پیچ1

 

هو البصیر؛

 

ما کجای این پیچ هستیم؟(1)

رهبر حکیم و فرزانه‌ی انقلاب در سال‌های اخیر سعی دارند با استفاده از واژه‌ی تأمل برانگیز «پیچ تاریخ» اهمیت مقطع کنونی از تاریخ بشر و رسالت خطیر نخبگان و خواص را گوشزد کنند؛ معظم‌له در چند سخنرانی اخیر با تأکید بر این موضوع در تلاشند تا اذهان را متوجه و معطوف به فراز و فرودهای تند در گذر زمان سازند؛ که غفلت از آن‌ها در هر لحظه سرنوشت‌ساز، خسارت بعضاً غیر قابل جبرانی را برای ملت‌ها بویژه در جهان اسلام به دنبال دارد؛ و اخیراً در دیدار 1393/04/16 مسئولین نظام برای چندمین بار بر این تعبیر تأکید فرمودند: «به معنای واقعی کلمه در یک پیچ تاریخی قرار داریم و …» با توجه به هوشمندی و جامع‌نگری حضرت ایشان؛ بی‌شک استعمال مکرر این واژه مهم که کلیدواژه آماده‌باش عقلاست خبر از مسئولیتی بس خطیر می‌دهد که غفلت از آن زیان‌های جبران‌ناپذیر دارد!!! و خواستگاه حضرت ایشان این است که برای ما تبیین کنند؛ در چنین شرایطی علاوه بر هوشمندی و دقت باید همه ظرفیت‌های بالقوه را برای تحقق آرمان‌ها به میدان آورد و …

اصولاً مفهوم کاربردی این واژه هشدار برای دریافت صحیح تهدیدها و فرصت‌هاست؛ چرا که اگر درگذر زمان حرکت فرصت‌ها و تهدیدها کمی و کیفی تند شوند، خسارت غفلت صد چندان می‌شود و … براستی علی رغم این همه هشدارها چقدر متوجه فرصت‌ها و تهدیدها هستیم؟؟؟ ماجرای «پیچ تاریخ» امروز ابعاد متعدد و متفاوتی دارد که همه کسانی که توان نقش آفرینی در هر عرصه‌ای و هر مقیاس را دارند باید کاملاً به هوش و به گوش باشند و همه‌ی توان خود را برای ایفای نقش بموقع به میدان بیاورند و … بعنوان مثال در همین دنیای رسانه و ارتباطات چه تهدیدهای خسارت‌باری برای بشریت خصوصاً جهان اسلام رقم می‌خورد!!! و چه فرصت‌های طلایی به باد فنا می‌رود!!! چرا ما با کم‌همتی و کوته نظری فقط بار هزینه‌های امکانات ارتباطی را بر دوش می‌کشیم و … ؟؟؟ براستی چقدر ساده و آسان دشمن فرصت‌ها و تهدیدات را علیه ما مهندسی می‌کند!!!

تاریخ ما پر از عبرت‌های سستی در گردنه‌ها است!!! با دو خط متقاطع چهار زاویه ایجاد می‌شود؛ مرکز هر زاویه چقدر است؟ و دامنه زاویه چقدر؟ مثلاً در جوامع اسلامی آمدند بنام تمدن و رهاورد نواندیشی و روشن‌فکری خط الرسم زبان و ادبیات مسلمانان را در بعضی ممالک تغییر دادند؛ در هند و پاکستان فعلی؛ گفتند: «شما همان فارسی حرف بزنید ولی چه اشکالی دارد لاتین بنویسید؟ تازه کلاسش هم بالاتر است و …!» در دیگر ممالک اسلامی مرکز زاویه را نگاه کردند و پذیرفتند؛ در همین ترکیه، گفتند: چه اشکالی دارد ترکی خودمان را داریم و لاتین هم آن را تحریر می‌کنیم؛ چند دهه گذشت و مسلمانان ترکیه چشمان‌شان را باز کردند و دیدند عجب!!! هویت ما قیچی شد!!! چرا که دیگر نسل جدید به هیچ عنوان نمی‌توانست با گذشته خود ارتباطی برقرار کند و … چون با متون قبل خود کاملاً بیگانه شده؛ و نتیجه میدانی این شد که در کشوری مانند ترکیه که بیش از 97% مردم مسلمانند اما در همین کشور هیچ بچه مسلمانی حق ندارد با پوشش اسلامی وارد مراکز اداری و آموزشی و … شود! این یک «پیچ تاریخ» بود که انحراف خسارت‌بار غیرقابل جبرانی را به ملتی تحمیل کرد و … اما در ایران فقهای شیعه مانند آیت‌الله مدرس دامنه زاویه را دیدند نه فقط مرکز زاویه را؛ لذا در این «پیچ تاریخی» هم بموقع تشخیص دادند وهم پای آن ایستادند. شاید آن روز برخی از آبا و اجداد ما هم فقط مرکز زاویه را می‌دیدند که به امثال مدرس خورده گرفتند «بابا این که دعوا ندارد! ما فارسی حرف بزنیم و لاتین بنویسیم خیلی با کلاس‌تر هم هست و …» اما مدرس بر سر همین موضوع به ظاهر ساده جان خود را نثار کرد تا امروز ما هویت داشته و مرکز نشر اسلام ناب محمدی(ص) باشیم. «پیچ تاریخ» یعنی همین و به همین سادگی سرنوشت ملتی رقم می‌خورد و …!!! یعنی دیدن افق‌های این زاویه و …

و اما امروز! به تعبیر امام(ره) مجاهدت تمام انبیاء(ع) و اولیاء(س) خدا پس از ده‌ها قرن به بار می‌نشیند و محصولش می‌شود انقلاب اسلامی و برای حفظ و بالندگی همین محصول گران‌سنگ خون سیصد هزار نفر از بهترین‌های خلقت بعد از انبیا و ائمه(علیهم السلام) مظلومانه بر زمین می‌ریزد تا انقلاب اسلامی طوفان‌ها و توطئه‌های متعددی را سپری کند و خون شهداء به بار بنشیند و محصول ذی‌قیمتی همچون بیداری اسلامی از دل آن تجلی کند و … آری موج بیداری اسلامی حاصل چنین عقبه عظیمی است و امام(ره) همچون امروز حضرت آقا همه این فرآیند را پیش‌بینی کرد و بشارت آن را داد؛ اما خیلی از خواص دانسته یا ندانسته با بی‌اعتنایی به این مهم و شعاری خواندن افق بلند دید نافذ و الهی امام به بهانه‌ی سازندگی پس از جنگ و … مشغول گردو بازی‌هایی شدند و …!!!

اما دشمن! دشمن فرصت‌ها را بخوبی دریافت و دقیق مدیریت کرد و تا حدودی در آن مقطع موفق به مهار این موج شد. براستی بر فاجعه کم نظیر تاریخی بوسنی کمی تأمل کنیم!!! چرا و چگونه قریب به پانصد هزار مسلمان بوسنیایی را در قلب اروپای مدعی تمدن و حقوق بشر با چه جرمی و با چه هدفی به فجیع‌ترین وضع قتل عام کردند؟؟؟!!! اگر ما نوید امام(ره) درجوانه‌های بیداری اسلامی را جدی گرفته بودیم و تدبیر و مجاهدت لازم کرده بودیم شاید دشمن به همین سادگی گورهای دسته جمعی را در سربرنیتسا پر اجساد زنان و کودکان بوسنی و هرزگوین نمی‌کرد و یقیناً امروز نورانیت حقیقت اسلام عزیز نه تنها اروپا را بلکه خود آمریکا را هم درنَوَردیده بود اما دریغ از هوشیاری ما و … بله این هم «پیچ تاریخ» بود…

و اما در موج جدید بیداری اسلامی! براستی کمی نقش‌آفرینی خود و دشمن را در این گردنه‌ی حساس و خطیر تاریخی بررسی کنیم!!! ما چه کردیم و دشمن چه کرده؟؟؟ البته نقش ما منهای شخص حضرت آقا منظور و مقصود است؛ چون حضرت ایشان، خمینی گونه نقش‌آفرین بوده و هست؛ از هشدارهای مکرر به مسئولین امر در داخل تا تذکرات دقیق و به موقع به نخبگان و رهبران خیزش‌های اسلامی گرفته تا پیش‌بینی‌های حکیمانه و هشدار دقیق و عالمانه به ملت‌های مسلمان تا … و … بعنوان مثال پیام و توصیه‌های معظم‌له به ملت مصر و شخص مرسی (احمقی که گوش نداد و چوبش را هم خورد) پس از پیروزی آن را با حوادثی که این روزها در مصر رغم می‌خورد تطبیق دهیم تا این آثار جلوه ولایت الهی را بدرستی لمس کنیم و…

اما براستی مسئولین و نخبگان نظام (چه دولت قبل و چه دولت فعلی) در این گردنه سخت چه کارنامه‌ی قابل قبولی برای ارائه به تاریخ دارند؟؟؟ !!! متأسفانه یکی با تحلیل‌های آب دوغ خیاری، این فرصت گرانبهای پرهزینه را «بیداری ملت‌ها» نام نهاد و با این تحلیل توان نظام را به حاشیه برد و به خاکی زد و… و امروزی‌ها هم که با ژست دیپلماتیک و به بهانه تعامل با جامعه جهانی به گاراژ زده‌اند و …

اما دشمن! آن‌ها با همین تراژدی که در سوریه رغم زد چه نفسی از این حرکت پر شتاب گرفت و …؟؟؟ دشمن با مهندسی دقیق حاکمان احمق برخی کشورهای اسلامی–عربی ضمن وارد کردن خسارات جبران‌ناپذیر فراوان بر پیکره‌ی جهان اسلام و به خطر انداختن خط مقاومت؛ سرطانی بنام داعش و … را برای مکدر کردن چهره نورانی اسلام در پیکره جهان اسلام وارد کرد که هر روز غیرانسانی‌ترین خبرها را در کشورهای اسلامی تولید می‌کنند تا خوراک تبلیغاتی «اسلام هراسی» رسانه‌های صهیونیستی را فراهم آورند و بدین‌سان درصدد کُند کردن موج بیداری اسلامی و مهار گرایش سیل‌آسا به اسلام نجات بخش برآمده و با کمال تأسف تا حدودی هم موفق شدند!!! البته آثار مجاهدت گمنامان خاموش یعنی این بچه‌های بی‌ادعای «سپاه قدس» را نباید نادیده گرفت؛ اما آیا حق آرمان‌های انقلاب؛ فریادهای در گلو خفه شده شهداء؛ رنج‌های امام و خون دل‌های آقا همین‌قدر است؟؟؟ 

براستی رفقا! از مسئولین و گردو بازی‌های آنان که بگذریم من و شما کجای کاریم؟؟؟ یه روزی جوانانی تعدادی کلاشینکف از دشمن غنیمت گرفتند که قابلیت و کاربرد آن در حدی بود که بچه بسیجی‌ها اسم آن را گذاشته بودند «کلاغ کیش کن» اما با همین کلاغ کیش کن ها در مقابل تمام دنیای کفر با پیچیده‌ترین سلاح‌ها ایستادند و حرف امام‌شان را به کرسی نشوندند و «پیچ تاریخ» دفاع مقدس را با کربلای پنج‌هایی آن‌طور رقم زدند و … اما امروز با همه این امکانات ما کجای این «پیچ تاریخ» هستیم؟؟؟ مثلاً همین فضای مجازی و نقش ما!!! مثلاً همین امکانات وایبر و واتساپ و … که توسط دشمن و برای اهداف متعدد از جمله جاسوسی و … طراحی شده چقدر هدفمند از جانب بچه مسلمانان مورد بهره‌برداری مفید قرار می‌گیرد؟ بنده خود شاهدم عموماً در همین روزهای قشنگ رمضان یا جک و لطیفه تبادل می‌شد!!! و یا کلیپ‌های جلسات انحرافی 9 ربیع و … پخش می‌کنند و بنام دفاع از اهل‌بیت(ع) گل به دروازه خودی می‌زنند و … در همین روزهای سخت غزه و در آستانه‌ی روز جهانی قدس شبهه ناصبی بودن فلسطینی‌ها و… را نشر می‌دهند!!! حقیر که مدتی توفیق شاگردی شهداء را داشتم؛ به ارواح مطهر همان خوبان قسم؛ اگر بودند امروز با همین وایبر و واتساپ ونیمباز و … دشمن؛ قله‌های بزرگی را فتح می‌کردند چنانچه امروزه شاهدیم بچه‌های قدس و یاران حاج قاسم سلیمانی چه افتخارات بزرگی را رقم می‌زنند … چرا نباید همه‌ی ما چنین نقشی داشته باشیم؟؟؟ اگر مجاهدت همین رفقا نبود معلوم نبود معادله در اطراف ما چطور شکل می‌گرفت و سرنوشت مقاومت چه می‌شد و …؟؟؟

در همین قصه‌ی پرغصه‌ی سوریه! دشمن بوسیله همین خاندان عیاش و هوسران سعودی و با پول بیت‌المال مسلمین بیش از سه سال است در سوریه با شعار «آزادی و ایجاد دموکراسی» کودک می‌کشند و ما آن‌قدر سست عمل می‌کنیم که حتی بعضی‌ها در داخل بانگ می‌زنند که ما چرا از سوریه و فلسطین و … حمایت می‌کنیم؟؟؟!!! عربستان سعودی و قطر و … که دلارهای کودک‌کشی در سوریه و عراق و … را با شعار آزادی و ایجاد دموکراسی تأمین می‌کنند؛ آیا در تاریخ حیات سیاسی خود بویی از آزادی و دموکراسی را در کشورهای خود برده‌اند؟؟؟ در کشورهای همین شیوخ هوس‌باز هنوز رانندگی خانم‌ها خلاف شرع بیّن محسوب می‌شود و بر افراد برای این کار حد جاری می‌شود!!! اما با ادعای آزادی سگ‌های دو پایی بنام وهابیت تربیت می‌شود و با پول همین به ظاهر مسلمانان در سوریه سر مظلومین را از تن جدا می‌کنند و …!!! ما با این همه ظرفیت‌های فراوان حتی افکار عمومی داخل کشور را هم بعضاً نتوانسته‌ایم مدیریت کنیم بگونه‌ای که تحصیل کرده‌ی ما در دانشگاه امروز می‌گوید: «سوریه و فلسطین و … به ما چه ربطی دارد؟!!!» در قانون اساسی عربستان رسماً آمده که یک سوم در آمد کشور متعلق به خاندان سعودی است!!! یعنی با یک حساب سر انگشتی ساده جد آنان عبدالعزیز که از سال 1902 میلادی با نقشه و حمایت آشکار و غیرقابل انکار انگلیسی‌ها بر عربستان استیلا پیدا کرده؛ رسماً 32 زن داشته که از آن‌ها 46 پسر و 25 دختر متولد شده که نسل‌شان تا به امروز حدود 15000 نفر تخمین زده می‌شوند که البته عمده قدرت و این پول شامل حدود 2000 نفر از آنان می‌شود؛ اکنون روزانه بیش از ده میلیون بشکه نفت فقط در آمد نفتی این کشور است! و یک سوم این پول رسماً و قانوناً متعلق به آنان است گرچه همه این پول در اختیار آن‌هاست اما این به عنوان قانون تصریح شده!!! براستی چرا و چطور باید نظام فاسدی با صدها پاشنه آشیل این‌چنینی آن‌هم با ادعای انقلاب و آزادی بتواند چنین جولان دهد و این همه جنایت و فتنه در جهان اسلام مرتکب شود؟؟؟!!!

به‌قول مقام معظم رهبری

«بزگترین مشکل امروز دنیای اسلام بی‌اطلاعی است» و ما با این همه ابزار و امکانات کجای این «پیچ تاریخ» هستیم؟؟؟ امروز همتی به بلندای غواصان والفجر هشت می‌خواهد تا با بکارگیری این همه ابزار و امکانات روشنگری در جهان اسلام ایجاد کند که راه هر نوع فتنه و فتنه‌گری را مسدود کند ان‌شاالله!

البته افسران جوانی امروز هستند در این جنگ نرم که مایه فخر و امیدند اما نهضت خمینی و یارانش خیلی بیش از این‌ها حق و مطالبه ادا نشده دارد و …

اگر عمری باقی بود ادامه مطلب در مقالات بعد تقدیم می‌گردد.

چهارم مرداد نود و سه (دانشجوی مشروطی دانشگاه شهادت – زارع)

۲۶ دیدگاه برای “ما کجای این پیچ هستیم؟(1)”

  • ncm می‌گه:

    سلام. ممنونم حاج آقا. تمام نکاتی که فرمودید قابل تأمل هستند. اما ی نکته خیلی مهم اینه که ما تا یاد نگیریم پایبندی به اصول و اشتراکاتمون رو در مسائل بنیادی بر همه چیز رجحان بدیم کاری پیش نخواهیم برد. بلایی که بر سر جریان اصول گرایی هم آمد ناشی از این امره و این مساله در سطوح پایین تر هم دیده میشه. حضور در شبکه های اجتماعی و جریان سازی نیاز به احترام به اشتراکات و نادیده گرفتن اختلافات و در نهایت ایجاد موج در فضای مجازیست. الان روزنامه ها و سایت های خبری هم سو در این جبهه هم از این امر عاجزند چه برسه به کاربرهای معمولی. کافیه مطلبی در راستای یک هدف مهم مطرح بشه قبل از واکنش جبهه ی مخالف خودی ها هستند که داد و قال راه می اندازند. فرهنگ انجام کار جمعی متاسفانه در قشر مذهبی ما به شدت پایینه، هنوز اون کامنتی که مطلب در سایت گذاشتن شما رو به شوخی گرفته و خوانندگان شما رو چند تا خانم و… برشمرد فراموش نکردم. خداییش از زمانی که با این کارتون یاد دادید باید در فضای مجازی هم جبهه ای دیگه تشکیل بشه چند تا از افرادی که میشناسید حضورشون پررنگ شده؟؟؟؟؟؟ چند تا وبلاگ ارزشی ساخته شده و…چنذ نفر در شبکه های اجتماعی حضور فعالترشون رو نشون دادن؟؟؟؟تجربه ی من از فعالیت در کنار بچه های به اصطلاح ارزشی که فقط ارزش کارشون خودمحوری و توجه نکردن به عقل جمعیست نشون میده از این جماعت کاری برنمیاد و همچنن دود از کنده بلند میشه….

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام علیکم ! طاعات قبول ! من از این عصبانیت شما خیلی امیدوار وخوشحال شدم ! آقای دکتر زاکانی می گفت سال 76 دراوج هجمه دوم خردادو… جمع محدودی دانشجرفتیم خدمت آقاوآقا اجازه فرمودندبچه ها حرفاشونوبزنند ؛ همه ارفضای سخت وشرایط بد خودی ها انقادکردند ونالیدند وباعصبانیت هم بیان می کردند ! آقادر پایان فرمودند من خیلی خوشحال شدم که شما عصبانی هستید ! خدارا شکر که یه عده ای هم نگرانند و…

      • ncm می‌گه:

        طاعات شما هم قبول. بله حاج آقا، عصبانی هستم از دست دوستانی که یه زمانی ادعاشون زمین و آسمون رو به هم میدوخت و الان همه سردر لاک خودشون کردن و افتخارات ناچیز و بی مقدار گذشته شون رو دنبال می کنن. وقتی فکر میکنم و میبینم از اون جماعت دانشگاه بین الملل( افرادی که من میشناسم و البته اغلب خانمها) الان تمام هم و غمشون شده مسائل خانوادگی و… که اسم نمیبرم دیگه باید چه انتظاری از مردم عادی داشت، افرادیکه الان انقدر عقلشون زیاد شده که گاهی جلوتر از حضرت امام خامنه ای در حال صدور نظرات و عقایدشون هستند، هنوز هم که هنوزه حتی بعد از صحبت های آقا در مورد مهم بودن نتیجه ادعا میکنند ما مامور به تکلیفیم… در مورد فضای مجازی هم همینطوره، کودوم پیج به نام بچه های بین الملل داره کار میکنه؟ کودوم یک از دوستان اینجا نظراتش باعث ی بحث خوب شده جر چند مورد خانم امامی من موردی جدی ای به ذهنم نمیرسه، چرا نباید اینجا به عنوان ی پاتوق باشه؟ حاج آقا کجان خانم ها و آقایونی که روزگاری ادعای کار کردنشون گوش فلکو کر میگرد و نظرات کارشناسیشون ملت رو بیچاره؟ الان تو کودوم جبهه دادن سر و دست میشکنن؟حتی برای نظر دادن تو اینجا هم کسی نیست…ساعت نزدیکه 4 بعد از ظهره و با وجود بودن این همه امکانات برای دسترسی به اینترنت کسی خبری ازش نیست…منو ببخشید اگه تند صحبت کردم یا اینکه حرفی زدم که ممکنه ناراحت بشید، اما جای خالی جبهه ی مدعی بدون بازدهی در دانشگاه ها، در سطوح عالی علمی و فرهنگی و هنری و اجتماعی بیداد میکنه… باید این حرف ها رو به کی زد؟

        • دانشجوی مشروطی می‌گه:

          خانم موذن من منظورم همین بود که شکر خدا شما آسیب اصلی یعنی غفلت را خوب تشخیص داده اید لذا یه نفرهم بفهمه خوبه !!!

      • امیر فتاح زاده می‌گه:

        آقا هم در صحبت های چند روز قبلشون هم یه جور دیگه دوباره این موضوع رو گفتن :
        یکى از دوستان هم گفتند که خواب از چشم دانشجویان ربوده شده. این خیلى خوب است؛ واقعاً اگر چنانچه این‌‌جور باشد که نگرانى‌‌ها دانشجو را این‌‌جور حساس بکند؛ البته امیدواریم خوابتان را بموقع و کامل انجام بدهید! این تعبیرِ «خواب از چشم ربوده شدن» تعبیر خوبى است؛ اگر واقعاً این‌‌جور باشد، ما خیلى خرسند میشویم. این حالت نگرانى و دغدغه نسبت به حوادث، موجب میشود که با چشم باز مسائل را نگاه کنید.

      • ابراهیمی آتانی می‌گه:

        با عرض سلام حدمت حاج اقا
        دیروز نظر خانم موذن (که ارادت زیادی خدمتشون دارم) را ذیل مطلب وزینتان مطالعه کردم .
        بنده با نظر ایشان موافقم که کم کاری می کنیم همه نه فقط خانمهای دانشجوی دانشگاه بین الملل .همه کم کاری می کنیم از من گرفته که همیشه کم کار و پرادعا بود ه ام تا …
        ولی این قسمت از نظر خانم موذن دلم را به درد اورد که فرمودند خانمها درگیر مسایل حانوادگی شده اند .
        استنباطم از مطلب ایشان این است که ما در گیر کار خانه شده ایم یعنی همان کاری که خداوند ان را جهاد زن معرفی کرده و حضرت زهرا با اینکه بانو فضه را در کنار خود داشتند با ایشان قرارگذاشتند که یک روز در میان خود ایشان کارهای خانه را انجام دهند نه فقط به این خاطر که به بانو فضه کمک کنند بلکه بیشتر به این دلیل که کار خانه را همسنگ عبادت می دانستند.
        البته تاکید یرحضور پررنگ اجتماعی زنان ترفند غرب برای جدایی زنان از رسالت اولیه و اصلی انها می باشد که در مطالعه اجمالی از بیانات حضرت اقا و همچنین اسناد و نسخه هایی که سازمان ملل برای کشورهای اسلامی پیچیده می توان مشاهده کرد.
        این را هم عرض کنم که خانمهایی که من با انها در ارتباط هستم که البته بی انصافی است که صفت پر ادعا را در مورد شان به کار ببریم هر کدام از انها به خوبی مشغول ایفای نقش خود بوده و هر جا که لازم بوده وارد مسایل اجتماعی شده و از نظام پشتیبانی کرده اند.
        بله خانم موذن ما مامور به تکلیفیم!!! التماس دعا

        • دانشجوی مشروطی می‌گه:

          سلام علیکم خانم ابراهیمی ! طاعات قبول عیدبرشماوخانوادهمبارک ! البته فکرنکنم منظور خانم موذن این باشه که خدای نخواسته به خانه وخانواده کم توجهی بشودبلکه فعالیت سالم اجتماعی نتنها اشکال ندارد بلکه وظیفه است وخانه داری وشوهرداری هم جهاداست . یاعلی ! به آقاسید سلام برسونید !

          • ncm می‌گه:

            صحبت های حاج آقا کاملا درست هستند. جهاد زن خوب همسرداری کردن است….ما هم خدمت شما ارادت داریم خانم ابراهیمی

  • امیر فتاح زاده می‌گه:

    در مورد ضرورت کار فرهنگی با ابزار نوین تنها به این جمله ی حضرت آقا که حدود ده سال!!! پیش فرمودن بسنده میکنم :

    مروز وظایف حوزه‌های علمیه با گذشته تفاوت‌های زیادی کرده است. حوزه‌ی علمیه فقط برای اقامه‌ی جماعت نیست. منبر رفتن به صورت سنتی هم اگر محتوای عالی و پُر مغزی نداشته باشد، کافی نیست. امروز شما ببینید وسایل تبلیغ در دنیا چقدر متنوع شده؛ این طرفِ دنیا یک نفر جوان پای یک دستگاه کوچک می‌نشیند و افکار، تصورات، تخیلات، پیشنهادهای فکری و پیشنهادهای عملی را از سوی هر کسی – بلکه هر ناکسی – از آن طرفِ دنیا دریافت می‌کند. امروز اینترنت و ماهواره و وسایل ارتباطیِ بسیار متنوع وجود دارد و حرف، آسان به همه جای دنیا می‌رسد. میدان افکار مردم و مؤمنین، عرصه‌ی کارزار تفکرات گوناگون است. امروز ما در یک میدان جنگ و کارزار حقیقیِ فکری قرار داریم.” این کارزار فکری به‌هیچ‌وجه به زیان ما نیست؛ به سود ماست. ” اگر وارد این میدان بشویم و آنچه را که نیاز ماست – از مهمات تفکر اسلامی و انبارهای معارف الهی و اسلامی – بیرون بکشیم و صرف کنیم، قطعاً بُرد با ماست؛ لیکن مسأله این است که ما باید این کار را بکنیم.

    اما در مورد چگونگی این کار حرف های بسیاری هست ولی مهمترین مشکل در حوزه ی فعالیت های سایبری شبکه های مجازی این است که مرکز راهبری و تولید محتوای یکپارچه و سازماندهی وجود نداره .

    مردم عادی و قشر خاکستری کار خودشون رو که به اشتراک گذاشتن و کپی کردن یک مطلب در گروه های دیگر هست به سرعت و دقت انجام میدن ولی مهم تولید محتوای مناسب ، در اختیار و دسترس گذاشتن همگان و هدایت و راهبری مدیران مخفی شبکه های مجازی هست . متاسفانه از بدو ورود این شبکه های مجازی مسئولین که قدرت و بودجه در اختیار داشتن تمام تلاششون رو برای نابودی این غنیمت های جنگی جنگ نرم کردن و هیچ تلاشی برای استفاده ی درست و تبدیل کردن تهدید به فرصت نداشتن .

    راه های تبدیل فرصت به تهدید در این حوزه :
    کوتاه مدت (قابل اجرا توسط مردم): استفاده ی راهبردی و حساب شده از این ابزارها برای رسیدن به اهداف انقلاب
    کوتاه مدت (هزینه ی متوسط و قابل اجرا توسط خواص) : تولید محتوای مناسب و آماده سازی برای شبکه های ارتباطی و مجازی ، هدایت و راهبری مدیران کوچک گروها و صفحات شبکه های مجازی
    بلند مدت (حمایت مسئولین ) : تولید و جایگزینی ابزارهای مشابه ایرانی و دادن مزیت های نسبی با توجه به بومی بودن و سوق دادن افراد از ابزارهای خارجی به ابزارهای ملی .

  • امیر فتاح زاده می‌گه:

    در مورد ضرورت کار فرهنگی با ابزار نوین تنها به این جمله ی حضرت آقا که حدود ده سال!!! پیش فرمودن بسنده میکنم :

    ((( امروز شما ببینید وسایل تبلیغ در دنیا چقدر متنوع شده؛ این طرفِ دنیا یک نفر جوان پای یک دستگاه کوچک می‌نشیند و افکار، تصورات، تخیلات، پیشنهادهای فکری و پیشنهادهای عملی را از سوی هر کسی – بلکه هر ناکسی – از آن طرفِ دنیا دریافت می‌کند. امروز اینترنت و ماهواره و وسایل ارتباطیِ بسیار متنوع وجود دارد و حرف، آسان به همه جای دنیا می‌رسد. میدان افکار مردم و مؤمنین، عرصه‌ی کارزار تفکرات گوناگون است. امروز ما در یک میدان جنگ و کارزار حقیقیِ فکری قرار داریم.” این کارزار فکری به‌هیچ‌وجه به زیان ما نیست؛ به سود ماست. ” اگر وارد این میدان بشویم و آنچه را که نیاز ماست – از مهمات تفکر اسلامی و انبارهای معارف الهی و اسلامی – بیرون بکشیم و صرف کنیم، قطعاً بُرد با ماست؛ لیکن مسأله این است که ما باید این کار را بکنیم.))) ۱۳۸۴/۰۲/۱۱

    اما در مورد چگونگی این کار حرف های بسیاری هست ولی مهمترین مشکل در حوزه ی فعالیت های سایبری شبکه های مجازی این است که مرکز راهبری و تولید محتوای یکپارچه و سازماندهی شده وجود نداره .

    مردم عادی و قشر خاکستری کار خودشون رو که به اشتراک گذاشتن و کپی کردن یک مطلب در گروه های دیگر هست به سرعت و دقت انجام میدن ولی مهم تولید محتوای مناسب ، در اختیار و دسترس گذاشتن همگان و هدایت و راهبری مدیران مخفی شبکه های مجازی هست . متاسفانه از بدو ورود این شبکه های مجازی مسئولین که قدرت و بودجه در اختیار داشتن تمام تلاششون رو برای نابودی این غنیمت های جنگی جنگ نرم کردن و هیچ تلاشی برای استفاده ی درست و تبدیل کردن تهدید به فرصت نداشتن .

    راه کارهای تبدیل تهدید به فرصت در این حوزه به نظر حقیر:
    کوتاه مدت (قابل اجرا توسط مردم): استفاده ی راهبردی و حساب شده از این ابزارها برای رسیدن به اهداف انقلاب
    کوتاه مدت (هزینه ی متوسط و قابل اجرا توسط خواص) : تولید محتوای مناسب و آماده سازی برای شبکه های ارتباطی و مجازی ، هدایت و راهبری مدیران کوچک گروها و صفحات شبکه های مجازی
    بلند مدت (حمایت مسئولین ) : تولید و جایگزینی ابزارهای مشابه ایرانی و دادن مزیت های نسبی با توجه به بومی بودن و سوق دادن افراد از ابزارهای خارجی به ابزارهای ملی .

    و در آخر هم جمله ی آخر رهبری که “لیکن مسأله این است که ما باید این کار را بکنیم.”

  • قبادی می‌گه:

    سلام علیکم

    حاج آقا نماز و روزه هاتون قبول باشه.
    طاعات و عبادات و نماز و روزه های همه سربازای جنگ نرم هم قبول باشه.

    عید فطر هم مبارک

    لینک همین مطلب حاج آقا در جهان نیوز:
    http://jahannews.com/vdcb55bfzrhbzfp.uiur.html

    یا علی

  • نیما دهه70ای می‌گه:

    سلام حاج آقا خدا قوت
    روزه نمازتون قبول باشه انشاالله
    راستش وقتی با خودم فک میکنم میبینم خیلی چیزا میدونم(البته در حد خودم ها)ولی متاسفانه وقتی به اعمالم نگا میکنم میبینم حتی به 5 درصدش هم عمل نمیکنم
    فکر میکنم علتش آسایشیه که دارم
    هروقت دلم میخواد بیدار میشم هروقت دلم میخواد میخورم هروقت دلم میخواد … انگار نه انگار این دل صاحاب داره و باید ببینم صاحابش چی میگه؟
    خداااااااااا
    خودت درستمون کن.
    هرچند میدونم شما بنده ی برده نمیخواین و دوست دارین ما با اختیار و میل خودمون بیایم ولی خب میبینی که تاکارمون گیره ذاکریم اما همینکه خر شدیمو گذشتیم… یا الهی وربی وسیدی و مولای ارحم

  • امامی می‌گه:

    و اما پیچ تاریخ
    «…جهان به سمت معنویت گرایش پیدا کرده است و هدف این گرایش، به سمت ادیان الهی است. بایدبرای تحول ایجاد شده تولید محتوا کرد. حوزه ها و دانشگاهها برای تحول ایجاد شده محتوا ایجاد کنند.» (9/6/91)
    «این قرن، قرن اسلام است…»(10/11/90)
    ماحصل این جملات یک نکته اساسی است. نظم جهانی در حال فروپاشی است. نظم جدیدی حول محور اسلام در حال شکل گیری است. این یعنی پیچ تاریخ… یعنی گذر از وضع موجود به وضع مطلوب. برای رسیدن به این هدف بایدتولید محتوا کرد.
    تولید محتوا همان است که از آن با نام جنبش نرم افزاری یاد می شود. یعنی سعی و تلاش جهت استخراج نظریاتی منبعث از متن دین اسلام به جهت اداره امور جهانی. روشن است که چه مسئولیت خطیری متوجه جامعه دانشگاهی و حوزوی است.

    «این انقلاب از روز اول هر قدمی برداشته قدمی بوده که نوید قدم بعدی را به ما می داده. این خیلی مهم است. هرگز دچار بن بست نشدیم هرگز در دالان یأس و نا امیدی قرار نگرفتیم. همیشه فرج در مقابل ما بوده. گاهی خودمان سستی کردیم اما راه هرگز بسته و بن بست نبوده امروز هم همینطور است» (6/3/92)
    روشن است که اگرانقلاب اسلامی ایران را یکی از پیچهای مهم تاریخ بدانیم. موج بیداری اسلامی، به مثابه پیچ تاریخی مهم دیگر، منبعث از حرکت انقلاب اسلامی است. پس امیدوارانه و با جهاد علمی و اخلاقی باید به سمت هدف حرکت کرد. (البته همه می دانیم که جهاد علمی با پر کردن رزومه علمی تفاوت فاحشی دارد. حسن روحانی به درستی تلاش برخی اساتید دانشگاه، در جهت ثبت مقاله در ISI را از مظاهر شرک دانست. جهاد علمی این نیست. …)

  • ابوالفضل مولایی می‌گه:

    سلام و رحمت خدا
    حلج آقا خوب هستید ؟ چند وقتی مطلب نمیذارید
    دوستان منتظریم

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام آقا ابوالفضل ! مخلصیم ! تبلیغ ومسافرت بودم دسترسی به اینترنت نبود متقابلا دلم برای همه دوستان تنگ شده بود انشاالله درخدمتیم یا حق !

  • درخشی می‌گه:

    با سلام حاج آقا(استاد) زارع بسیار خرسند شدم از این که دوباره پل ارتباطی یافتیم برای استفاده از کلام گیرا و نافضتان راستش رو بخواهید حدود یک سالی می شود که از بیانات شما بی بهره ماندیم و از وقتی شنیدیم سعی می کنیم گه گداری به وب سایتتون سری بزنیم و از تحلیل ها و نوشته هایتان لذت ببریم درست مثل آن سه سالی که در خدمتتون بودیم و از بیانات شیوا و جامعتون استفاده می کردیم
    و اما این بار این مطلبتون من رو برد به اون جلسه ای که در خدمتتون بودیم و بحث هم در مورد همین پیچ تاریخی بود که در اینجا بیان شد یادم هست بعد از آن جلسه شاید علامت سوال های زیادی در ذهن ما به وجود اومد مثل اینکه حالا وظیفها توی این برهه تاریخی چیه و از این دست سوال ها اما حالا یک دغدغه دیگه به مراتب سخت تر در ذهنم ایجاد شده و اون هم اگر به قول خانم امامی منظور از این پیچ تاریخی یعنی نظم جهانی در حال فروپاشی است. نظم جدیدی حول محور اسلام در حال شکل گیری است باشد به نظرم من هم تولید محتوا اولین گامه اما به موازات اون هم باید داشته های موجود رو نیز تبیین کنیم و منتظر این نباشیم که محتوا که کامل شد بعد برویم سراغ تبیین و تبلیغ اون راستش رو بخواید به نظرم ما علاوه بر ضعف در محتوا در تبیین و تبلیغ محتوا نیز دچار اشکال هستیم در همین کشور عزیزمان که خود شاید بهترین الگو ی اسلامی در حال حاضر باشد وقتی درمیان دوستان جوان خود از اسلام و محتوای آن صحبت می کنیم سریع در مقابل حرف هایت موضع گیری می کنند و به جای پرداختن به اصل موضوع میروند سراغ مصداق های عینی موجود در جامعه مثلا می گویند بابا چه اسلامی چه حکومت اسلامی و سریع می روند سراغ ضعف های نظام و شاید هم در ذهنشان علت خیلی از ضعف ها را هم خود اسلام و این حکومت اسلامی می دونند و این طوری خط بطلانی می کشند بر اسلام حرف من این است ای کاش مبانی وتئوری نظام اسلامی خوب جمع آوری و تبیین شود تا اهداف و راه رسیدن به این اهداف روشن شود و انسان وقتی با آگاهی و شعور در راهی قدم بگذارد البته به مراتب انگیزه اش صد چندان می شودو ادامه مسیر برایش آسانتر می شود و حتی صبر و استقامتش در برابر مشکلات هم صد چندان می شود از این ها که بگذریم اگر ما محتواو تبیین و تبلیغ خوبی انجام دادیم آنگه می شویم یک الگو و شاخص برای همه جهان نه فقط جهان اسلام و به قول آقا(امام خامنه ای)” تکلیف نسل جوان و عمدتا دانشجویی همین است که خط ثبات و استقرار انقلاب را به سوی تکامل بیش تر ادامه بدهد و پیش برود بدانید حرکت مبارک و متکی به ارزش ها وابسته است به انگیزه،همت، شجاعت، قدرت تفکر و عزم راسخ شما شما ها هستید که باید این راه را ادامه بدهید یکی از خاصیت های انقلاب الگو سازیست شما می توانید این هدف را دنبال کنید که برای جوامع اسلامی یک الگویی درست کنید”ان شالله که در راه رسیدن به این هدف از هیچ تلاشی دریغ نکنیم به امید ان روزی که فلسطین پاره تن اسلام در آغوش مسلمانان آرام گیرد و به امید آن روزی که پرچمدار حقیقی این انقلاب و اسلام حاضرو ناظر باشند.

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام علیکم خیلی خوش آمدید انشاالله ما از نظرات روشن شما وهمه بچه بسیجی ها استفاده می کنیم تکرار تجلی پیروزی خون برشمشیر بعد از 1400 سال در غزه مبارکباد ! التماس دعا !

  • سلطانپور می‌گه:

    سلام علیکم

    نکته ها، تشرها و دغدغه های همه عزیزان قابل توجه و تدبّر است؛ ورود در عرصه های جدید مبارزه اجتناب ناپذیر و بلکه ضرورت است؛ توانمندسازی اخلاقی، علمی، اطلاعاتی و سیاسی خود و دیگران در این عرصه های متنوع، متکثر و گسترده، ضروری تر. ایجاد و تداوم مستمر ارتباط بین مجاهدین این عرصه ها، مقوم و تضمین ادامه حضور خواهد بود. قطره ها، قطره اند تا به هم وصل نشوند. برای ایجاد این ارتباط و اتحاد ایمانی و توحیدی باید فکری کرد؛ درست است که نباید منتظر اقدام های رسمی و یا دیگران بود و باید از هر فرصت و ظرفیتی استفاده کرد که به لطف خدا کم نیستند دلاوران فعال در میدان؛ اما فقدان ارتباط موصوف، منجر به فرصت سوزی عظیم و تحمیل هزینه های فراوان و عدم شناخت کامل از توانمندی ها و وضع موجود میگردد. فضای مجازی می تواند بسترساز در این زمینه باشد اما کافی نیست به برکت انقلاب،خون شهدا و فداکاری های بزرگان راه، حرکت های خود جوش و مخلصانه حیرت آور و امیدوار کننده ای در حال انجام است. در عین حال که باید با تمام وجود به دنبال روشنگری، هشدار و نیروسازی بود لکن نباید از داشته های عظیم و ارزشمند غافل شد اطلاع از ظرفیت های فعال، قدرتمند و شگفت آور لشگر توحید تنها یکی از برکات تقویت پیوند عناصر جدا از هم می باشد، از بین رفتن یأس و نا امیدی و عملیاتی نمودن دغدغه های مبارک از جمله آثار دیگرش. در پایان به حدیثی جهت تذکر به خودم اشاره می نمایم « چهار چیز است که اگر کسی از آنها دوری کند کارها بر وی آسان شود: عجب، لجاجت، تنبلی و عجله» بنده حقیر گرفتار هر چهارتا هستم امیدوارم با دعای عزیزان همتی کنم برای دوری از آنها تا بتوانم به عنوان سرباز کوچکی در کنار افسران و فرماندهان مجاهد در این راه مقدس قرار بگیرم.

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام علیکم استاد وسرور ارجمند جناب آقای سلطانپور عزیز ! نکات بسیار دقیق وظریفی را اشاره فرمودید انشاالله بیشتر بتوانیم از نقطه نظرات شریفتون استفاده کنیم !یاحق ! التماس دعا !

  • جواد شویان می‌گه:

    سلام حاج آقا
    مطلب شمارو خوندم و استفاده کردم
    زیاد اهل نظر نیستم ولی انشالله اهل عمل باشم!
    جاتون خالی دو سه شب قبل، تو دل شب، به امید درک یه گوشه از رشادت های شما و رفقای شهیدتون، با یه تعداد از رفقا زدیم به دل کوه! اونم چه کوهی! سبلان …! اگه راه بلد نداشتیم دخلمون اومده بود … خداروشکر که تو این جبهه، راه بلد داریم …البته اگه اهل حرف گوش کردن باشیم …! سایه آقا مستدام …
    یاحق

  • حاج عبدالله می‌گه:

    سلام حاج آقا
    خوب شد که مطلب رو ادامه دار میخواین بنویسین
    هم راهکار
    هم انگیزش
    هم اسیب شناسی

    استفاده کردیم :)

ارسال دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.