امام و اقا

هو البصیر؛

چاره‌ای جز خواندن کامل و با دقت نیست!
از آنجا که در شرایط خاص سیاسی فعلی بعضاً شاهد بلاتکلیفی و سردرگمی در اردوگاه نیروهای انقلاب هستیم و اتفاقاً کامنت‌های فراوانی هم در چند مطلب قبل از سوی دوستان با این مضمون داشتیم «تکلیف چیه؟»، «درشرایط فعلی چه باید کرد؟»، «مقصر شرایط به وجود آمده کیست؟»، «نقشه‌ی راه چیه؟ و …؟؟؟» حقیر بر آن شدم در حد فهم و اندازه خودم نکاتی را ان‌شاالله در درجه‌ی اول برای تذکر به دل غافل خودم! و بعد در پاسخ سؤالات متعدد دوستان بنویسم و به یاری حضرت حق و با مدد اساتید و اظهار نظر فعال دوستان به نقشه‌ی راه روشنی در این مهم برسیم.
چندی پیش جلسه‌ای خدمت استاد ارجمند و مجاهد فرزانه جناب آقای دکتر زاکانی بودیم؛ ایشان مثل همیشه تحلیلی جامع، روشن و مبتنی بر واقعیت از شرایط و مختصات آخرین آرایش سیاسی داخلی و خارجی نظام ارائه فرمودند که حقیر با استفاده از نکات مهم و برجسته آن مطالبی را به عرض می‌رسانم. آقای دکتر زاکانی در مقدمه خاطره‌ای فرمودند: «در سال 1362 برای شناسایی منطقه‌ای بر روی یکی از ارتفاعات غرب داخل دیدگاه یکی از دیده‌بانان هدایت آتش توپخانه رفته بودیم (چون دیدگاه اشراف دید در منطقه دارد) من دیدم دیدبان گرا می‌داد به توپخانه و درخواست آتش می‌کرد اما گلوله‌ها به هدف نمی‌خورد و حتی بعضاً نزدیک خود دیدگاه اصابت می‌کرد و این دوست دیده‌بان عصبانی می‌شد و پشت بیسیم با بد و بی‌راه سر توپخانه داد می‌کشید! من گفتم نقشه‌ات را بده ببینم وقتی نقشه را داد، دیدم این دوست دیده‌بان جای خودش را در نقشه اشتباهی درآورده و توپخانه درست داره عمل می‌کنه لذا گفتم دوست عزیز! شما مختصات خود را بد فهمیدید، چرا فکر می‌کنید … و بد و بی‌راه می‌گید…؟
آقای دکتر با این مقدمه و تطبیق آن با شرایط فعلی اصولگرایان، تقسیم‌بندی خوبی ارائه کردند و با استناد به فرمایشات امام(ره) و مقام معظم رهبری این تقسیم بندی را توضیح دادند که حقیر با اجازه‌ی ایشان وبا اضافاتی آن را تحریر نمودم .
در دنیای امروز سه نوع نظام حاکم است 1_ نظام‌های سلطه‌گر که به دنبال سلطه بر دیگرانند 2_ نظام‌های سلطه‌پذیر که تسلیم سلطه‌گران هستند 3_ نظام‌های سلطه‌ستیز که به برکت مجاهدت شهداء تنها مصداق عینی آن فعلاً نظام مقدس جمهوری اسلامی است، که نه به دنبال سلطه بر ملت‌هاست و نه سلطه‌ای را می‌پذیرد! و در داخل کشور و نظام هم عناصر فعال به دو طیف خودی و غیرخودی تقسیم می‌شوند. طیف قلیل و محدود غیرخودی که آب به آسیاب دشمن می‌ریزند و تکلیفشان هم معلوم است.
اما طیف خودی‌ها هم باز به سه دسته تقسیم می‌شوند یعنی بر اساس فرمایش امام(ره) و مقام معظم رهبری تمام عناصری که به نوعی در حرکت انقلاب نقش داشته‌اند و تاکنون هم از دایره و چهارچوبه نظام خارج نشده‌اند مشمول خودی‌ها هستند. اما با گذشت زمان و ارزیابی جهت‌گیری‌ها و عملکردها باز هم جریان خودی‌ها هم سه دسته را تشکیل می‌دهند که عملکرد و دید گاه این سه طیف در نسبت و ارتباط با ولایت امر به این شرح است:
1_ خودی‌های متأخر از ولایت امر شامل تمام کسانی که در نسبت با معیارها و جهت‌گیری‌ها از ولایت امر که سکاندار انقلاب است عقب مانده‌اند. خود مقام معظم رهبری در خصوص این طیف مثال جالبی دارند با این مضمون فرمودند: «قدیما در مشهد مردم چون پیاده کربلا می‌رفتن برای راه آذوقه برمی‌داشتند، گاهی کسانی بودند که آذوقه‌ی کافی بر نمی‌داشتند و تو راه کم می‌آوردند، مثلاً گاهی اتفاق می‌افتاد طرف از قصرشیرین کم می‌آورد، از کرمانشاه کم می‌آورد و برمی‌گشت و گاهی بعضی‌ها از همین خواجه ابالصت مشهد کم می‌آوردند و برمی‌گشتتند. حالا بعضی‌ها از اول بودند، با امام بودند، با انقلاب بودند و … اما بعداً کم آوردند …» این جریان شامل جناح موسوم به اصلاح‌طلب و … می‌شود. وشخصیت‌هایی مثل آقای هاشمی و … از این جمله‌اند (البته منهای فتنه‌گرها، چون فتنه‌گرها غیرخودی‌اند و در خدمت دشمن) ویژگی بارز نگاه این جریان تفریط است؛ از آنجا که گرفتار چرب و شیرین دنیا شده‌اند و مبارزه هم هزینه دارد و … در واقع کم آورده‌اند، همواره نظام و کشور را به سمت «سلطه پذیری» سوق می‌دهند!!!
2_ خودی‌های متقدم از ولایت امر شامل تمام کسانی است که با وجود نگاه سلطه‌ستیزی، با تندروی و افراطی‌گری ظرف ولایت امر را برای رسیدن به آرمان‌های نظام و انقلاب ناکافی می‌دانند و همواره سعی در بلندپروازی‌های جلوتر از ولایت امر دارند که جریان آقای احمدی نژاد و … مصداق بارز این طیف‌اند و دربخشی از بدنه دولت نهم و دهم رفتارهای مبتنی بر این نگاه را تجربه کردیم. که با کمال تأسف حداقل خسارات آن، ضایع کردن خدمات و مجاهدت بقیه دولت‌مردان در دولت نهم و دهم بود و علی‌رغم تلاش و خدمات فراوان، فرصت سوزی غیر قابل جبرانی را به نظام تحمیل کردند و …!!!
3_ خودی‌های ملازم با ولایت که در زیارت شریف جامعه کبیره و صلوات شعبانیه هم به آن اشاره شده «الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مارِقٌ، وَ الْمُتَاَخِّرُ عَنْهُمْ زاهِقٌ وَ الّلازِمُ لَهُمْ‏‏ الاحِقٌ،». شامل تمام عناصر انقلابی ملازم با ولایت امرند، نه جلوتر و نه عقب‌تر، بلکه پا به پای ولایت سعی در ایفای نقش دارند. اما نیروهای ملازم با ولایت امر هم در راهبرد و تاکتیک عملیاتی دچار مشکل‌اند و سه گروه می‌شوند:
1_ گروهی خودی‌های ملازم با ولایت امر که صرفاً آرمان‌گرا هستند و به واقعیت‌ها هیچ توجهی ندارند؛ این بزرگواران از آنجا که فقط به آرمان‌ها فکر می‌کنند و واقعیت‌ها را لحاظ نمی‌کنند، قائل به هیچ مصلحت سنجی نیستند و می‌گویند فقط باید به تکلیف عمل کنیم و نتیجه هیچ ربطی به ما ندارد؛ حال آنکه بر اساس فرمایشات امام(ره) و مقام معظم رهبری «مقوله مصلحت واقعیتی انکار ناپذیر و فکر کردن به نتیجه هم جزء تکلیف است» و درهمین انتخابات ریاست جمهوری یازدهم آثار زیان‌بار این نگاه را با همه وجود لمس کردیم.
2_ گروهی خودی‌های ملازم با ولایت امر که صرفاً واقع‌گرا هستند و به آرمان‌ها کم توجه! و این بزرگواران هم از آنجا که به آرمان‌ها کمتر عنایت دارند، بر خلاف دسته اول گرفتار مصلحت سنجی‌های بی‌خودند، غافل از عمل به تکلیف و درک جایگاه آرمان‌گرایی‌اند و…
3_ خودی‌های ملازم با ولایت آرمان‌گرای واقع‌بین هستند . که به دور از افراط و تفریط و در عین ملازمت و همراهی با ولایت امر، در عمل به تکلیف، به واقعیت‌های موجود هم کاملاً توجه دارند، یعنی «عنصر ولایت‌مدار تکلیف‌گرای واقع‌بین » و نقشه‌ی راه همین است.
یاران خوب! حقیر معتقد است تقسیم‌بندی فوق، بسیار واقع‌بینانه است و ما باید ابتدا مختصات خود را به خوبی فهم کنیم. که کجای این معادله‌ایم؟ مختصات ما کجاست؟! و …؟ و در گام بعد، دوست و دشمن خود را به دور از بزرگ‌نمایی و یا کوچک‌نمایی به طور دقیق و واقع‌بینانه بشناسیم. و همچنین روابط و نسبت خود را با هر پدیده‌ی داخلی و خارجی، درست تنظیم کنیم. ما نباید احکام کلی و به دور از واقعیت صادر کنیم!!! مثلاً نسبت ما در بعد خارجی، در مقابل نظام سلطه «ایستادگی و مقاومت» است. و در مقابل نظام‌های سلطه‌پذیر «آگاه‌سازی و ارائه الگوهای خودباورانه» است.
در داخل هم نسبت ما با غیرخودی‌ها «مبارزه هوشمندانه» است. زیرا مبارزه برای اینکه دشمن‌اند، هوشمندانه برای اینکه در داخل‌اند و مدام می‌توانند فتنه کنند و…!!!
اما نسبت ما باخودی‌های متأخر و متقدم «رقابت سالم» است. بر اساس نظر ولایت امر، نباید مادامی که از دایره‌ی نظام خارج نشده‌اند آنان را دشمن بنامیم و با آنان مبارزه کنیم بلکه در یک رقابت سالم نگاه ناب خود را عرضه و اثبات کنیم، که وجود این دو جریان «متقدمین و متاخرین» نه تنها ضرری برای ما ندارد بلکه موجب نمایان شدن چهره‌ی نورانی جریان «ملازمین با ولایت» هستند.
و اما نسبت و تعامل با ملازمین صرفاً آرمان‌گرا و یا صرفاً واقع‌گرا «رفاقت و وحدت فعال» است، چرا که خودی‌ترین‌اند و دشمن مدام در تدارک تفرقه و اختلاف است و ما نباید تحت هیچ شرایطی اجازه دهیم دیگران با ترفندهایی فاصله ایجاد کنند و از این فاصله مانند انتخابات اخیر، بهره بگیرند. امروز برای هر عاقلی اَظهرَو مِن الشمس است که دو نگاه «متاخیرین و متقدمین» در شوراهای شهر با هم وحدت نسبی کردند. و علی‌رغم هم‌زمانی انتخابات نتیجه متفاوتی حاصل شد و اکثریت کرسی‌های شورای شهر را بدست گرفتند و … اما در ریاست جمهوری …!!! کاملاً واضح است که جریان «متاخرین از ولایت امر» با استفاده از اختلاف ناآگاهانه و بی‌خود جریان اصولگرا، نهایت بهره را برد و سکان اجرایی اداره کشور را بدست گرفت. و امروز هم متأسفانه برخی دوستان باز هم ناآگاهانه و بدون توجه به اشتباه خود!!! با تعجب فریاد می‌زنند وامصیبتا!!! چرا مثلاً در جریان مذاکرات چنین شد و چنان شد و در حالی که حضرت آقا «تاکید دارند این‌ها را خائن ننامید و این‌ها بچه‌های خودما هستند و …» بعضی‌ها کپ می‌کنند چرا آقا فرمودند …؟؟؟ و چرا چنین اجازه و میدانی به دولت مردان می‌دهند و …؟؟؟. و اینها را این‌طور حمایت کردند و چنین مجوزی برای مذاکره دادند و …؟؟؟!!! اگر این تحلیل و تقسیم‌بندی را واقف باشیم. کاملاً دلیل این اقدام هوشمندانه آقا روشن است. همان‌طور که در مطلب قبل «آقای ظریف هم بخوانند» آورده‌ام، حضرت آقا از شرایطی که ما با همین بی‌بصیرتی‌ها به او و نظام تحمیل کردیم خیلی عالمانه این تهدید را به فرصت تبدیل کرد. مقام معظم رهبری خیلی هوشمندانه دو هدف را از اعطای مجوز مذاکره و حمایت از آقایان و … دنبال کرده و می‌کنند!!!
1_ «رسوا کردن بوق‌های دروغ‌پردازی نظام سلطه» چون دشمن با سیطره رسانه‌ای و هوچیگری افکار عمومی دنیا را مسموم کرده و در صدد بی‌منطق جلوه دادن نظام و ملت ما است.
2_ «اتمام حجت با برخی مدعیان داخلی» چون عده‌ای از عناصر داخلی به خصوص در فضای انتخابات ریاست جمهوری 92 تعامل با غرب و توان دیپلماسی خود را معجزه‌آسا جلوه دادند و خلاصه (من آنم که رستم بود پهلوان) این‌گونه به افکار عمومی القا کردند. لذا برای این‌که بعداً نگویند «نگذاشتند! مانع شدند! اجازه ندادند! و …» چنین میدانی داده شد و حمایت لازم هم صورت گرفت. تا این جماعت هر چه در چنته دارند رو کنند و … که بحمدالله هر دو مقصود آقا، هم در عرصه‌ی داخلی و هم در عرصه‌ی بین‌المللی محقق شد و … اما ازآنجا که برخی از دوستان اصولگرا مانند آن رزمنده دیده‌بان نسبت خود را با این جریانات درست تعریف نکرده‌اند، همواره اقدامات‌شان خنثی و یا در مواردی ندانسته آب به آسیاب دیگران ریختن است.

  • و اما جمع‌بندی: چه باید کرد؟ و نقشه‌ی راه چیست؟ به نظر حقیر باید اولاً: تمام تجارب و اشتباهات گذشته که با هزینه‌هایی بدست آمده را به دور از حب و بغض شخصی نسبت به افراد مدنظر قرار دهیم. ثانیاً: نسبت و روابط خود را با تمام نظام‌های خارجی واقع‌بینانه تعریف کنیم. و بر اساس آن واقعیت‌ها و به دور از افراط و تفریط شرایط را هم برای خود و هم برای جامعه تبیین کنیم. به عنوان مثال نسبت ما با نظام‌های سلطه‌گر ایستادگی و مقاومت است و سر سوزنی هم نباید کوتاه بیاییم و نسبت‌مان با نظام‌های سلطه‌پذیر تعامل و آگاه‌سازی و استفاده از هر فرصتی برای بیداری ملت‌ها باشد مخصوصاً درممالک اسلامی و ... ثالثاً: نسبت و تعامل با جریانات داخلی هم همین‌طور واقع‌بینانه باشد. به عنوان مثال با «خودی‌های متأخر و متقدم» باید رقابت سالم داشته باشیم و نباید به دشمنی تبدیل شود و کفه دشمن و نظام‌های سلطه‌گر را سنگین کنیم و … و با دوستان ملازم که در تاکتیک و راهبرد اختلاف داریم باید رفاقت کنیم، تا رفته رفته به فکر هم نزدیک شویم تا زمینه وحدت فراهم آید و راه نفوذ و نقش‌آفرینی دشمن مسدود گردد و … اما با کمال تأسف در همین انتخابات به علت سطحی‌نگری و … همه اقدامات و موضع‌ گیری‌های غیرمنطقی ممکن در جبهه خودی‌ترین‌ها رخ داد. با رقبا سعی شد دشمنی کنیم و کردیم با رفقا هم سعی شد رقابت کنیم و کردیم و …!!! که هم مردم رابا این افراط و تفریط دچار سردرگمی کردیم!!! و هم زمینه مساعدی برای ایفای نقش اغیار اعم از دشمن و … را فراهم کردیم!!! رابعاً: اثرگذاری مؤثر تلاش و مجاهدتی خستگی‌ناپذیر است. متأسفانه دوستان ما هنوز این مهم را جدی نگرفته و … لذا با سستی و بی‌رقبتی نمی‌شود ابتکار عمل را در جامعه پیچیده امروز بدست گرفت. حقیر روضه ضرورت پرداخت هزینه‌ها را در «انقلابو چند خریدیم؟» خوانده‌ام!!! خامساً: از ظرفیت‌ها و امکانات خود غافل نباشیم. خوشبختانه یا متأسفانه خیلی فرصت‌ها هنوز در دست ماست. (متأسفانه از این نظر باید گفت که استفاده مفید نداریم و …!!!) سادساً: ضمن فهم همه این حقایق اهتمام جدی برای تبیین و انتقال آن باید داشت. اگر جامعه منصف اما درمعرض سمپاشی‌های مسموم رسانه‌ای و … را درنیابیم شاید فردا دیر باشد!!! در این زمینه حرف‌های زیادی هست که باید با رفقا در فرصت‌های بعد مطرح کرد. یاران خوب! رفقای عزیز! این روزها هم درآستانه سالگرد پیروزی انقلابیم که امام(ره) فرمودند: «حاصل مجاهدت تمام انبیاء و اولیای خداست» و سالگرد بزرگترین هماورد برای حفظ آن یعنی عملیات کربلای 5 است که مقام معظم رهبری فرمودند: «شب عملیات کربلای 5 شب قدر انقلاب است» پس حق نداریم کم بگذاریم که …!!!  «التماس دعا و به امید اقدام لازم. دانشجوی مشروطی دانشگاه شهادت، بهزاد زارع»

۳۷ دیدگاه برای “مختصات ما کجاست؟!”

  • ncm می‌گه:

    با سلام و عرض تشکر بابت این مطلب بجا و خوبتون
    یک نکته رو باید عرض کنم و اون اینه که آقای زاکانی و دیگرانی که داعیه ی این مطالب رو دارن (منظور دولتی ها و مجلسی ها و …) چرا نمی تونن این مساله رو اول بین خودشون جا بندازن؟؟؟ من واقعا از قضایای بعد از 22 بهمن قم و افرادی که درگیر اون بودن و مسائل پیش اومده پس از اون به نظرم میرسه که یک سری از همین افراد به ظاهر دوستدار ولایت بدجور دارن عمل میکنن. اصلا ملاک برای اینکه بدونیم کی داره درست حرکت میکنه چیه؟؟ مثلا چون آقای زاکانی این مطالب رو گفتن آیا ملاک ایشونن؟ البته عملکرد ایشون تو مجلس نسبت به سایرین که نام نمیبرم محترمانه تر و منطقی تر بوده….اما آیا اعمال این دوستان در راستای تحکیم اصل ولایت فقیه بوده؟؟؟؟ برعکس بوده؟؟؟؟ یا ……
    واقعا به نظرم بین اصول گراها یک جریانی پیش اومده که میشه از داخلشون ده ها جریان و گروه و طیف بیرون کشید…

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      علیکسلام خانم موذن ! سولات مبهمی پرسیدید اولا”هیچ کس معیار نیست ویکی از اشکالات بچه حزب الهی ها این است که دنبال یکی هستندکه معیار درست ومیزان باشد . این اشتباه است حضرت امیر (ع) فرمودند : خود حق وباطل باید درست فهم شود وبعد آدمها راباحق وباطل بسنجیم نه حق وباطل را باآدمهابسنجیم کاملا” عکس است . ثانیا” من اسم دکتر را ازاین باب آوردم چون اصل بحث را از ایشان است از باب رعایت امانتو… ثالثا”ماقال را ببینیم وتوجه کنیم نه من قال را .رابعا”نمی دانم قضیه 22بهمن قم چه ربطی به دکتر زاکانی دارد؟ خامسا” من ازمیان سیاسیون ورجال ساسی بیشترین شناخت رااز ایشان دارم وکمترین اشتباه راالبته تاکنون از این بزرگوار دیده ام برای آینده هم خدابه دادهممون برسد!!!

  • علی اصغر برچلو می‌گه:

    سلام حاج آقا
    ممنون از صحبت های مثل همیشه جامع و راهگشای شما
    این تقریبآ چارتی که جناب عالی مطرح کردید خیلی به نظم ذهنی و عملکردهای دوستان کمک خواهد کرد.
    اگه ممکنه تفاوت گروه متاخرین از ولایت با گروه صرفآ واقع گرا در ملازمین با ولایت
    و متقدمین از ولایت با صرفآ آرمانگرا را بیشتر توضیح بدید چون گویا خیلی فرقشون برام روشن نشد.

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام حاج اصغر! دوستان خوبند؟ اگر متن راملاحظه بفرمایید تفاوت روشن است . متاخرین ازولایت جامانده اند وولایت را عملا” قبول ندارند مانند جریان اصلاحات آقای هاشمی و…امادوستان صرفا” واقع گرا ملازم باولایتند اما درتاکتیک وراهبردبرای رسیدن بهمقصود دچار مشکلندو…چون زیادی حسابگرند وبه آرمانهاکم توجه هستندزیادی دچار مصلحت اندیشی هستند و… مثل جریان راست سنتی ؛ آقای لاریجانی مجلس و…امامتقدمین ازولایت جلوترند ودررسیدن به مقصودفهم خودرابالاتراز ولایت میدانندآن آقای …بزرگوار11روز رفت خانه نشست چی فکر کرد؟؟؟ به قول آقای رحیم پورولایت پذیری این نیست که نظر ما باولایت یکی بشود اینطور هر ننه قنبرهم ولایت پذیر است . اگر نظر من بانظر ولایت صدو هشتاد درجه تفاوت داشت ومن نظر خودم را زدم زمین ونظر ولایت را پذیرفتم میشود ولایت پذیری! و… اما تفاوت دوستان صرفا” آرمانگرابامتقدمین این است که این بزرگواران ملازم باولایت هستنداما درتاکتیک دچار مشکلند چون به واقعیتها توجه ندارندمثلا” ما میخواهیم کربلابریم زیارت آرمان خوبی است اما درمسیر کربلاواقعیتی مثل سرا ، گرما، خطر ، پستی بلندی و…وجوددارداگرکسی فقط بگوید من میخواهم بروم کربلاومدام فضایل زیارت کربلا رفتن رابرای خود ودیگران باز گوکند بدون واقعیتها دچار آرمانگرایی صرف است اماتفاوت آرمانگرای صرف باواقع گرای صرف این است واقع گرای صرف هم مدام میگه کربلا این مشکل راداردوآن مشکل راداردو…وآنقدر مصلحت سنجی میکند که هرگز به کربلا نمی رسداماآرمانگرای واقع بین هم بافضایل زیارت کربلاانگیزه لازم پیدامیکند وهم باتوجه به موانع آن برای رفتن برنامه ریزی میکندو…مثلا” دوستان پایداری درانتخابات علی رغم اینکه انسانهای ولایت مداری هستند امابه هیچ مصلحتی قائل نبودندومیگفتند ما باید به تکلیفمان عمل کنیم و…

  • E.N.J می‌گه:

    سلام جناب زارع
    کار ارزنده حضرتعالی در راه اندازی این صفحه مجازی شایسته تقدیره، به تمام دوستان و شاگردان و هم قطارانتان نیز توصیه کنید صفحه ای در فضای مجازی داشته باشن، امروز بقول حسین قدیانی باید همه، همصدا فریاد بزنیم: ما اهل گوگل نیستیم، خامنه ای دات آر تنها بماند…
    امروز فقدان بچه های انقلابی و ارزشی در دنیای مجازی، شبکه های اجتماعی، روزنامه ها و سایت های خبری و…. مهم ترین آفتی است که ما رو از دستیابی به اهدافمون دور نگه میداره، همونطوری که آقای خمینی(ره) در ابتدای انقلاب با نفوذ بچه های سپاه، ارتش و اصلاح کرد و از حذفش جلوگیری کرد، ما نیز باید بچه های انقلابی رو وارد شبکه های مجازی و اجتماعی، صدا و سیما و دنیای هنر، ورزش، رسانه های خبری و… کنیم تا شاهد اصلاح خیلی از مواردی باشیم که متأسفانه بین مردم و حاکمیت و دین و اعتقاداتشون فاصله میندازه!
    متأسفانه بچه های اصولگرا فقط چسبیدن به سیاست و از بقیه امور غافلند… امروز راه درمان و هدایت جامعه از مسیری غیر از سیاست میگذرد…
    شما نیز اینجا رو زیاد سیاسی نکنید عزیز دل
    موفق باشید :)

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام برشما بزرگوار ! خیلی خوش آمدید . از نکات بسیار ارزنده شماسپاسگذارم تذکر خوبی دادیداما باید عرض کنم در زمینه های دیگر ذوقی ندارم!!! البته سیاسی هم نیستم ودر زمینه مسایل سیاسی هم بضاعتی ندارم . نمیدانم سعی میکنم همینطوری اعتقاداتم را لری بنویسم وفعلا” مخاطبان هم خاص هستند امیدم اینه جونارو هل بدم والا ماکه …

  • محسن بابائی می‌گه:

    سلام بر حاج آقا زارع عزیز
    آرزوی موفقیت و بهروزی شما را از درگاه ایزد منان خواستارم.

    الا مس ها که در گرد و غبارید

    به اکسیر ولایت دل سپارید

    طلا باید بنوشد کیمیا را

    ولای انبیا و اولیا را

    طلا، آنگه طلای ناب گردد

    که در هُرم ولایت آب گردد

    کسی نقش ولایت می پذیرد

    که راه کربلا در پیش گیرد

    به مُهر خود سر شیون مکوبید

    خدا را! آب در هاون مکوبید

    نماز بی ولایت بی نمازی است

    تعّبد نیست، نوعی حقه بازی است

    ولایت چیست ؟ در خون غوطه خوردن

    کلید سینه بر مولا سپردن

    که مولا هر چه می گوید الهی است

    به امرش سر ندادن رو سیاهی است

    حسین بن علی در خون شنا کرد

    مرا با این حقیقت آشنا کرد

    ولایت بی بلا معنا ندارد

    نجف بی کربلا ، معنا ندارد
    مرحوم آقاسی

  • علی اصغر برچلو می‌گه:

    سلامی دوباره حاج آقا
    ممنون از توضیحات کامل کننده
    ضمنآ دوستان هم خوبند و جویای احوال شما
    دعامون بفرمایید…

  • گمنام می‌گه:

    یا هو
    سلام خالصانه
    1.در تقسیم بندی بیرونی ها کشورهای بی تفاوت و خاکستری گنجاده نشده است.
    کشور هایی که در برابر سلطه موضعی نفهمیدند.
    این بی موضعی یا یه دلیل استضعاف فکری است یا منفعت طلبی
    2.رهبری بیانی دارند که با تعذیر از استاد ارجمند عارضم از این تقسیم بندی واضح تر است.
    {عامل پيروزى اين است كه يك جماعتى – در يك مقياس بزرگ، يك ملّتى – ايمان درستى داشته باشد، و اين ايمان راسخ باشد، و اين ايمان با بصيرت همراه باشد، و اين ايمان و بصيرت با عمل و اقدام همراه باشد؛ اينها وقتى روى هم گذاشته شد، نصرت قطعى است.
    عمل صالح بر اساس ايمان، ايمان راسخ و ايمان درست، ايمان همراه با بصيرت، و تداوم و استقامت، اگر چنانچه بود، پيروزى قطعى است. اينهايى كه پيروز نميشوند، يكى از اينها را ندارند: يا ايمان نيست، يا ايمانِ درست نيست، يا استقامت نيست، يا بصيرت نيست رهبری دیدار مردم قم}
    ایمان——-ایمان راسخ——-بصیرت——–عمل و اقدام——–تداوم و استقامت دسته بندی افراد است.
    ایمان همان آرمانخواهی است.
    ایمان راسخ جلوی التقاط را می گیرد.
    بصیرت همان واقعی دیدن و واقعی عمل کردن براساس آرمان هاست.
    عمل یعنی پا در میدان گذاشتن ونه اهل حرف بودن
    تداوم و استقامت یعنی هزینه دادن
    والسلام

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام یاسین جان !اولا” من نظامی خارج از این سه نظام در دنیا سراغ ندارم اگه میشه نام ببرید البته بعضی ازنظامها مثلا” مثل ژاپن سعی میکنندخودرامستقل نشان دهند اما واقعا” مثل ژاپن وکره جنوبی سلطه رانپذیرفته اندومستقلند؟؟؟پس 150000هزارسرباز تفنگ دارآمریکایی درجزایر این دوکشور چه کار میکنند؟؟؟ ثانیا” این تقسیم بندی هم از فرمایشات آقا استخراج شده وهیچ منافاتی با فرمایشات دیگه آقا که شما اشاره کردید ندارد! از توجه واظهار نظر شما ممنونم یاسین جان! التماس دعا!

      • گمنام می‌گه:

        با جسارت مجدد
        1.مقصودم از خاکستری همانگونه که عرض کردم موضع فکری بود نه واقعیت عینی.
        همانگونه که به حق اشاره کردید در عالم وجود آنکه از باطل تبری نجوید جزو ممهدین است که در زیارت شریفه عاشورا لعن مومنین شامل حال آنان میشود.
        منفعت طلبان هم بدانند که گیرم شما خواهان برد_برد باشید استکبار چنین تمنایی ندارد.
        ای کاش می شد این حقیقت را بچه های انقلابی به بچه های انقلاب بفهمانند.
        2. مرادم این بود که آرمانخواهی(ایمان راسخ)با واقع گرایی(اقدام وعمل) هیچ تنافری ندارد بلکه امتداد هم می باشند. اگر با بصیرت همراه باشد(دو گانه تکلیف و نتیجه)
        در این مقصود فرمایش معظم له را گویاتر یافتم.
        در نظر مطروحه نیز اشاره ام به وضوح بود نه به تناقض
        3.دعا کنید هرجا هستم از آن معبر تنگ اذنم دهند.
        4.فرمانده التماس دعا

        • دانشجوی مشروطی می‌گه:

          سلام یاسین جان منم بانظر شما موافقم وتقسیم بندی هم بر اساس عینیت خارجی است نه در عالم فکر و…! در خصوص بصیرت هم فکر میکنم .بصیرت ترجمه همان آرمانگرای واقع بین است .یعنی این همانی است آقا یه جا از آن عبارت استفاده کرده یه جا این عبارت اما مقصود یکی است.

  • جواد می‌گه:

    سلام حاج آقا
    چند وقتی هست که علی اصغر اصرار داره که یه سری به سایت شما بزنم، منم که حافظه درست درمونی ندارم، هی یادم میره!
    به هرحال امروز توفیق حاصل شد! مطلب”مختصات …” رو کامل خوندم، بقول حاج آقاپناهیان بسیار جالب انگیزناک بود! و بقول علی اصغر جامع و راهگشا.
    البته با سوالی که علی اصغر پرسیده و جوابی که شما دادید رفع ابهام هم شده.
    حالا اینکه تا حالا گرایش خودم به کدوم یکی از این تقسیم بندی ها بوده …چه عرض کنم! ولی من بعد مهمتره …
    سعی میکنم وقت بذارم همه مطالبتون رو بخونم انشالله تا ((( با دوستان ملازم که در تاکتیک وراهبرد اختلاف داریم باید رفاقت کنیم تارفته رفته به فکرهم نزدیک شویم تا زمینه وحدت فراهم آیدوراه نفوذ ونقش آفرینی دشمن مسدود گرددو… )))
    التماس دعای ویژه دارم؛ چون گرفت و گیر ویژه دارم!
    عاقبت به شهادت … یاعلی

  • صفرزاده می‌گه:

    باسلام خدمت شما استاد محترم باراه اندزی این سایت مسیر تیره وگنگ من بی اطلاع رو روشن می کنیدواقعا ازتون متشکرم. لطف کنیددر مباحث پایه ای اندیشه های راستی ها وچپی ها مطالب بیشتری را تبیین بفرماییدو ویا ویژگی های شناخت حق از باطل رو توضیح بدهید ویا اینکه چطور می توان جریان محور بود نه شخص محور
    باتشکرات فراوان والتماس دعا

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      علیک سلام !استاد باباته! از اظهار لطف شما ممنونم انشاالله شماها باید کمک کنید باهم به نقشه راهی که مرضی رضای خداست برسیم! دنبال این هستم درحد توان به تاریخچه چپ وراست بپردازم بهشرطی که شماها هم کمک کنید . یاعلی ! التماس دعا

  • امامی می‌گه:

    با سلام
    تقسیم بندی خوبی بود. اما سئوال بنده این است که در این طیف بندی چایگاه گروه های منفعت طلب کجاست؟ در نگاه ظاهر می توان افرادی را جزء متقدمین از ولایت دانست و گروه دیگری را متاخرین از ولایت. اما در عمل،به هنگام تلاقی منفعتها این گروه ها با هم یکی شده و گروه سومی را به وجود می آورند، که هیج مبنایی جز حفظ منافع آنها ر ا یکجا جمع نکرده. به طور مثال در سالهای اخیر عباس عبدی در کنار افرادی همچون …. متعلق به …اقدام به برنامه ریزی و فعالیت کرده اند. در اذهان عمومی با هم مخالفند و برای هم خط و نشون می کشند اما در عمل دو روی یک سکه اند.
    متاسفانه آسیبهای ناشی از گروههای منفعت طلب به راحتی قابل جبران نیست.

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      علیک سلام ! خانم امامی درسته در ظهور وبروزبیرونی تقسیم بندی های دیکری هم وجود دارد اما عموما” با توجه به نوع نگاه وتفکر گروههابه مسایل و…همان چند دسته هستندیعنی منافع هم باتوجه به این نسبتها تعیین میشود.

  • رستم می‌گه:

    سلام بر مجاهد فی سبیل الله ،شقوق مختلف با قلم و دل مصفایتان که ترسیم گشته تلنگری است که باید باز مانده های غدیر برسند و رفته های به جلو بر گردند . برکه انقلاب خیلی بزرگ است و علمدار سعه وصدرش دفع حداقلی و جذب حداکثری را برای همه ی آنهایی که به فکر جریان روبه جلوی انقلاب هستند تبین فرمودند و این نقشه راه انقلاب است . مختصات دقیق و دیدبان زاویه بی روح راهم پوشش داده است اگر در ریختن آتش دست دست کنیم شاید قله های فتح شده را پس بدیم و خداکند از کسانی نباشیم که مایه شرم ساری تاریخ پر افتخار مان گردیم

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام سردار ! ممنون که گاهی باحضور گرمتان وقلم ژرفتان به ما ضعفا امید میدید خداشما را حفظ کند که امید آینده راه هستید. التماس دعا !

  • هارون می‌گه:

    سلام حاجی بازم که رفتی بیمارستان!

  • سعید الوندی می‌گه:

    حاج آقا سلام علیکم ، حالتون خوبه الحمدلله، از وقتی جناب محمدنژاد اطلاع دادن که حاج آقا بیانتشون رو تو وبسایت شخصی منتشر میکنم ، من هر روز به سایت شما میایم و از نورافشانی شما مستفیض میشم.
    از این سایت بوی بهشت و بوی شهادت به مشام می رسه.
    من فکر میکنم این قسمت نوشته حضرتعالی یعنی ((و اما جمع بندی چه باید کرد؟ ونقشه راه چیست ؟ )) ، باید دستورالعمل همه رفقای بسیجی و متدین باشه ، یعنی یه جور مانیفست ماست.

    التماس دعا و منتظر نوشته های راهگشای شما هستیم.

  • امامی می‌گه:

    من نمی دونم مختصات ما کجاست
    فقط می دونم متاخرین از ولایت با برنامه ریزی تعمدانه روحانی و با طرح توهینهایی از قبیل بی سواد بودن منتقدان دولت. یواشکی دارند برنامه هاشون رو انجام می دهند. مثلا در حالی که اذهان عمومی به سمت توهینهای رییس جمهورو آشفته بازار سبد کالاست، حضرات (علی غم مخالفت مراجع)به دنبال گرفتن مجوز برای رایتل و ویستا و… هستند.
    بچه ها شما رو به خدا دیر نجنبید. نگذارید این کار رو بکنند.

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      مصیبت اصلی همین است که ندانیم مختصاتمون کجاست ؟ اینها ما بذاریم همین کاراشون مثل سبد کالاو… بسشونه!!! اینها خیلی اوضاعشون خراب است اما شانسی آوردن اینه که رقیبشون از اونا گیج تره !!!

  • هادی جلقازلو می‌گه:

    سلام حاج آقا شرمنده مطالبو دیر خوندم چن روزی اینترنتم تموم شده بود و چن روز هم تنبلی کردم دست شما درد نکنه که به فکر مایید
    شنیدم دوباره کسالتی پیش اومده؟

  • هادی جلقازلو می‌گه:

    الخیر فی ما وقع…کاری نمیشه کرد …رضا برضائک…

  • امید.ع می‌گه:

    سلام و خدا قوت
    لینک تحلیل دکتر زاکانی در
    4teif.mihanblog.com
    التماس دعا

  • مرتضی م می‌گه:

    سلام و عرض ادب خدمت حاج آقای گل.

    دم دکتر زاکانی گرم با این استدلال های منطقی و واقع بینانه و بصیرت بخش ایشان.
    یه جورایی این نگاه و تقسیم بندی، نگاه خود حضرت آقا به جریان های مختلف در کشور است.

    ولی دو تا سوال اساسی برای بنده پیش اومده:

    1- این موضوع که افراد آرمان گرا صرفا به نتیجه فکر می کنند و کاری به تکلیف ندارن، و یا اینکه افرادی هستند که صرفا به تکلیف فکر می کنند و نگاهی به نتیجه ندارند، به نظر من یک مغالطه ی عمیقی درش نهفته است.
    چرا؟؟ چون اصلا تعریف تکلیف چیست؟
    تکلیف آن عمل و تصمیمی است که انسان برای رسیدن به یک نتیجه مشخص باید انجام دهد یا بگیرد.
    یعنی اصلا خود نتیجه است که تکلیف را مشخص می کند.
    مثلا یک انسان خدا پرست، هدف خود را قرب به خدا قرار می دهد، و این هدف و نتیجه، به او می گوید که نماز اول وقت بخوان. ولی وقتی همین انسان در هنگام نماز اول وقت دید که جان کسی در خطر است، همان نتیجه و هدف به او می گوید که به داد آن شخص برسد، ولو اینکه نمازش به تاخیر بیفتد. در واقع خود نتیجه، تکلیف را دچار تغییر کرد. پس تکلیف به ذات، ارزشی ندارد و با در نظر گرفتن هدف و نتیجه، تکلیف می شود.
    پس در نتیجه نمی شود که انسانی که به معنای واقعی تکلیف گرا است، از نتیجه ی مطلوب دور شود. و باز هم عرض می کنم که این یک مغالطه ذهنی است.
    و البته این موضوع که آقا به درستی به آن اشاره کردند، بازیچه دست عده ای شده برای اینکه بگویند در انتخابات اخیر، باید جلیلی کنار می رفت و حول قالیباف اتحاد می شد که این موضوع جای بحث زیادی دارد. که بنده با آن صد در صد مخالفم.

    2- قضیه اتحاد متاخرین و متقدمین در شورای شهر تهران چیه و به طور مصداقی منظور، چه کسانی هستند؟

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام آقا مرتضی ! ببخشید باتاخیر زیلدی جواب دادم درخصوص سوال اولتان خوب سوال رامتوجه نشدم منظور کسی که این حقیقت راتوضیح میدهد دچار مغالطه است یا آن دو دسته ؟ معلوم است آن بزرگوارانی که برداشتشان از تکلیف گرایی ایت است دچار مغالطه شده اند واشکالشان هم همین بود و… یادوستانی که دچارواقع گرایی صرف اما اگرمنظور توضیح دهنده است که نه اینطور نیست چون اولا” همانطور که اشاره کردید این تقسیم بندی برگرفته از فرمایشات خود آقا است ثانیا” بنده یا آقای زاکانی آنچه که واقع شده راگزارش کردیم نه آنچه که باید باشد یعنی این دوستان تکلیف گرایی رابد فهمیدند والا تکلیف گرایی واقعی همان است که شما اشاره کردید
      اما سوال دوم منظور سه طیف ملازمین درشورای شهر باهم اتحاد کردند ونتیجه نسبی خوبی هم گرفتند نه متا خرین ومتقدمین منظور نبوده شما متن رادوباره بخوان! درخصوص رفتن جلیلی وماندن قالی باف اگر دقت لازم داشته باشیم روشن وشفاف است چه باید میکردیم اگر منطقی بنگریم!!!

      • مرتضی م می‌گه:

        سلام و تشکر از پاسخ شما…

        در مورد سوال اول: منظور من همان طرح این مسئله بود، من می گویم اصلا نباید بر سر تکلیف گرایی(آرمان گرایی)، و عملگرایی(واقعیت بینی)، تفکیکی قایل شد.
        اگر بخواهم یک جمله فلسفی بگویم این است:
        یک نتیجه ی مشخص، فقط یک تکلیف مشخص در یک زمان و مکان خاص به انسان محول می کند.
        با این حساب، تکلیف باید واضح باشد و اساسا تکلیف چیز خاص و پیچیده ای نیست. مثل ماجرای امام خمینی که وقتی از ایشان پرسیده شد که چه کردی انقلاب به این بزرگی ایجاد کردی و آن را پیروز ساختی؟ ایشان جواب داد فقط به تکلیف عمل کردم.

        بنابراین همه به ظن خودشان دارند به تکلیف عمل می کنند، ولی مهم این است این احساس تکلیف از ناحیه خداوند است یا شیطان!!!!

        در مورد سوال دوم: اگر خودتان یک بار دیگر متن را بخوانید، نوشته اید اتحاد «متاخرین و متقدمین»، که البته متوجه شدم که منظورتان اتحاد سه دسته ملازم ولایت بود که منجر به نتیجه خوبی در شورای شهر شد(حتما پیروزی قالی باف……..)!!!

  • مرتضی م می‌گه:

    با سلام دوباره خدمت حاج آقای عزیز.

    بنده در نظر بالا سوال هایی مطرح کردم، در صورت امکان پاسخ دهید…

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام مرتضی جان من کمی سرم شلوغ بودالبته اگر متن را بادقت خوانده باشید پاسخ شمادرخود متن هست اما چشم منهم دوباره عرض خواهم کرد

ارسال دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.