروز در مناظره حرف بزند. این آقا رییس بانک مرکزی بوده است ولی خیلی پررو میگوید وضع موجود را شما درست کردید!!!

دشمن بازی را این طور طراحی میکند چون میداند جریان انقلاب برایش خطرناک است و راه نفوذ را میبندند یا حداقل کم میکنند و مومن نفوذ پذیری کمتری دارد اما آن بزرگواران که قدر مشترک شان دنیا است و دنیا طلبی در آنها به راحتی نفوذ میکنند. لذا دشمن آمده یک جبهه ای را تشکیل داده شامل آن ضد انقلابی همچون پهلوی و رجبی تا در داخل، کسانی که در دلشان گرایش به غرب دارند و همه را به هم متصل کرده است،همانطور که گفتم آنها از جهت مبانی هیچ ربطی به هم ندارند ولی دشمن پازلی را طراحی کرده و آنها را متناسب با رفتارشان، رفتار شناسی کرده است و هر کدام قطعاتی از این پازل را تشکیل داده اند.

به این صورت جبهه غیر انقلابی شکل گرفته است. ما هم باید جبهه انقلابی در مقابل آنها شکل دهیم.

بنا دارم در آینده دسته بندی هایی که الان وجود دارد در جبهه انقلابی از بنده، که ضعیف ترین هستم تا نوک قله انقلابی ها که نماد آن حاج قاسم سلیمانی است را توضیح دهم.

 

 

فایل صوتی سخنرانی را از اینجا دانلود کنید

 

برچسب‌ها:,