منظومه

 

هو الناصر؛

ضرورت بازخوانی منظومه‌ی روح‌الله!!!

برای مصون ماندن از گمراهی و انحراف؛ در سی و پنجمین سالگرد بزرگترین تحول و تعالی بشری در قرن بیستم و یا شاید قرون اخیر! یاد طراح و معمار آزاده و الهی آن و یاران مجاهدش را با مرور و تداعی آن لحظات، گرامی بداریم تا شاید در مسیر ناتمام، به قول خودش عاقبت بخیر شویم ان‌شاالله!!! درخصوص نهضت امام(ره) و پدیده‌ی بی‌نظیر انقلاب اسلامی دیدگاه‌ها و اظهار نظرهای مختلفی  شده و می‌شود و پیرامون این اظهارات ریز و درشت، سؤالات و ابهامات فراوانی در اذهان شکل گرفته است و … خمینی به دنبال چه بود؟ اهداف او چه بود؟ حرکت او بر اساس رسالتی روشن شکل گرفت؟ یا نه از سر عصبانیت و انفعال؟ اظهارات حتی برخی از به ظاهر همراهان و یاران اولیه او هم عجیب است!!! برخی ازهمین انصار اولیه تصویری از امام ارائه می‌نمایند که مثلاً براثر شدت ظلم و ستم حکومت پهلوی، امام عصبانی شد و در اوج عصبانیت بر جور شاه غرید و پس از کش و قوسی محمدرضا صحنه را خالی کرد و امام دید خوب حالا که گرفت بد نیست اعلام حکومت کنیم و … و بعد دید نه مثل اینکه می‌گیره حکومت را اسلامی اعلام کرد و … و در ادامه پیشنهاداتی شد و امام دید بد نیست و ادامه داد و … به راستی امام کی بود و بدنبال چی بود؟ کلیدی‌ترین سؤال مغفول واقع شده امروز است که فقط یاران به مقصد رسیده او یعنی شهداء به پاسخ کامل آن رسیدند!!! برخی جامانده‌های کوته نظر مثل حقیر امروز یاران به مقصد رسیده او را هم اینگونه تصویر می‌کنند!!! مثلاً مجاهدت شهداء را در محدوده‌ی وطن، آب، خاک، گِل، نفت، امنیت و … خلاصه می‌کنند. البته شکی نیست که این‌ها در هر کشور و نظامی، مقدس و مهم است. اما به راستی نبرد باتلاق‌های هور و جزایر مجنون، برای فقط وطن بود؟؟؟ آن‌طور که در همین شب‌ها بچه‌ها به اروند زدن و به قول معروف خود را به آب آتش زدن برای فقط آب و خاک بود؟؟؟ یادم هست یکی از همین شب‌ها (شب‌های کربلای 5) به کانالی رسیدیم که پر شده بود از اجساد مطهر شهداء و … یعنی گردان قبلی درو شده بود با بیسیم استعلام شد تکلیف چیه؟ ما هم بریم درو می‌شیم. کسی که پشت بیسیم بود در قرارگاه گفت: باید از روی بچه‌ها عبور کنید، این دستور آقای هاشمی است!!! ودستور هاشمی یعنی امر امام و … آن‌شب بر پاره‌های جگر خود پا گذاشتیم و گذشتیم!!! چون اطاعت حقیقت  امر امام بود و بس و … به راستی امثال آقای هاشمی که خود واسطه‌ی امر خطیر امام بودند، چگونه این مجاهدت‌های بی‌نظیر که فقط مگر در صدر اسلام وعاشورا نظیری داشته باشد را با «برای آب، خاک، گل، نفت و …» توجیه می‌کنند!!!؟؟؟ به راستی کانال‌های پر از شهید شلمچه برای تثبیت دموکراسی و لاس دیپلماسی و سبد کالا و … بود؟؟؟ دست کم 95% از مواضع، اعمال و رفتار امام و یاران به مقصد رسیده او، در تصویری که امروز بعضی‌ها از شخصیت او ارائه می‌دهند غیر قابل توجیه است. لذا بازخوانی اهداف امام ضرورتی‌ست غیرقابل انکار و درنگ، مناسبت‌هایی مانند دهه فجر، سالگرد ارتحال امام و … فرصتی است برای بازکاوی هویت انقلابی خود، یاد امام و شهداء!!! آیا باید فقط به  قطعه حاج سعید حدادیان اکتفا کرد «یاد امام و شهداء …» لذا بر ما لازم و ضروری است برای مصون ماندن از آفت‌های طبیعی (هر حرکت مهم سیاسی و اجتماعی ممکن است گرفتار آن شود، که البته نظام ما با توجه به اهمیت فوق‌العاده آن، بیش از پیش در معرض این آفت‌ها قرار دارد) ضرورت بازخوانی منظومه امام آشکارتر می‌شود جهت راهیابی به این حقیقت به ابتدای شخصیت امام برویم.

1- امام در اولین درس خارج فقه خود بعد از حمد و ثنای الهی، اولین جمله‌ای که بر زبان جاری کرد این بود: «الاسلام هوالحکومه» برق از چشمان عده‌ای حتی در حوزه‌های علمیه پرید مگر اسلام هم حکومت دارد؟؟؟ امام بعدها درمحفلی که برخی تازه داشتند خیس می‌خوردند، که عجب پس اسلام هم حکومت دارد؟!! فرموده بودند: «من نگفتم اسلام هم حکومت دارد بلکه معتقدم اسلام یعنی حکومت» برخلاف معمول خیلی از علما چرا امام دروس خارج خود را منحصر به شکیات نماز، غسل جمعه و … نکرد گرچه آنها هم مهم‌اند و او هم دراین زمینه‌ها کم نگذاشت. اما امام چرا و چه وقت تحریرالوسیله را نوشت؟؟؟ درشرایطی که حکومت پهلوی مست و مغرور به سرکوب قیام مردم بود و خیلی ازمبارزین مثل خود آقای هاشمی مأیوس درزندان بودند و هیچ افقی ظاهراً دیده نمی‌شود، امام «تحریرالوسیله» یعنی فقه کامل سیاسی اقتصادی و اجتماعی را می‌نویسند!!! بی‌تردید دهها قرینه‌ی روشن وجود دارد که از همان ابتدای حرکت، امام نقشه راه داشت و هندسه‌ی نهضت او معلوم بود.

2- از همان ابتدا برخی افراد کوته‌نظر حتی از میان حوزه‌های علمیه بانگ برآوردند تشکیل حکومت کجای اسلام آمده و …؟ امام در پاسخ فرمودند: به کدام اسلام استناد می‌کنید؟ و از همان ابتدا مقصود و مقصد خود را شفاف کرد و فرمودند: حکومت و این حرف‌ها در اسلام هست اما کدام اسلام؟ امام حرکت خود را مبتنی بر اسلام ناب محمدی (صل علی محمد و آله) نامید و اسلامی که مورد استناد آقایان بود را اسلام استکباری و اسلام استثماری و … نامید (که بعدها فرمودند اسلام آمریکایی) ایشان برای بیان تفاوت اسلام ناب محمدی(ص) و اسلام آمریکایی به مثال مشهوری اشاره کردند “در دوره‌ی استعمار انگلیس که کشورهای اسلامی مستعمره بودند و سفیر کبیر انگلیس در ایران همه کاره بود و حتی بر شاه حکومت می‌کرد و معمولاً درکنار کار سیاسی مشغول غارت بودند مثلاً در کنار مسئولیت خود چند کار اقتصادی پرسود و … را نیز دنبال می‌کردند. در مقطعی سفیر کبیر انگلیس در ایران دامداری داشت و مثلاً چند صدهزار گاو و گوسفند و شتر و … داشت. روزی سفیر با همراهانش ازمحله‌ای عبور می‌کرد، صدای اذان به گوشش خورد، دید کسی رفته بالای مناره و … زود به هر چیزی عکس العمل نشان می‌دادند چون نگران منافع خود بودند. سریع دستور داد این بابا را از بالای مناره بیاورند پایین و در حالی که اذان طرف را متوقف کردند و پایین می‌آوردند، آقای سفیر از مشاور ایرانی خود سؤال کرد ایشان چی می‌گفت؟ آقای مشاور شروع کرد فلسفه‌ی اذان را توضیح دادن؛ سفیر حوصله نکرد گفت: خلاصه کن «این چیزی که این طرف اون بالا می‌گفت برای گاو و گوسفندهای ما ضرری دارد یا نه؟ مشاور گفت: خیر! سفیر گفت: پس بگذارید اذان است هرچی هست آن‌قدر بگوید تا حلقومش پاره شود!!! ” امام ضمن اشاره به این مثال بیان فرمودند که تفاوت اسلام ناب محمدی(ص) با اسلام استکباری همین است، آن اسلام نه تنها برای منافع ابرقدرت‌ها ضرری ندارد بلکه موجب چاق شدن گاو و گوسفندان (منافع) آن‌ها می‌شود.

3- در بستری که امام نهضت خود را آغاز کرد، آرایش خاص سیاسی، نظامی و اقتصادی بر جهان حاکم  بود؛ اوج جنگ سرد و … یعنی دو ابرقدرت شرق و غرب تمام دنیا را بین خود تقسیم کرده بودند؛ هرنقطه‌ای از دنیا یا متعلق به ابرقدرت غرب به سرکردگی آمریکا بود یا متعلق به ابرقدرت شرق به سرکردگی شوروی سابق و این دو ابرقدرت در اوج رقابت برای گسترش سلطه خود قرار داشتند. لذا مدام برای همدیگر رجزخوانی می‌کردند. نکته عجیب و تأمل‌برانگیز این بود که چرا این دو ابرقدرت علی‌رغم اینکه دشمن هم بودند و مدام بر علیه هم موضع می‌گرفتند و … درعین حال در یک نقطه با هم تفاهم داشتند و همکاری می‌کردند و آن نقطه «مهار انقلاب اسلامی بود» آمریکا و شوروی با تمام توان (چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب دفاع مقدس و …) بر علیه انقلاب اسلامی با هم همکاری کردند و …؟؟؟ شاید پاسخ به این سؤال در پاسخ به آن سوال نهفته باشد که چرا امام فرمودند: «اسلام ناب محمدی(ص)» مو به موی حرکت امام از مبانی دقیقی برخوردار بود. اگر به ظهور اسلام مراجعه کنیم و بعثت پیامبر(ص) در آن عصر هم چند ابرقدرت دنیای آن‌روز را بین خود تقسیم کرده بودند، امپراتوری رم، امپراتوری ایران باستان و … و سؤال این است چرا در حالی که امپراتوری‌ها با هم دقیقاً (مانند دوران جنگ سرد) رقابت داشتند، اما به محض انتشار خبر بعثت رسول خدا(ص) امپراتوری‌ها نزاع داخلی خود را متوقف نمودند و برای مهار اسلام تازه تأسیس که هنوز ظاهراً هیچی ندارد (فردی در منطقه‌ای از نظر سیاسی و … کم اهمیت اعلام کرده من پیامبر خدا هستم و پیامم برای بشر این است و … و در شعب ابوطالب(ع) توسط قریش در محاصره قرار گرفته و خود و یارانش با گرسنگی دسته پنجه نرم می‌کنند و …) به راستی این پدیده نوظهور با این شرایط و ویژگی‌ها آن‌روز چه پیام خطرناکی داشت که امپراتوری‌ها (ابرقدرت‌های آ‌ن‌روز) را مجبور به ترک مخاصمه‌ی درونی کرد و مثلاً امپراطوری رم برای امپراتوری ایران نامه می‌نویسد و بالعکس و …؟؟؟ قدر مشترک پاسخ این سؤالات این است چه آن‌روز و چه امروز حیات قدرت‌ها بر گرده‌ی ملت‌های محروم است، و پیام و روح اسلام عزیز حریّت و بیداری است، لذا هراس قدرت‌ها ناشی از بیداری ملت‌هاست، چون تصورشان این است که اگر ملت‌ها بیدار شوند دیگر به آن‌ها سواری نخواهند داد و … امام که فرمودند اسلام ناب محمدی(ص) یعنی زدودن تمام چیزهایی که در بستر زمان به اسلام عزیز بسته بودند و نمایان شدن چهره‌ی حقیقی آن یعنی «حریت و آزادگی انسان» خمینی با این مبنا و اهداف شروع کرد و تمام یارانی هم که با او بیعت کردند و مردانه با او تا پای جان ایستادند از این منظر باید ارزیابی شوند، در غیر این‌صورت نه مواضع امام و نه جانفشانی اعوان و انصارش درقبال هیچ ارزشی دنیایی قابل فهم نیست!

4- امام علی رغم سختی‌های فراوان در سخت‌ترین شرایط ذره‌ای از اصول خود کوتاه نیامد. امام اصولی داشت و بر سر آن اصول با هیچ‌کس معامله نکرد (تأکید حضرت آقا بر پایبندی بر اصول در دیدار فرماندهان نیروی هوایی نوزده بهمن نود و دو) نقل است منافقین خیلی تلاش کردند مورد تأیید امام قرار بگیرند اما امام در سال 1348 به آنان وقت داد آمدند خدمت ایشان بیش از چهار ساعت حرف زدند به قول خود تمام مبانی اعتقادی‌شان را توضیح دادند امام سکوت کرد همه توضیحاتشان تمام شد امام فرمودند: «شما گرفتار نفاق هستید» ظاهراً خیلی عجیب است چون بر اساس سیاست ماکیاولی امام می‌توانست موقتاً تأیید کند یا حداقل سکوت کند تا از ظرفیت منافقین فعلاً برای رسیدن به پیروزی انقلاب استفاده شود اما امام با قاطعیت مرض آنان را گوشزد کرد و برای درمان هم توصیه‌هایی کرد!!! رفتار امام در مقاطع حساس و مهم ظاهراً خیلی عجیب است. آقای ولایتی نقل می‌کند رفتم خدمت امام عرض کردم روس‌ها (شوروی سابق) پیغام داده‌اند اگر شما دست از حمایت مجاهدین افغان بردارید ما هم به عراقی‌ها سلاح و موشک و … نمی‌دهیم!!! امام برآشفت که مگر ما به ملت ستم دیده‌ی افغانستان چه داده‌ایم؟ مظلومین افغانی که دارند با ظالم مبارزه می‌کنند زن و بچه‌ی بی‌پناه آنان به ما پناه آورده‌اند خمینی مگر بمیرد دست از این کار بردارد!!! (قابل توجه آقایان دولت قبلی و فعلی که اگر آقا اجازه داده بود تا حالا صد بار اسد بیچاره را فروخته بودند!!!)

5- امام به هیچ قدرتی باج نداد حتی در سخت‌ترین شرایط باز هم ظاهراً خیلی عجیب است!!! در حالی که 1600 کیلومتر مرز حکومتش درگیر یک جنگ تمام عیار و البته نابرابر است، مسایل مختلفی در داخل دارد مثل ترورهای کور منافقین، غائله کردستان، ترکمن صحرا، خلق عرب، خلق بلوچ، خلق آذربایجان و … (که البته ظاهر این‌ها به نام اقوام مظلوم مختلف تمام شد) اما در اصل دست ابرقدرت‌ها پیدا بود و … جنگ ناجوانمردانه شهرها و بمباران و موشک باران شهرها و … اوضاع اقتصادی و … امام در چنین شرایطی نماینده ابرقدرت غرب یعنی آمریکا را تشنه آورد سر چشمه و تشنه برگرداند طوری که در آمریکا تاکنون بیش از 200 جلد کتاب در مورد رسوایی مک فارلین که به وسیله امام ضربه فنی شد نوشته شده و … و نماینده ابرقدرت شرق یعنی شوروی سابق را به شدت تحقیر کرد. ماجرای سیلی خوردن سفیر ایران درمسکو… که نقل است امام، زمانی که مطلع شد به مرحوم حاج احمد آقا فرموده بودند اگر کسی مقابل به مثل نکند خودم می روم تو گوش سفیرشان می‌زنم و … (ماجرای تحقیر سفیر شوروی در تهران به امر امام و به دست آقای رفیق دوست بسیار خواندنیست)

6- امام تمام تحولات مهم آینده دنیا مانند پیروزی حزب‌الله در جنگ 33 روزه و جنگ 22 روزه غزه و … را با هوشمندی تمام پیش‌بینی کرد؛ امام در پیام پذیرش قطع نامه 598 فرمودند: «جنگ ما فتح لبنان و فلسطین و … را به دنبال خواهد داشت» امام بیداری اسلامی را به وضوح و صراحت و با همه ابعادش پیش‌بینی کرد؛ امام فروپاشی ابرقدرت‌ها به خصوص شوروی را از قبل پیش‌بینی کرد و برای هدایت درست آن هم اقدام لازم صورت داد. نامه‌ی تاریخی امام به گرباچف و ماجرای پاسخ گرباچف!!! آقای ادوارد شواردنادزه وزیر خارجه وقت شوروی و اولین رئیس‌جمهور گرجستان پس از استقلال؛ امروز کتاب خاطرات خود را چاپ کرده و در ایران هم با عنوان «تأملی بر گذشته» ترجمه شده و ایشان در این کتاب بزرگترین توفیق و در عین حال سخت‌ترین مأموریت عمر خود را دیدار با امام ذکر کرده و … باز هم ظاهراً خیلی عجیب است و بسیار شنیدنی، ماجرای دیدار شواردنادزه و آوردن پاسخ گرباچف و … از زبان مرحوم حاج احمد آقا و آقای ولایتی!!! همه می‌دانند و اعتراف دارند که امام آخر ادب بود اما چرا با لباس استراحت وزیر امور خارجه یک ابرقدرت را به حضور پذیرفت و با آن همه تحقیر و … (قابل توجه بزرگان دستگاه دیپلماسی!!!) امام حتی جولان پیداکردن دگر اندیشی‌ها و  سکولارها (جریان اصلاحات) رادر وصیت‌نامه سیاسی الهی خود پیش‌بینی و گوشزد کرده  و …!!! (قابل توجه دوستان دستگاه سیاسی و فرهنگی و …)

7- ظاهراً امام سجایای متضاد رفتاری داشت مثلاً در اطاقش اجازه نمی‌داد از حشره‌کش استفاده بکنند، می‌گفت کراهت دارد!!! و خودش حشرات را بیرون می‌کرد. امام در اوج لطافت روحی بود اما همین امام یک شب دستور محاکمه و تسویه ده‌ها منافق را داد و تا اجرای کامل پای آن ایستاد. همه رفتار امام از مبانی دقیقی برخوردار بود (مصداق بارز آیه شریفه اشدا علی الکفار رحما بینهم … بود) امام به قول عوام جگر عجیبی داشت!!! نقل است همان روزهای اول انقلاب یکی از علماء سراسیمه خدمت امام رسید و گفت: دیشب خواب دیده‌ام قیامت شده و … بمن گفتن شما هم باید مسئولیت یکی از این خون‌ها که در انقلاب ریخته شده را برعهده بگیرید!!! و … نقل است امام لبخندی زد و به آن بزرگوار گفت: مسئولیت همه این خون‌هایی که در انقلاب ریخته شده با من، شما نگران نباش!!! این ایمان راسخ و اعتقاد کامل و اطمینان قلبی ریشه در خودساختگی ایشان داشت که حقیقتاً خود را برای انجام این رسالت تربیت کرده بود.

8- ثابت قدم بودن امام! امام تحت تاثیر هیچ جو و جو زدگی قرار نمی‌گرفت، حتی در سخت‌ترین شرایط مقام معظم رهبری در این خصوص فرمودند: «امام بزرگوار ما آن‌روز که یکه و تنها در میدان بودند ذره‌ای دچار یأس نشدند و آن‌روز هم که همه دنیا به استقبال ایده‌ها و افکار او آمدند ذره‌ای مغرور نشدند» (قابل توجه خودی‌های متأخر و متقدم که یا مأیوسند و یا خودشیفته) شهید بهشتی نقل می‌کند خدمت امام رسیدم داشت برای حضور در حسینیه جماران و ایراد سخنرانی آماده می‌شد، من شروع کردم به درد دل کردن که پشت سر ما چه نمی‌گویند و … امام همین‌طور گوش داد و … سرش رابلند کرد گفت: آقای بهشتی این‌ها چی میگن؟ (صدای شعارهای پرشور جمعیت داخل حسینیه جماران که برای ورود امام آماده می‌شدند مثل روح منی خمینی بت‌شکنی خمینی و … بگوش می‌رسید) اگر همه این‌ها و همه مردم ایران و نه حتی همه مردم دنیا هم بگویند مرگ بر خمینی هیچ فرقی برایم ندارد!!! مشهور است لحظه ورود امام در داخل هواپیما خبرنگارا از امام سؤال کردند چه احساسی دارید؟ امام فرمودند: «هیچی!!!»

9- …  10- … 11- …

1000- تمام یاران به مقصد رسیده او هم دقیقاً با همین مبانی با او بیعت کردند و پای بیعت خود ایستادند؛ اگر نبود این اعتقاد برای اسلام عزیز، مجاهدت شهدا با هیچ معادله و معیاری قابل توجیه نبوده و نیست. نقل می‌کنند از شهید سید محمدرضا دستواره می‌گویند: روزی از حرف و حدیث‌ها کم آوردم، بچه‌ها را در خط رها کردم به قرارگاه آمدم، وارد سنگر فرماندهی شدم، حاج همت تنها نشسته بود داشت چیزی می‌نوشت گفتم حاجی کم آورده‌ام و شروع کردم به گله گذاری و … میگن فلانی چی گفته و … حرفهام که تمام شد حاج همت سرش را بلند کرد گفت سید! من هم گاهی مثل تو از این حرف و حدیث‌ها خسته می‌شوم و کم میارم اما جمله‌ای از امام نوشته‌ام تو جیبم است، در میارم می‌خوانم همه چیز فراموشم می‌شود، تو هم بنویس تو جیبت داشته باش امام خمینی (ره): «هرکس برای خدا بیشتر کار کند باید بیشتر فحش بشنود» سیدرضا میگه عرق شرم بر پیشانیم نشست!!! واقعاً جمله امام همه چیز راحل کرد، پا شدم از حاجی جدا شوم حاجی مرا صدا زد و گفت: سید! من و تو نباید کم بیاریم می‌دونید چرا؟ گفتم نه حاجی! گفت امام ما فرموده‌اند: «این انقلاب حاصل مجاهدت تمام انبیا و اولیاء خداست.» سید! من و تو امروز مدافع محصول تمام انبیا و اولیاء خدا هستیم!!! آیا جا دارد کم بیاریم؟؟؟!!! (به راستی مختصات خود را دراین معادله تاریخ مانند همت می‌بینیم؟)

بله رفقای عزیز!!! حیات و ممات و تداوم انقلاب در گرو دو امر مهم بوده و هست. 1. رهبری هوشمندانه امام و مقام معظم رهبری. 2. مجاهدت مخلصانه شهداء و مجاهدین؛ در مورد رابطه امام و شهداء هم خیلی حقایق گفتنی و شنیدنی هست؛ یکی از رفقا در روزهای سخت جزیره مجنون جمله قابل تأملی!!! را اشاره کرد. می‌گفت: من مدت‌هاست فکر می‌کنم که امام  مدیون این بچه هاست یا این بچه‌ها مدیون امام ؟؟؟ چون اگر امام نبود این بچه‌ها که امروز قله‌هایی شدند به نام همت! به نام باکری! و … معلوم نبود سر از کجا درمی‌آوردند!!! و اگر این بچه‌ها اینطور پای امامشان نمی‌ایستادند چقدر از آرمان‌های او محقق می‌شد؟؟؟!!!  امروز  بحمدالله جامعیت شخصیت حضرت آقا اظهرو من الشمس است؛ اگر عمری باقی بود در مطلبی مستقل شکرانه‌ی نعمت وجودی حضرت ایشان را خواهم نوشت ان‌شاالله! در موضوعات مختلف هوشمندانه‌ترین و عالمانه‌ترین مواضع حضرت ایشان راه‌گشای راه بوده و هست. یعنی شرط اول محقق است؛ ماایم و شرط دوم که یارانی … برای او همچون باکری و چمران و … خواهیم شد؟؟؟!!! (تلاش کردم در ابتدای دهه فجر این پراکنده گویی را آماده کنم اما مشکلات جسمی امانم نداد) بیست ودوم بهمن نود و دو – دانشجوی مشروطی دانشگاه شهادت. زارع.

۴۵ دیدگاه برای “ضرورت بازخوانی منظومه‌ی روح‌الله!!!”

  • hojjat می‌گه:

    با عرض سلام و ارادت خدمت استاد عزیز .
    صحبتی با مسئولین:
    بازهم مردم فهم انقلابی خود را در 22 بهمن نشان دادند .صبر و تحمل در برابر فشارهای مختلف ، تحرم ها ،بی تدبیری های مسولین ،دعوا های سیاسی و…
    خدایا اگر دستبند تجمل نمی بست دست کمانگیر ما را
    کسی تا قیامت نمکرد پیدا از آن گوشه ی کهکشان تیر ما را
    ولی خسته بودم و یاران هم دل به نانی خریدند شمشیر ما را
    ولی خسته بودیم و می برد طوفان تمام شکوه اساطیر ما را
    خدایا نریز آبروی سراریز ما

  • محمىرضا می‌گه:

    سلام حاج اقا
    واقعا لذت بردم
    انشالله که خداوند هر چه زودتر سلامتی بده و ما بتونیم از حضورتون در محافل بهره مند بشیم

  • هادی جلقازلو می‌گه:

    حاج آقا خدا خیرتون بده ….
    زیر مطلب مینویسید به علت شرایط جسمی نتونستم بقیشو بنویسم آخه دل ما طاقت نداره!

  • هادی جلقازلو می‌گه:

    البته بنده شنیدم میگن شهید همت میاد پیش سردار سلیمانی میگه یه دسته نیرو بده من که بتونم جزیره رو حفظ کنم سردار سلیمانی می گه بخدا ندارم….. چندهزار نفر تو ورزشگاه ازادی اومده بودن بازی دربی نگاه کنن..

    • امامی می‌گه:

      برای همین هم هست که آقای رحیم پور ازغدی می گه « من با این جمله که می گن ملت غیور ایران انقلاب کرد… ملت غیور ایران در جنگ تحمیلی دفاع کرد مخالفم. ملت این کارها رو نکرد. تمام این جانفشانیها متعلق به عده ای قلیل بود کل آمار داوطلبان مشارکت در جنگ هیچ گاه از رقم 300-400 هزار نفر فراتر نرفت.» ایران زمان جنگ حدود سی میلیون جمعیت داشت. حساب کنید نسبت بین سی هزار نفر و سی میلیون نفر را.
      بهتر است جانفشانی برای حصول و حفظ انقلاب در جنگ تحمیلی مختص همان تعداد اندک باشد اما حفط این دستاوردها بر عهده غیور مردان پیرمردی باشد که این روزها ضربان قلبشان با نوای تعلیق و تعلیق 5+1 به فراز و فرود در می آید. گداپروری را عدالت ترجمه نموده، تک سفر استانی را حماسه ملی می دانند. خندیدن با اشتون را دیپلماسی تعریف می کنندو معامله ی عزت و شرف هسته ای با آبنبات چوبی را شگرد باسوادان می دانند و در آخر اینکه بین هنرمندان ارزشی وغیر ارزشی فرقی نمی بینند. و…

      • دانشجوی اخراجی می‌گه:

        مثل اینکه شما یه کم ریاضیتون مشکل داره خانم یا آقای امامی
        یه بار میگید 300 هزار، بار دیگه میگید سی هزار.
        بعد تازه این تعداد رو نباید با کل جمعیت کشور مقایسه کرد، بلکه باید با جمعیت جوان و میانسال مرد که اون موقع حداکثر 5 میلیون بوده مقایسه کرد.
        در ثانی
        همین امروز هم دارن مردم رو با ای ایران ای مرز پرگوهر و وطن من و ایرانی قهرمان، پای صندوق رای و راهپیمایی میکشونن،
        ثالثا اول انقلاب که یکی مثل امام بود و برای مردم حجت بود، چه دخلی داره به الان، تازه اون موقع هم خیلی ها به خاطر وطن و ناموس و خاک رفتن.

  • امامی می‌گه:

    با سلام و آرزوی سلامتی برای برادر بزرگوارم حاج آقای زارع
    عمر و دار و دسته اش بر در خانه علی(ع) یورش بردند. عده ای قلیل از یاران علوی در حمایت از مولایشان بر در خانه تجمع کردند. سلمان، ابوذر، عمار، مقداد، زبیرو…
    سلمان کیست؟ به تعبیر پیامبر سلمان منا اهال البیت سلمان از ده درجه ایمان همه را کامل دارد.
    ابوذر کیست؟ ابوذر نه درجه ایمان را دارد.
    به جز زبیر و طلحه، الباقی تجمع کنندگان همه از خواص اسلام و دارای بالاترین درجات ایمانی بودند.
    می دانید این به چه معناست؟ این یعنی اینکه اگر امثال بنده (با فقر ایمانی و فقر بصیرتی که داریم) اگر در شرایط آن روز بودیم قطعا مقهور استدلالات سفیقه می شدیم. قریشی بودن، امام جماعت بودن، یار غار پیامبر بودن، فرماندهی سپاه در جنگهاو… برای فریفتن عوام بی بصیرت، توجیهات زیبایی است. همین الان هم به سابقه جنگ و قبل از جنگ هاشمی و روحانی و … نگاه کنید چه می بینید؟
    بزرگی می گفت. عیب بزرگ ما این است که موقعیت تاریخی خود را نمی دانیم. ما دقیقا یک قدم تا عصر ظهور فاصله داریم. چنین موقعیت تاریخ سازی، تا قبل از این فقط در اختیار انسانهای هم عصر کربلا بود. ما الان مسئولیت داریم تاریخ را به فرجام برسانیم. ……………من که خودم نفهمیدم این جمله یعنی چه؟ اگر فهمیده بودم من هم خمینی میشدم.اصلا فرق من و همت، فرق من و خمینی، من و باکری و… همین است. من مختصات خودم را نمی دانم.
    همانطور که منظومه فکری پیامبر مشمول قرائتهای مختلف شد و در نتیجه سقیفه به خروجی کج فهمی های عوام و فرصت طلبی خواص مبدل شد؛ به خود نیاییم همین بالا بر سر اندیشه امام هم خواهد آمد و ما هم می شویم سنیان متجدد قرن بیستم .
    همین الان هم کم نیستد روحانی نماهایی که با درایت عمیق خود!!! به کشف مهم تاریخی نائل شدند که: « امام خیلی بصیر بود و آیت الله خامنه ای نیست.»
    حاصل کلام آنکه فهم اندیشه روح الله فقط به روایت گری نیست. علی الظاهر غیر از بلد بودن بصیرت هم لازم دارد. اللهم اجعل بصیره فی قلبی

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام علیکم ! ممنون . همینطور است اگر این تذکرات منجر به وظیفه خطیر امروز نشود ارزشی ندارد ! من مدنظرم بود به امروز و نعمت وجودی آقا و… بپردازم که طولانی شد و… آنرا به مقاله دیگری موکول شد .

  • امید.ع می‌گه:

    سلام علیکم حاج زارع
    لطفا به وبلاگ “چهار جریان اجتماعی سیاسی” هم سر بزنید
    از نظرات شما استفاده میکنیم
    یا حق

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام امید جان ! خوش آمدید . خوش آمدید من به وب شما سرزدم اما نتونستم کامنت بگذارم. مطالب خوبی بود. باقوت باید ادامه داد

  • آذری می‌گه:

    سلام و درود بر حاجی عزیز، خیلی استفاده میکنیم از مطالبتون، تلنگرای جالبی تو مباحث وجود داره. ممنون

  • دانشجوی اخراجی می‌گه:

    یک نسلی با ظرفیت های بسیار زیاد انقلاب کرده و مثل یک آتشفشان غرید و مثل سیل خیلی از سدهای مقابل راهش رو شکست. ولی این چه ارتباطی به الان داره و سقوط یک انقلاب پرهزینه در 25 سال اخیر؟؟؟

    در این راستا چند مورد را از رهبری بعد از امام اشاره می کنم که منظور خود را برسانم:

    1. هر گاه رهبر میخواد از ایستادگی این ملت و صبر و استقامتش حرف بزنه، جنگ هشت ساله رو مثال میزنه، خوب اون چه ربطی به الان داره و الان ما داریم با جوون هامون که اسیر سکس و مواد مخدر و خودارضایی و سیگار هستن، چه کار میکنیم کجای این مملکت از استعداد های نسل سوم داره بهره برده میشه(چه قدر چشم خود را روی این حقایق می بندید؟). کجا ما از این جوون ها تونستیم همت و باکری و حسن باقری بسازیم؟ احمدی روشن ها رو هم که تو گزینش سازمان رد میکنیم و آخرش هم خونشون رو بر باد میدیم. با مسامحه و فدا کردن حقایق به پای مصلحت سنجی ها(تخصص رهبر فعلی)

    2.یک روز راجع به رفسنجانی که با وام ربوی 50 میلیارد دلاری مملکت را بر باد داد مسامحه میکنه و یک روز میگه هیچ کس برای من رفسنجانی نمیشه، یک روز با اینکه قدرت داره دست همه رو باز میگذاره تا بیان تو این مملکت رخنه کنن و فتنه 78 و 82 و 88 و . . . راه بندازن و بعد میگه ما اگه میخواستیم میتونستیم امثال حلقه کیان رو نابود کنیم ولی نخواستیم و گذاشتیم مملکت رو بر باد بدن، 20 سال واژه مضحک کرسی آزاداندیشی رو به کار میبره بدون برداشتن یک گام عملی در جهت تحقق آن، بعد از 24 سال به جای بردن مملکت به جلو با این کاندیداهایی که تحویل ملت میدن به ناچار مملکت رو در اختیار تیم مدیریتی 25 سال پیش قرار میدن و این همه هزینه و خون دل و لگدمال میکنن، و میخواد مملکت رو با شعار پیش ببره.

    3.بعد 25 سال در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی یاد این افتاده که عروسک های نوه اش شدن باربی و مرد عنکبوتی، و توی جلسه شهرداری تهران تازه بعد از اینکه امپراطوری رفسنجانی(دانشگاه آزاد) خون این ملت رو مکید و تمام زمین های این مملکت رو غصب کرد، یادش افتاده که ساختمون های اون روی کوه های تهران رو هم گرفتن و توصیه میکنه طبیعت کوه رو حفظ کنید!!! دیگه از ساختمون های قوطی کبریت ملت که توش نمیشه نفس کشید و تهرانی که یک چهارم جمعیت کشور چپیدن توش و جمعیت روستاهای مملکت که به نصف جمعیت شهرها رسیده هیچی نمیگه، فقط میره تو خراسان شمالی مردم رو دنبال ماشی راه میندازه که چیه؟؟؟ راجع به سبک زندگی میخوام چند تا شعار بدم(بعد از 25 سال که گند خورد تو زندگی بی سبکی مردم مفلوک).

    4.ما که فاتحه این انقلاب و مملکت را خواندیم و منتظر هستیم تا 40 یا 50 سالگی این نظام که سقوط آن را ببینیم، چون طبق نظریه جامعه شناسان عمر حکومت ها در کشور های جهان سوم در همین حدود است. شما هم با رویاهایتان خوش باشید.

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام دوست عزیز دانشجوی اخراجی ! اتفاقا” من میخواهم بگویم کسی که واقعبینانه ترین تعریف وجامعترین تعریف از امام داشت ودارد رهبری فعلی نظام است خیلی بی انصافی است که راجع به ایشان بااین دقت ودرایت وهوشمندی اینطور قضاوت شود . فقط میتوانم بگویم . عدهای به پیامبر خداگفتند ماخدارامیپذیریم اما تورانه !!! بعدها به علی (ع) گفتن پیامبر راقبول داریم اماتورا نه!!! وائمه بعدی …بعدها گفتن امام زمان راقبول داریم اما خمینی رانه !!! وبعد امام میگن امام یه چیز دیگه بود اما ایشان نه!!! مراقب باشم این علائم ازعلائم بی بصیرتی است که همیشه یک گام عقبتر هستند!!! امروز اگر کسی ذره ای انصاف داشته باشد بزرگترین نعمتی که خدا به ما لطف کرده نعمت رهبری وولایت ایشان است که بقول علامه حسن زاده اگر تا ابدهم شکر کنیم حق مطلب ادا نمی شود

  • فرزند شهید می‌گه:

    سلام حاج آقا؛
    ان شاءالله به زودی سلامتیتون رو بدست بیارید؛
    بابت تلنگرهاتون واقعا ممنونم؛
    التماس دعا

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام خدابرشما وپدر آسمانیتان !خیلی خوش آمدیدشما به ما تلنگر میزنید. انشا الله دعابفرمایید که شرمنده شهداء نشویم!!!

  • هادی جلقازلو می‌گه:

    آقای دانشجویی اخراجی آیه 141و142آل عمران را بیزحمت یه بار دیگه با دقت بخونید میفرماید ولیمحص الله الذین آمنوا و یمحق الکافرین142 ام حسبتم ان تدخلوا الجنه و لما یعلم الله الذین جاهدوامنکم و یعلم الصابرین142
    ما مطمئنیم که سنت خدا بر روشن شدن درصد خلوص و درصد خالصین مومنین و از بین بردن تدریجی کافرینه و بدون اینکه افراد مجاهد و صابر معلوم نشن از بهشت رفتن خبری نیست.مگه الان تو جامعه اتفاقی غیر این داره میفته؟مگه غیر اینه که هرروز شرایط سخت تر میشه ؟مگه غیر اینه که به قول شما هر روز فاصله بین اونایی که “جوون هامون که اسیر سکس و مواد مخدر و خودارضایی و سیگار هستن”با اونایی که مبتلا نیستن بیشتر میشه؟مگه نباید امتحان کسی مثل آقای رفسنجانی باید از بقیه سختر باشه ؟؟؟؟؟؟و میبینیم که هنوز دنیا از دست خدا در نرفته واین ماییم که باید بدونیم مختصاتمون کجاس و سوالای امتحانمون چیه.

  • هادی محمدنژاد می‌گه:

    سلام حاج آقا خیلی عالی بود. ایکاش ادامه خاطره کانال شهادت(شلمچه) رو اشاره میکردید منظورم قضیه خاطرات همان روز آقای هاشمی است.
    شاگرد کوچک شما هادی محمدنژاد

  • امامی می‌گه:

    جناب دانشجوی اخراجی
    با سلام
    علی الظاهر حضرتعالی علت العلل مشکلات را در وجود رهبری می دانید و معتقدید اگر امام بودند این معضلات به وجود نمی آمد ابتدا به این سئوالات دقت فرمایید.
    چرا حضرت امام در ماجرای بنی صدر سیاست صبر را پیشه کرد و از همان ابتدا با وی مخالفت نکرد؟
    چرا بازرگان (عضو نهضت آزادی ) به سمت نخست وزیری انتخاب می شه و امام هم تایید می کنند؟
    چرا امام درباره صانعی می فرمایند: «ايشان يك نفر آدم برجسته‏‌اى در بين روحانيون است و يك مرد عالمى است و متوجه مسائل است و مخالف اين انحرافاتى كه در اين كشور موجود بوده است. »همین صانعی که امروزه به نقطه امید … تبدیل شده است.
    اصلا یه سئوال اساسی تر چرا پیامبر خدا به شمشیر زبیر گفت: سیف الاسلام. چرا پیامبر طلحه را طلحه الخیر معرفی کرد؟
    به نظرم کمی برای فهم و تحلیل حوادث روز به دنبال ارتقا بصیرت باشیم تا همانند سلک سنیان در دام قیاس گرفتار نیاییم. بزرگوار؛ قیاس منبع شناخت نسیت. اول کسی که قیاس کرد و برای ابد مغضوب شد شیطان بود. شیطان با قیاس غلط، به برتری آتش بر خاک حکم داد و گمراه شد.
    اولا قصورِ بسیاری از مواردی که شما فرمودید بر عهده ماست نه رهبری.
    اینکه هاشمی می تونه تو مملکت امام زمان اینهمه زیرکانه فساد بر پا کنه تقصیر رهبری است؟ یا نشانه قصور من و شما که تو انتخابات اجازه می دهیم امثال روحانی(نوچه هاشمی) رای بیاورد. مگر جمهوری اسلامی نوعی حکومت دیکتاتوری است که رهبری در همه مسائل وارد بشود و تصمیم بگیرد؟ جمهوری اسلامی دو پایه دینی و مردمی دارد. تا موقعی که مردم به خود نیایند وضع بهتر از این نخواهد شد.
    تاریخ را فرا موش کرده اید؟ مگر مردم دنیا پرست کوفه علی(ع) را از مسند امامت به زیر نکشیدند و حضرت را مجبور نکردند تا در کنار غاصبین مقام ولایت(ابوبکر، عمر و عثمان) برای حفط اسلام همکاری کند؟ به راستی مقصر کیست؟ علی (ع) مقصر بود؟ یا مردم؟ اگر مردم بصیرت داشتند علی(ع) در حلقه مصلحت سنجیها گرفتار می آمد؟ متاسفانه مردم کوفه هم قیاس کردند. و به شکل گیری انحراف بزرگ درتاریخ اسلام کمک کردند.
    دیگر آنکه من و شما چقدر به وظایف خود عمل کردیم؟ جلوی چند انحراف را گرفتیم؟ مسیر زندگی چند نفر را عوض کردیم؟ در حوادث چند دفعه درست عمل کردیم؟ اصلا چند شب به خاطر دین و انقلاب نخوابیدیم؟و…
    رهبری طبق قانون اساسی مسئولیت حفظ کلیت نظام اسلامی است. الباقی ماجرا بر عهده مردم و نخبگان است. با این منطقی که شما به کار می برید باید مسئولیت خرابی شیر حمام را هم بر عهده رهبری انداخت.
    گرچه تصمیم گیری در برخی مسائل کلان بر عهده رهبری است اما دقت کنیم که تصمیم ساز ما هستیم. وقتی ما به موسوی و خاتمی و هاشمی و روحانی رای می دهیم یعنی تصمیم ساز بودیم که جامعه به سمت سبک زندگی غربی پیش برود. یعنی تصمیم ساز بودیم که جامعه به سمت فمنیسم پیش برود. یعنی تصمیم ساز بودیم که انرژی هسته ای تعلیق شود. دراین شرایط اگر پیامبر هم بود همینطور رفتار می کرد. کما اینکه امام هم در برخورد با امثال بنی صدر و… همین طور رفتار نمودند. تصمیم سازان در زمان جنگ جام زهر را بر امام نوشاندند و امام را به تصمیم گیر پدیرش قطعنامه بدل کردند.
    متاسفانه شروع انحرافات امثال هاشمی از کنار زدن ولایت بود. هاشمی خود را فهیم تر از ولایت دید و بیچاره شد.
    متاسفانه جمله ناجوری به کار بردید، اینکه گفتید «فاتحه نظام را خواندید.» بر فرض محال هم که چنین باشد، اولا خود شما اولین کسی هستید که مقصرید. شهید باکری شهید نشد که حالا من و شما با اعتماد به نفس برای نظام فاتحه بخوانیم. گرچه 35 سال است که خیلیها خواستند فاتحه نظام را بخوانند اما هنوز نتوانستند. در ثانی اگر با کمی بصیرت (بصیرت عمیق لازم ندارد) موقعیت ایران را با سایر کشورها (از آمریکاو اسرائیل مستکبر گرفته تا ترکیه و مالزی مثلا پیشرفته در جهان اسلام گرفته تا افغانستان و پاکستان عقب افتاده) مقایسه کنید در این صورت متوجه خواهید شد که کجا باید مراسم فاتحه خوانی به پا کرد.

    • جواد ملک زاده می‌گه:

      باسلام واحترام برشما خواهر محترم سرکار خانم امامی , دست مریزاد مطلب وتحلیل بجا وشایسنه ای درقبال مطلب آقای اخراجی بیان فرمودین .متشکرم.

  • رضا صفری می‌گه:

    برای این بنده خدا همین مطلب امروز صحبت آقا در دیدار با مردم تبریز کافی است که فرمود آیه قرآن است که اگر خدا را یاری کنید نصرت برای شماست و در ادامه می گه خدا شما را ثابت قدم می دارد و کمک می کند که شما عقب نشینی نکنید پس اگر با خدا باشیم خدا نیز با ماست. مشکل ما این است که اسممون رو گذاشتیم مسلمون و بچه شیعه و اندکی حاضر نیستیم سختی رو تحمل کنیم اونی که بر باطل است داره شبانه روزی کار می کنه و ما که حق هستیم همش دنبال بهانه گیری و پیدا کردن مقصر وانداختن گناه خودمون بر دوش او.
    این مطلب رو همه ما می دونیم که میگن در آخر الزمان اونایی که دین دارند قلیل هستند پس اگر ابن آزمایشها نبود و همه در راحتی بودند که دیگه به این دوران آخر الزمان نمی گفتند پس باید خیلی روی خودمون کار کنیم و تقوا داشته باشیم و تابع امر ولی زمانمون باشیم تا از راه بیرون نرویم و به جاده خاکی نزنیم.

  • hojjat می‌گه:

    سلام حاجی
    فقط خواستیم حضور یزنیم و تیک ارادت ما رو وارد دفترت کنی . انشا ا.. که سلامتی حاصل شده باشه .

  • دانشجوی اخراجی می‌گه:

    خطاب به دانشجوی مشروطی که نظر بنده را -که به پاسخ ایشان به نظر من-، داده بودم نمایش ندادند:

    شما تا کی می خواهید با روش حذف(این شیوه خانمان برانداز)، با منتقدان و مخاطبانتان برخورد کنید؟ باز هم درود بر جرات سوفسطاییان که می نشستند و جواب را با خوزعبلاتشان می دادند، نه این که تو را از میدان حذف کنند.

    همین کار ها را کرده اید که طرفداران شما این قدر عقب مانده باقی مانده اند و چهارتا نظر مخالف را نشنیده اند و در چاردیواری های محبوس ذهنشان، دچار خود حق پنداری افراطی گشته اند.
    آن هم در فضای مجازی که اگر نظر هر فردی تند روانه باشد و اشتباه، به راحتی می توانید پاسخی منطقی برای آن دست و پا کنید و ضعف استدلال و یا کذب شبهات او را بر ملا کنید.

    به خدا که همین شیوه حذف که شما نسبت به منتقدان و مخاطبانتان، در صدا و سیما و در بسیج و در مساجد و در سپاه و نهاد رهبری و . . .، اتخاذ کرده اید، به تنهایی برای نابودی نظام جمهوری اسلامی کافی است و شما نیاز به هیچ دشمنی ندارید.

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      جناب دانشجوی اخراجی اگر منطقی بنویسید و…هم داشته باشید نمایش میدهیم اما … شما بااین ادبیاتتان معلوم است دنبال عقده گشایی هستید دنبال کشف حقیقت نیستید انتقادات خود را منطقی وبارعایت ادب بنویس تا جواب دهیم در غیر اینن صورت در مطلب بعدی راهنمایی شفاف تری برای شما خواهم داشت !!!

  • رضا صفری می‌گه:

    باسلام خدمت تمام دانشجویان
    در جواب این دانشجو اخراجی فکر کنم حرف شهید باکری کفایت بکند که گفت بعد از جنگ رزمندگان سه دسته می شوند و این بنده خدا هم جزو اون دسته سوم است که از گذشته پشیمان هستند و کلاً طلبکار هستند چون مادی به قضیه نگاه می کنند.
    اینکه از تموم دنیا شاکی باشی و انتظار داشته باشی که یکی جور همه رو بکشه و کارها رو درست کنه این نشان دهنده تنبلی ما هاست و درست مثل اینکه بگیم خدا چرا ما رو مورد امتحان قرار میده و باید همه بندگانش را خودش هدایت کنه که در اینصورت چه نیازی به آفرینش آدم بود.
    و نکته آخر اینکه ما باید از این دانشجویان اخراجی که اینجوری حرف می زنند باید درس عبرت بگیریم که خدای ناکرده ما نیز که الان در جبهه انقلاب هستیم، چند وقت دیگه به سرنوشت این بنده خدا دچار نشویم و از خدا بخواهیم که ما رو هیچ وقت از ولایت جدا نکند و آخر عاقبتمون ختم به خیر شود.

  • رضا صفری می‌گه:

    باسلام خدمت تمام دانشجویان سابق و جدید
    در جواب این دانشجو اخراجی فکر کنم حرف شهید باکری کفایت بکند که گفت بعد از جنگ رزمندگان سه دسته می شوند و این بنده خدا هم جزو اون دسته سوم است که از گذشته پشیمان هستند و کلاً طلبکار هستند چون مادی به قضیه نگاه می کنند.
    اینکه از تموم دنیا شاکی باشی و انتظار داشته باشی که یکی جور همه رو بکشه و کارها رو درست کنه این نشان دهنده تنبلی ما هاست و درست مثل اینکه بگیم خدا چرا ما رو مورد امتحان قرار میده و باید همه بندگانش را خودش هدایت کنه که در اینصورت چه نیازی به آفرینش آدم بود.
    و نکته آخر اینکه ما باید از این دانشجویان اخراجی که اینجوری حرف می زنند باید درس عبرت بگیریم که خدای ناکرده ما نیز که الان در جبهه انقلاب هستیم، چند وقت دیگه به سرنوشت این بنده خدا دچار نشویم و از خدا بخواهیم که ما رو هیچ وقت از ولایت جدا نکند و آخر عاقبتمون ختم به خیر شود.

  • صادق لطفی می‌گه:

    سلام خدمت حاج آقا و همه دوستان!
    این دانشجوی اخراجی رو کسی میشناسه؟
    مثل بجه هایی … که زنگ در کسی رو میزنن و فرار میکنن،بعید نیست همون آقای … باشه که یه مدت پیداش نیست.

  • دانشجوی اخراجی می‌گه:

    آقاجان حرف بنده کاملا واضح و مشخص است.

    بنده در دو بخش عمده اصلی به عملکرد رهبری انتقاد کردم و منتظر پاسخ شدم:

    1.عملکرد: چرا او در رابطه با برخی از ساختار هایی که غلط بودن آن ها از همان ابتدا بر اهل علم واضح بود و پیامد های سوء آن قابل پیش بینی بود، موضع نگرفت و از پیش روی آن در کشور جلوگیری نکرد تا به آن جا رسید که سر چشمه شاید گرفتن بیل، چو پرشد نشاید گرفتن به پیل.
    مثل: الف- تایید صلاحیت کاندیداهایی که نه تنها تعهدشان زیر سوال است، بلکه تخصص گرایی آن ها مساوی قبیله گرایی است(مثل انتخابات ریاست جمهوری 68 که کسی مثل رفسنجانی را با فرد دیگری که هیچ کس او را اصلا نمی شناخت وارد میدان کردند و 8 سال با مملکت آن چنان کردند که می دانید و یا مثل انتخابات اخیر که بنده معتقدم می شد جوری آن را مدیریت کرد که یک فرد شش تیغه که ملی مذهبی باشد و نگاه صرفا تخصص گرا داشته باشد و روش نوینی در اداره مملکت به کار گیرد، روی کار بیاید ولی پیرپاتال های به اصطلاح تکنو کرات که فقط ژست تخصص گرایی می گیرند روی کار نیایند که مملکت را به 25 سال پیش باز گردانند، که حالا هم همه چیز بدتر می شود، و هم به پای آخوند ها و نظام و رهبری نوشته می شود)، ب- سیستم ربوی بانک(که علمای زیادی به آن اعتراف کرده اند)، پ- قدرت گرفتن آقازاده ها و انفعال روسای قوه قضاییه، ت- شعارگرایی محض و عدم پذیرش نقد و اصلاح در ارگان هایی که مستقیما تحت ریاست اوست مثل سپاه، نهاد رهبری و بیت و …، ث- ابلاغ سند های تحول بعد از 25 سال شکل گیری ساختارهای غلط در حوزه هایی مثل آموزش و پرورش، اقتصاد، دانشگاه.

    2.گفتار: شعار گرایی بیش از حد، تمرکز بیش از حد روی دشمن به جای تکیه بر توان داخلی، عدم تذکر های جدی و عمومی به سران انقلاب و اطرافیان خاطی خودش در امور مختلف، تفاخر به مسایلی که موجب شرم بیشتر است مثل ماجرای رشد علمی و افزایش مقالاتی که صنعت دشمن ما را به جلو می برد و یا تفاخر به افزایش کمیتی دانشجویانی که بیکار و بی همسر، سربار مملکت شده اند و . . .
    اینها را فعلا پاسخ دهید تا بماند بقیه …

  • hojjat می‌گه:

    ماجرای امام حسن ع و خیانت سردارانش ، ماجرای سامری ها در قوم موسی ، ماجرای برکناری هارون , ماجرای خانه نشینی علی ع و هزاران داستان عبرت آمیز تاریخ نشان از چگونکی انحرافات انقلاب های الهی می باشد . و تفرقه و تفاسیر تفرقه انداز بجای عمل بر مبنای وظیفه افت الان نظام است .
    حال من و شما دوست اخراجی چه کرده ایم برای این انقلاب . که الان در موضع روشن فکری بیاییم و لیستی از مشکلات رو را سیاهه کنیم . اگر ایرادات ساختاری الان در بدنه انقلاب وجود دارد از اهمال و دنیا گرایی های امثال زبیرها و قارون ها و سامری هاست . از کوتاهی اساتید و دانشگاهی ها و نق زن هایی است که داعیه طلبکاریشان از انقلاب تمامی ندارد . این انقلاب بقول مولا علی ع بجای عامی و نزدیکانی چون (عقیل و عباس) ان دو مرد الهی ( حضرت حمزه و جعفر) بودند بخدا قسم حکومت گو نه ای دیگر رقم میخورد . کاش کمی با فهم و بصیرت به رویدادهای اطرافمان عراق و اردن و سوریه ، مسلمانان میانمار و فلسطین و … می نگریستم و میفهمیدم که فعلا ماندن این نظام صرفا بر پایه نعمت هایی چند مانند مقام معظم رهبری و گمنام هایی که بی ادعا و بر اساس آعتقاداتی ماورای فهم ما کار میکنن نه رفاه زده ای چون من و .. که آرمانمان را میزان اذوقه مان مشخص میکند
    خدا کند که نقد های بی مکان و بی حساب ما آب بر آسیاب دشمن نباشد . اگر منتقدان دنیایی در صحرای کربلا بودند چقدر ایرادات مدیریتی و استراتژیکی و … بر نوع قیام حسین ع میگرفتند . خدایا ما را از تحریف حفظ کن که خطر تحریف زدگی …
    بازهم تکرار شعر قبلی را میکنم
    اگر دستبند تجمل نمی بست دست ما را
    کسی پیدا نمیکرد از آن گوشه کهکشان تیر ما را

  • کلیشمی می‌گه:

    با سلام خدمت سردار و همه دوستان قدیم و جدید
    حاج آقا و دوستان عزیز خیلی از جوونها مثل من که به اصطلاح نسل بعد از انقلابیم و از امام و ویژگی های بی نظیر او جز خاطرات بزرگان و مطالعاتی در خصوص مبارزات و زندگی او چیز دیگری را درک و از نزدیک لمس نکرده ایم مطالعه چنین مقالاتی از یاران امام که با فرمان او زمانی سر از پا نشناخته ، جان عزیز خود را در طبق اخلاص گذاشته و تقدیم انقلاب کردند ، هر چند مختصر ، هم بسیار مفید و لذت بخش است . سردار دست مریزاد ، در مورد امام هر چه بخوانیم و بدانیم و بنویسیم باز هم آنچنان که باید و شاید نتوانستیه ایم او را بشناسیم و همه ابعاد وجودی ایشان را درک نمائیم این را از آن رو می گویم که نزدیک ترین یاران او که چندین سال دوش به دوش او مبارزه کرده و پیروزی انقلاب و آرمان های او را از نزدیک و با دست خالی دیدند هم او را نشناختند و حالا شدند تبر به دست و ریشه انقلاب را هدف گرفته اند .
    روی دیگر سخنم با آقا و یا خانم به اصطلاح دانشجوی اخراجی است . نمی دانم اخراجی کدام دانشگاه هستی دانشگاه ادب ، دانشگاه ….
    برادر ( خواهر ) گرامی دلایل و استدلال هایی که شما در دو متن خود آوردید بسیار دور از عقل و واقعیت بوده و ناشی از بی اطلاعی و انگار صرفاً عقده گشائی شخصی شماست که البته دلیلش را نمی دانم ولی توصیه می کنم کمی سر از لاک مبارک خود بیرون بیارید و از مقابل ماهواره که از قرار معلوم بیشتر اوقات مبارک خودتونو صرف دیدن شبکه های آن می کنید بلند شید و کمی هم به اطراف خود نگاه کنید برید یه سر به هیآت مذهبی بزنید و ببینید همین جوون های به قول بی شرمانه شما اسیر سکس و خود ارضائی و مواد و … چه جوری دارن با قطرات اشک و هق هق گریه هاشون واحد های درسی دانشگاه امام حسین ع و عاشورا رو با نمرات خوب یکی یکی پاس می کنن ، صدای ناله های الهی العفو شون رو توی شب های قدر دیدی و یا شنیدی ؟ اصلاً تا حالا تو اعتکاف بودی ببینی همین جوونها که اونها رو اسیر … خوندی چطور سه روز از همه چیز مبرن و دلشونو تو دریای عشق الهی شستشو می دن . البته امثال شما اونقدر ظاهر بین و سطحی نگر هستید که همه جوون ها رو اونطور که تعداد اندکی از اونها با سر و وضع اونچنانی تو خیابون های شلوغ بالا و پائین می رن می بینید و می سنجید . خوبه یه بار هم که شده بیاید تو مراسمات مذهبی و تو راهپیمائی ها و… . شهید احمدی روشن ها ، رضائی ها و .. و این همه شهیدی که هر روزه داریم تقدیم می کنیم ( شهدای امر به معروف ، شهدای مبارزه با اشرار ، شهدای مرزبان و …. ) مگه از کجا میان از دل همین جوون ها . تا حالا شوق و اشتیاق جوونها رو تو دیدار با رهبرشون چه تو بیت رهبری و چه تو سفرهای استانی و اشک چشم هاشون رو دیدی نه ندیدی اگه هم دیده باشی نفهمیدی . نفهمیدی چون تو و امثال تو نه اون موقع امام و بزرگیش رو فهمیدید و نه حضرت آقا رو البته تعجبی هم نداره چون شماها همه چیز رو با متر هایی که اونوریها بهتون دادن متر می کنید و می سنجید … بماند. اما اینو بدون همون طور که امام به خوبی قدرت مردم و جوون هاشون رو شناخته بود و بهشون ایمان داشت و با همون ها هم انقلاب رو به پیروزی رسوند . رهبری نیز این جوون ها رو شناخته و بهشون ایمان داره و بار ها تو سخنرانی هاش گفته که جوون های الآن چیزی از جوون های دوران انقلاب و دفاع مقدس کمتر ندارن اما این موضوع رو امثال شما نه اون موقع فهمیدید نه الان
    یه جا تو مطالبتون گفتید که چرا رهبری به امثال هاشمی و خاتمی و بقیه فتنه گر ها پا میده که بیان وسط معرکه و تیشه به ریشه انقلاب بزنن . به قول آقای احمدی نژاد : من تعجب می کنم از این حرف هاتون . چند سال گذشت تا من و تو فهمیدیم هاشمی و دار و دستش کین و چی کار دارن می کنن با این انقلاب چقدر طول کشید تا چهره نفاق از صورت خاتمی و کروبی و موسوی برداشته شه و واقعیت ها رو شه اگه اون موقع رهبری اینها رو می گفت خیلی از مدعیان ولایت مداری جلوش صف می کشیدن چه برسه به بقیه . با حصر خونگی سران فتنه اونها و حامی هاشونو رسوا کرد . خیلی از دور و بری های آقا بهش فشار آوردن تا سران فتنه رو اعدام انقلابی بکنه تا بتونن پیراهن عثمان شون بکنن اما با تدبیر آقا نه اونها به هدفشون رسیدن نه این ها . خیلی از همین خواص رو اگه آقا مثل پدری که بچه گنه کارش رو حمایت می کنه تا برگرده و به راه بیاد ، ازشون حمایت نمی کرد تا به بطن انقلاب برگردن معلوم نبود الان از کجاها سر در می آوردن هر چند که تعدادی از اونها فرزند ناخلف انقلاب بودن و آخرش هم رفتن جائی که لیاقتش رو داشتن . تازه اون هایی که از این انقلااب بریدن و چهره واقعیشون رو شد رفتن اونور آب با دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب و صیهونیست های بچه کش هم سفره شدن حضرت آقا رئ بیشتر از من و شما شناختن که یکیشون در مورد آقا گفته : آقای خامنه ای کسی است که حتی یک نقطه خاکستری هم در زندگیش وجود نداره . اونوقت تو …
    در مورد حضرت آقا ، رهبری و درایت هاشون حرف زیاده تدابیر ایشون تو خنثی کردن فتنه 88 ، حادثه کوی دانشگاه سال 76 ، حمایت شجاعانه و بی بدیل ایشون از حزب اله لبنان در جنگ های 33 روزه و 22 روزه که به اعتراف خیلیها خط مقدم جنگ با ایران و اسلام بود و … همه و همه موید این مطلبه . اما مطلب رو می ذارم تا خود حاج آقا با بیان شیوای خودش در فرصتی دیگه کامل به موضوع بپردازه .
    خیلی از کسائی که رهبری مدبرانه آقا رو قبول ندارن و دم از امام می زنن ( البته در اون زمان هم امام رو قبول نداشتن ) و آقا رو تسامح و تساهل گر لقب می دن برن تاریخ رو بخونن که امام در طول دوران رهبری خودش علی رغم میل باطنی خود و در شرایط و مواقع خاص به فشار های سران انقلاب ، خواص و مسئولین کشور تن داد تا کشور دچار فتنه و آشوب نشه قضیه بنی صدر و مهندس بازرگان رو ( که سرکار خانم امامی هم بخوبی به آنها اشاره کردند ) مگه امام حکمشون رو به احترام آراء مردم تنفیذ نکرد . همون کاری که رهبری در مورد خاتمی و رفسنجانی و روحانی کرد . تازه بعد از اون هم اومد در یک سخنرانی رسمی گفت که ما و مسئولین در این خصوص اشتباه کردیم و از همه مردم عذرخواهی هم کرد . مگه امام زیر بار فشار اطرافیان و سران مملکت حکم نایب رهبری آقای منتظری را صادر نکرد با اون که شدیداً مخالف بود . مگه زیر بار همین فشار ها قطعنامه 598 سازمان ملل و آتش بس رو نپذیرفت و به تعبیر خودشون جام زهر را ننوشید ، حالا که شرایط خیلی بدتر شده خیلی از اون یاران انقلاب که هنوز هم در راس بوده و جزو خواص هستند با انقلاب و آرمان های امام بیشتر فاصله گرفتن . اونوقت این قابل استنباط نیست که یه همچین شرایطی رو برای آقا در خیلی از تصمیم گیری ها ایجاد کرده باشند ….
    دانشجوی اخراجی عزیز خیلی از حرفهای دیگری که زدید آنقدر سطحی بی محتوی و بی ارزش بود که ارزش پاسخ دادن را نداشت . امیدوارم خدا ما و شما را به راه راست هدایت و عاقبت بخیر نماید .
    از سردار و همه دوستان عذر می خوام که حرفهام طولانی شد . التماس دعا

    • دانشجوی اخراجی می‌گه:

      احتمالا شما کلیشمی جان و خیلی از آقایون دیگه، ساکن شهر قم، تشریف دارید که مملکت رو اینقدر گل و بلبل تصور می کنید و یا اینکه در حوزه درس می خوانید و از واقعیت های دانشگاه ها خبر ندارید.

      1. در رابطه با جوانان: در هر کشوری همه جور آدم در سنین مختلف وجود داره ولی مهم اینه که ما بیایم بررسی کنیم ببینیم توی به اصطلاح مملکت امام زمان، نسبت جوانان خوب(به معنی سالم از نظر اخلاقی و شکوفا از لحاظ استعدادهای درونی)، بیشتره یا اون جوونهایی که من قبلا وصف کردم؟ دوم این که از نظر کمیتی کدام یک نسبتشان در حال افزایش است؟ به نظر شما با این همه احداث دانشگاه های در پیت در مملکت اعم از غیر انتفاعی و آزاد که بیشتر از 3 میلیون دانشجوی مجرد را از شهرهایشان دور کرده و به خوابگاه و خانه های مجردی کشانده است، نسبت کدام دسته از جوانان را بیشتر می کند؟ بنده همیشه از ساختارها حرف میزنم که دشمن دین و دنیای مردم شده(به برکت آقایون) و شما همیشه از آرمان ها و . . ..

      2.در رابطه با اون اشخاص سیاسی هم که گفته اید، من انتخاب مردم را مقصر نمی دانم. چرا که به این بدبخت ها گفته شده بیایی و به این کاندیداهایی که ما چیده ایم رای بدهید. آن ها هم که تا توانسته اند به آخوند ها و صلحا رای داده اند. دیگر چه کنند بدبختها. حرف من این است که چه طور اگر نظام اسلامی در این کشور شکل گرفته، آن قدر توانایی ندارد که کاندیدایی برای ریاست جمهوری مملکت ارایه دهد که دولت اسلامی را که به اتفاق نظر همه، هنوز در این کشور شکل نگرفته، بعد از 35 سال درست کند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

      3.در مورد امام هم: خوب همه یه اشتباهاتی دارن دیگه . . .

  • امامی می‌گه:

    جناب دانشجوی اخراجی
    با سلام
    مطلب حضرتعالی را چند باره مطالعه نمودم. نکاتی به ذهن بنده می رسد که عرض می نمایم.
    در مورد مطلب اولتان؛ شما سئوالی پرسیدید با این مضمون که؛ رهبری مسئول تایید صلاحیت و رای آوری کارگزاران در انتخابات است. اولا این مدعای شما بیش از آنکه مفروضه باشد، به فرضیه ای شبیه است، که احتیاج به اثبات دارد. به عبارتی در ابتدا اثبات بفرمایید که رای آوری کارگزاران نتیجه مدیریت رهبری است. بعد به دنبال انتقاد کردن از این وضعیت باشید.
    دوما، اگر نتایج انتخابات و نیز تایید صلاحیت افراد، صرفا با مدیریت و صلاحدید رهبری پیش برود، این نظام دیگر جمهوری نیست. یا دیکتاتوری است یا دموکراسی از پیش تعیین شده. چنین نظامی(در عصر غیبت اما معصوم) هرگز مشروعیت ندارد. اگر کسی بخواهد برای نظام فاتحه بخواند کافیست همین ایده را در اذهان مردم ترویج نماید که مثلا احمدی و روحانی و هاشمی با مدیریت رهبری بر سر کار آمدند. در اینصورت کار نظام یکسره است.
    وظایف و مسئولیتهای رهبری به روشنی در قانون اساسی آمده است. این مواردی که شما اشاره کردید. در حیطه وظایف رهبری نیست. حزب یا جریان خاصی را به قدرت رساندن یا از قدرت برکنارکردن انان توسط رهبری ( به خصوص که اگر آن حزب دارای صورتبندی درون گفتمانی انقلاب اسلامی باشد) رهبری را، به رهبر حزب خاصی تبدیل می کند. نیک پیداست که نتیجه چنین عملکردی چه تبعاتی بر نظام می گذارد. و خود نوعی نقض غرض است.
    اگر همه چیز به تنهایی با اراده رهبری حل می شد، چرا این اتفاق در زمان امام علی(ع) نیفتاد؟ آیا حضرت نمی دانست که در جنگ نباید ماجرای حکمیت را بپذیرد؟ خوارج بیچاره هم همین عمل زشت را مرتکب شدند. ابتدا با نفهمی و بصیرتی خود حضرت را به زور وادار به تسلیم کردند؛ بعد هم که متوجه قصور خود شدند به دنبال مقصر گشتند و مقصر را پیدا کردند. آنهم علی(ع) بود. (حضرت عباسی، خر از این خرتر؟)
    چرا شما تاکید دارید که قصور امثال من و شما بر ذمه رهبری باشد؟ شما مطمئنید که ما درست عمل کردیم و عین شهیدا از جان و مال و همه چیزمان گذشتیم؟ شما مطمنید که برای تنویر افکار عمومی و شناساندن حقیقت به مردم کوتاهی نکردیم؟ آیا امر به معروف و نهی از منکر سنت تعطیل شده در بین ما مدعیان انقلابی نیست؟ شما مطمنید که سبک زندگی غربی در بین خود ما(من و شما) اصلا جایگاهی ندارد؟ تجمل گرایی، چرا در بین من و شما نفوذ کرده؟ این قصه مسخره تک فرزندی چرا در بین من و شما اینهمه طرفدار دارد( آنهم با دلایل بی پایه ای که بچه آوردن مهم نیست، تربیت بچه مهم است و …) چرا اشتغال خانمها در بین مدعیان ارزشهای انقلابی به ارزش تبدیل شده است؟
    اصلا خود شما که اینقدر با شجاعت انتقاد می کنید چه اندازه روی فکر و اندیشه خود کار کرده اید؟ جسارت بنده را ببخشید، اما (بنده که به تعبیر شما عقب مانده ام و به تعبیر روحانی بی سواد)، هر چه مطالب شما را خواندم به جز طرح ادعا، هیچ استدلالی ندیدم.
    به نظر شما درباره سیستم ربوی بانکها و آقازاده ها راهکار اصلی در چیست؟ فرمان هشت ماده ای مبارزه با فقر و فساد و تبعیض را به خاطر دارید؟ دوره قبل ریاست جمهوری را به خاطر دارید؟ احمدی نژاد بیچاره با هاشمی طرف شد. دیدید که نتیجه آن چه شد. چاره جویی این مسائل احتیاج به عزم ملی دارد. تنها عزم رهبری کافی نیست. می دانیم که فساد مالی خاندان هاشمی زبانزد عام و خاص است، با این حال وقتی ماجرای فساد مالی این خاندان، به ماجرای سیاسی تبدیل می شود، بسیاری فراموش می کنند که پایه گذار فساد اقتصادی در ایران کیست و در خیابانها از آنها حمایت میکنند. حتما می دانید که برخورد با این افراد بدون فرهنگ سازی در مردم و از بین بردن زمینه های نفوذ اینها چه عواقب خطرناکی دارد.
    حزب کارگزاران و اصلاح طلبان در طی سالها برنامه ریزی؛ عناصری به نام تجمل گرایی، فساد اقتصادی، توسعه لیبرالیستی، رشوه و… را در کشور نهادینه کردند. یقینا مبارزه با این فرهنگ، نیاز به فرهنگ سازی آنهم در طی سالها زمان دارد. این احزاب با همراهی دنیای غرب توانستند درتمام این سالها ذهن و فکر و گرایش و نگرش و ذائقه برخی از مردم را به خود جذب کند. مسلما تغییر نوع بینش مردم تنها از عهده رهبری خارج است. ونیازمند تلاش همه جانبه است.
    درباره موارد دیگری که فرمودید (رشد علمی و بی کاری و تجردی و استکبارستیزی در کلام رهبری)هر کدام نیاز به مباحثی دقیق و طولانی دارد. که در حد یک کامنت گذاشتن نمی توان از عهده آن برآمد.
    امیدوارم این بار با مطلب مستدل از جانبتان مواجه شوم.

    • دانشجوی اخراجی می‌گه:

      با تشکر بالاخره یکی پیدا شد به صورت موردی جوابی عرضه کند.

      جوابِ اولا و دوما شما : طبق گفته خود رهبری و با استناد به کلام بزرگان همان طور که مستحضر هستید، رسیدن به تمدن اسلامی که خود مرحله نهایی است، مستلزم چهار مرحله قبلی است. انقلاب اسلامی، شکل گیری نظام اسلامی، *شکل گیری دولت اسلامی* ، کشور اسلامی و بالاخره تمدن اسلامی.
      حال سوال من این است که آیا به نظر شما، دولت اسلامی شکل گرفته است؟؟؟ اگر بله، پس می فهمیم که اسلام چیز بی خودی است که این همه بی فرهنگی، فقر، حرام اقتصادی و اختلاف طبقاتی، به بار می آورد.
      اگر خیر، پس بگویید چرا بعد از 35 سال و یا 25 سال(که آخرین تغییرات اساسی در سطوح بالای نظام اتفاق افتاد)، هنوز دولتی با معیار های اسلامی و شعائر اسلامی و نتایج اسلامی، روی کار نیامده است؟؟؟؟؟؟؟؟(همین تاخیر 25 ساله و زخم هایی که مردم از عدم مدیریت صحیح انتخابات ها خورده اند، وضع را به اینجا رساند که مردم در گیر سیاسی بازی بشوند و امروز به 24 سال پیش باز گردیم)
      به نظر من این بدان معناست که نظام اسلامی به وجود نیامده است که بتواند دولتی با اعضای متخصص با تقوا، که آن را به مردم بشناساند و یک چهره محبوب از آن ایجاد کند و آن را در انتخابات به عنوان یک کاندیدای اسلامی عرضه کند(البته با حضور تمام جریان های رقیب و مخالف)، و فضای باز و عدالت محور و روشنگرانه ای که منجر به رای آوری او بشود ایجاد کند، تا ما به دولت اسلامی واقعی برسیم.

      جواب ثالثا و …، در رابطه با کار من و شما، 1. خداییش شما قضاوت بکنید، چه قدر در این کشور شناسایی و جذب نخبگان با تقوا در همین ارگان هایی که به رهبری منسوب است، مثل قوای نظامی، سپاه، صدا و سیما و … وجود دارد و مسئولیت ها برای نقش آفرینی به نسل سوم واگذار شده است؟ 2.مگر این جوانان مجاهدی که شما وصف می کنید چه قدر هستند و مگر 300 هزار تن از آن ها شهید نشدند که نظامی سر کار بیاید که دولت اسلامی را شکل بدهد که مردم را از بدبختی دنیا و آخرت برهاند؟؟؟؟؟؟؟؟ پس چه شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

      • امامی می‌گه:

        با سلام
        اول آنکه بنده همچنان مصرم که شما جواب پاسخهای بنده را ندادید مواردی که شما طرح فرمودید موضوعات جدیدی بود نه اثبات دیدگاههای قبلی تان.
        بله من هم معتقدم ما همچنان در مرحله تشکیل دولت اسلامی اسلامی هستیم. و هنوز هم به طور کامل موفق نشدیم. اولا مشکل شما اینست که 35سال را زمان خیلی زیادی می دانید. از دیدگاه علوم مختلف نظیر جامعه شناسی و مخصوصا علوم تاریخی، طول عمر سه دهه برای حکومت زمان بسیاری کوتاهی است. به طور مثال دنیای غرب برای گذر از اشکال گوناگون حکومتی؛ به طور مثال گذر از فئودالیته به پادشاهی و گذر از پادشاهی به دموکراسی قرنها زمان صرف کرد. هنوز در حال گذر است. یه روز مدرنیته، یه روز پست مدرن، الان هم که فرا نظریه مد شده.
        در نیای اسلام هم همین طور است. به نظر شما برای اینکه مردم فقط همین نکته را بفهمند که امامت از ارکان دین است چند قرن زمان طی شد؟ با وجود 12 امام و گذر زمان طولانی بازهم مردم نفهمیدند. و در نتیجه غیبت امام معصوم اتفاق افتاد.
        در دنیای اهل تسنن هم همینطور است. بر طبق فقه اهل سنت، قیام علیه حاکم جائر، جایز نیست و مردم باید به هر قیمتی شده حاکم ظالم را تحمل کنند. سنیان(مردم) برای اینکه فقط همین نکته را بفهمند که عدالت، هدف حکومت اسلامی و نه حفظ وضع موجود، قرنها از عمر اسلام گذشت و ظلمهای بسیاری را تحمل نمودند تا اینکه جرقه های اولیه چنین دیدگاهی در اندیشه بنیانگذاران اخوان المسلمین مصر دیده شد و پس از گذر سالهای طولانی تبلور عینی آن در بیداری اسلامی در سال2011 دیده شد.
        در هر صورت سه دهه برای تشکیل دولت اسلامی حقیقتا کوتاه است. و بیشتر به مقدمه شبیه است. این نظر من به تنهایی نیست. این یکی از نکات علمی پدیرفته شده در دنیاست. (البته علم و نه فضاسازیهای بی بی سی)
        . انقلاب اسلامی به معنای تغییر ساختارهای رسمی حکومتی بود. ایرانیان برای اینکه موفق بشوند همین انقلاب را به پا کنند سالها زمان صرف کردندتا بالاخره در اواخر دهه50 نگرشهای ضد استبدادی همه گیر شد و انقلاب پیروز شد. تحولات پس از انقلاب اگر بخواهد به دولت اسلامی منتهی بشود به مراتب پیچیده تر و سخت تر و زمان بر تر است. زیرا از یکطرف باید حکومت جدید التاسیس بحرانهای مختلفی نظیر مقابله با قائله منافقین، مقابله با جنگ تحمیلی و مقابله با کومونیستها را از سر می گذارند و از طرف دیگر باید دیدگاههای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی اسلام را برای استفاده امروزی تیدیل به تئوری می کرد. ایرانیان باید نظریه می ساختند. و بر طبق نظریه کشور را اداره می کردند. نطریه پردازی کار یک دهه و دو دهه و … نیست. در تمام دنیا همین طور است. اینکه بعد از سه دهه نقشه علمی کشور و نقشه مهندسی کشور و سیاستهای کلان اقتصاد مقاومتی و… تهیه می شود به همین دلیل است. اگر حضرتعالی در حوزه علوم انسانی و به خصوص علوم سیاسی تحصیل می کردید متوجه منظور حقیر درا ین موضوع می شدید. آنهم در شرایطی که بسیاری از اساتید دانشگاه که بیشتر اهل نشخوار کردن تفاله های نظری دنیای غرب هستند. نظریه پردازی اسلامی کار سختی است. دنیای غرب بیش از قرنها سابقه تظریه پردازی داشت و ما فقط سی سال تجربه ی توام با انواع مشکلات و نارسایی ها.
        متاسفانه یکی از مشکلات اساسی که دنیای غرب برای ما ایجادکرد این مساله بود که : فرهنگ تلاش، کوشش و پیگیری اهداف را با مقولاتی نظیر مصرف گرایی، تجمل گرایی و رفاه زدگی تعویض نمود. در نتیجه الانه مواجه شدیم با جوانهای بسیاری که به جای زحمت کشیدن و تلاش کردن فقط به دنبال انتقاد کردن از وضع موجود هستند. به عبارتی منتظر هستند بدون اینکه از خودشان زحمتی بکشند دولت همه چیز را برایشان فراهم آورد. از اینرو ما در کشور به طور دائم با توقعات فزاینده مردم مواجه هستیم. که نتیجه آن شکل گیری عنصری به نام نارضایتی از حکومت است. این نارضایتی هم پتانسیل کشور را تحلیل می برد و هم کشور را با مسائل امنیتی مواجه می کند.
        به طور مثال خود شما در صحبتِ خود، اشاره کردید که شهدا رفتند که حکومتی بر سر کار بیاید که دولت اسلامی را تحقق بخشد. نه بزرگوار؛ شما هدف شهدا، از شهادتشان را خوب متوجه نشدید. شهدا نرفتند که حکومت ما را در رفاه قرار دهد. شهدا رفتند که ما(مردم+نخبگان+رهبری) تلاش کنیم تا دولت اسلامی را محقق کنیم.
        بازهم تکرار می کنم مقصر اصلی این قضایا من و شماو بقیه هستیم. ما کوتاهی کردیم.
        منشا اصلی تحولات یک کشور مردم هستند و نه حاکمان ( هر کی می گه نه بیاد دعوا کنیم)
        موفق و مؤید باشید

  • هادی جلقازلو می‌گه:

    قالوا سلاما…
    سلام علیکم آقای دانشجوی اخراجی

    • دانشجوی اخراجی می‌گه:

      سلام علیکم و رحمة الله و …

      در کامنت های قبلی از نظر شما مستفیض شدیم!(آیه 141 و 142 آل عمران):
      اگر میخواستیم فقط امتحان بشیم و بریم بهشت و جهنم که همون زمان شاه خیلی بهتر داشت این اتفاق میفتاد.
      اصلا بیا بریم امریکا که اونجا امتحانهامون بیشتر بشه که بر درجاتمون افزوده بشه!!!

      • هادی جلقازلو می‌گه:

        گویا معنی این تیکه رو که نوشتم خوب نگرفتی اقای اخراجی
        بیزحمت اول تو قرآن(البته جلد اول) سرچ کن بعد متوجه میشی!!!!!!!!

  • صادق لطفی می‌گه:

    دانشجوی اخراجی!
    خدا خیرت بده، پیامبر و معصومین نتونستند حکومت اسلامی به معنای واقعی ایجاد کنند و کار به جایی رسید که امام زمان (عج) به غیبت رفتند.
    نکته بعد: در دوره ای که همه اعم از من و خودت و خیلی های دیگه درگیر مسائل مادی شدیم و امثال … پدید آومده تو داری میگی رهبری … یه کم به واقعیات داخل و خارج نگاه کن.اینقدر ماهواره نبین خوب نیست!

    • hojjat می‌گه:

      ما که رفتیم. مادری پیر دارم و زنی و ۳ بچه قد و نیم قد.
      از دار دنیا چیزی ندارم الا یک پیام:
      یقه‌تان را می‌گیریم اگر ولایت فقیه را تنها بگذارید.
      [شهید مجید محمدی]
      نگران نیات مردم نباش. این مردم داستان مسلم در کوفه را خوب بلدند..

  • صبر می‌گه:

    سلام؛
    آدرستونو تو گم کرده بودم ! تو فکر بودم چی بود؟
    بعد از مدتها رفتم ایمیل دومم ! ایمیل شما را دیدم ! خیلی خوشحال شدم.گفتم راست میگن دل به دل راه داره!
    به هر حال ممنون.

  • maillo می‌گه:

    I am so grateful for your article. Much obliged.

ارسال دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.