تكليف-چيست-و-نسخه-كدام-است

 

 

هو الحکیم؛

حوصله ندارید، قسمت پایانی را حتماً بخوانید!

دوازدهم و هفدهم ربیع الاول دو تاریخ اختلافی میلاد مسعود اولین شاهکار خلقتاست. که به برکت ظهور انقلاب اسلامی و برپایی نظام الهی و به ابتکار امام راحل(ره) این هفته مورد اختلاف هفته وحدت بین امت آن ابر مرد هدایت نام گرفت. محمد امین (ص) کی بود؟ و چه نقشی در تکامل و سعادت بشر دارد؟ زبان و قلم از بیان عظمت ویژگی‌های آن استوره‌ی بی‌نظیر هدایت و بندگی  عاجز است!!!برای فهم ابعاد شخصیت کامل‌ترین خلیفه‌ی الهی باید از توصیفات خود خالق هستی مدد بگیریم. خدای سبحان او را «رحمة للعالمین» نامید و در قبال این همه نعمت که به ما اعطا کرده،در خصوص هیچ نعمتی بر بشر منت نگذاشته‌اند اما در مورد عنایت وجود شریفپیامبر اعظم (صل الله علیه و آله و سلم) به صراحت در قرآن کریم حداقل دو جا بر بشریت منت می‌نهند!!! «لقد منا الله المومنین اذا بعث فیهم رسولاً» و «لقد من الله علی المومنین اذا بعث فیهم رسولاً من انفسهم یتلو علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم » (164 آل عمران) این تاکید و بیان منت در اعطا بزرگی و عظمت معطی را می‌رساند یعنی به تعبیر برخی مفسرین فرموده‌اند خدا اینجا می‌خواست بگوید: وجود شریف پیامبر(ص) جامع تمام نعمات من است و تمام نعمت‌های من خالق برای مخلوقدر آن خلاصه شده؛درتوصیف جامعیت شخصیت حضرت در سوره فتحمی‌فرمایند: «محمدرسول الله والذین معه اشداۀ علی کفار رحماء بینهم …» (29 فتح) در این آیه خدای متعال پیامبر و کسانی که به او حقیقتا تاسی کرده اند را اینچنین توصیف کرده به تعبیر مفسیرین جامع اضداد ! یعنی پیامبر (ص) در عین حال که در مقابل دشمن آخر خشونت بود در عین حال در مقابل دوستان خدا آخر رافت و مهربانی بودند یعنی هر جا هرطور که رضایت خدا در آن باشد ظهور و بروز داشت ؛  در حالی که در اوج  اقتدار بود متواضع ترین بود.درحالی که در اوج عزت بود به کسی فخر فروشی نکرد. امیرالمومنین (علیه سلام) که خود دومین شاهکار خلقت است در بیان فضایل حضرت رسول (ص) فرمودند: «پیامبر(ص) دعوت بردگان را برای غذا می پذیرفت ؛ بر خاک می نشست ؛ با دست خود بز می دوشید؛ چهره بر خاک می مالید؛ نزد مردم متواضع و فروتن بود؛ پایش  را نزد مردم حتی کودکان دراز نمی کرد وقتی به او مراجعه میکردند تکیه نمی داد .به احترام مردم کارهای سخت را می پذیرفت و انجام میداد همواره گرسنه بود ظاهر حالش مانند ضعیفان بود اما قلبش قوی بود ؛ همچون بردگان می نشست ؛ برکفش خود پینه می زد و لباس را وصله می کرد بر خر برهنه سوار می شد » پیامبر(ص) کاملترین نسخه انسان و بندگی است و ائمه علیهم السلام کاملترین نسخه پیامبرند یعنی خدا آخر کمال و تعالی انسانی را در وجود نازنین او متجلی ساخت  و ائمه معصومین علیهم السلام تجلی شخصیت پیامبرند امام حسین علیه سلام در بیان شخصیت پیامبر (ص) می فرمایند : «حضرت رسول( صل الله علیه وآله وسلم ) دائم الفکر متواصل الاحزان طویل السکت ولایتکلمفی غیر حاجه لم یقم لغضبه شیء حتی ینتصر له و… دائم در حال تفکر بود و مدام در غم شیرین با وقاری فرو رفته بود و دغدغه داشت سکوت های طولانی و معنا داری داشت و حرف نمی زد مگر به اندازه نیاز» حقیقتا زبان و قلم از توصیف سجایای اخلاقی آن حضرت ناتوان است بخصوص این حقیر نا توانترین و کم بضاعت ترینم  در فهم آن ! و اما هفدهم ربیع الاول ولادت صادق آل عبا است  امام صادق علیه  السلام نسخه کامل تجلی شخصیت پیامبر(ص) بود هر کدام از وجود ذی وجود ائمه علیهم السلام چنین بودند و هر کدام در مقطع امامت خود قطعه مهمی از فلسفه خلقت و سیر تکامل بشریت را رقم زدند اما امام صادق (ع) در دوران امامت خود بیشترین نقش در حفظ و انتقال حقیقت دین را داشت و شاگردان فراوانی را تربیت نمود ابتکار امام (ره) در نام گذاری این ایام بنام هفته وحدت بسیار هوشمندانه  و با مسما است چون اساس و شاکله وحدت بر اشتراکات است .یعنی عقل حکم میکند کسانی که نقاط  مشترکی دارند منافعشان در گرو اتحاد و انسجام در مقابل دشمن مشترک است لذا پیامبر (ص) نقطه مشترک و اتفاق همه مسلمین است و اتفاقا” امام صادق (ع) هم کسی است که نه تنها در عالم تشییع شاگردان فراوانی را تربیت نمود بلکه بسیاری از بزرگان اهل تسنن نیز شاگرد آن حضرت بودند! لذا نامگذاری این ایام بنام هفته وحدت بسیار عالمانه و دقیق  است و انشاالله با عمل به وظیفه قدر بدانیم!!!

و اما قصه غم انگیز وحدت  !

وحدت گرانیگاه جهان اسلام است و نقطه مقابل وحدت یعنی تفرقه  پاشنه آشیل امت اسلامی است . که همواره از سوی دشمنان اسلام مورد توجه و سرمایه گذاری ویژه بوده . وحدت نسخه درمان عقب ماندگیهای ملتهای مسلمان و تفرقه موثرترین حربه  تشدید عقب ماندگی های جامعه اسلامی است که از جانب دشمنان خدا و بشریت دنبال میشود دشمنان قسم خورده خدا برای عملیاتی کردن نیات پلید خود نقشه های شیطانی بلند مدتی دارند مثل ماموریت مستر هامفرو بنیان گذاری  فرقه خبیث وهابیت درمیان مسلمانان اهل سنت که امروز به جدی ترین معضل جامعه اسلامی  خود دنیای اهل سنت تبدیل شده است  و… مثل طراحی و ماجرای سید علی باب در میان مسلمانان شیعه و تاسیس فرقه ذاله بهائیت که البته با وجود تحمیل  خسارات فراوان  به جامعه شیعی  و…  خوشبختانه با بیداری علماء و مراجع شیعه رسوا و تاحدودی مهارشده  . مثل کروهک منافقین و جنایات بی سابقه رجوی و همکیشانش و…دهها و صدها و هزاران مثال سیاه در تاریخ غفلت امت اسلامی وجود دارد که همواره آثار تلخ آن بدترین نقطه ها بر پیشانی تمدن اسلامی را حک کرده است و اساس وبنیانش همین تفرقه و انحراف است که توسط دشمن طراحی و بوسیله مشتی جهال و بی سواد در دنیای اسلام اجرا میشود امروزه هزینه های این انحرافات برهیچ عاقلی در میان  شیعه و سنی  پوشیده نیست !!! اما چرا همچنان این سریال در حال تکرار است ماجرای غم انگیز دیگریست !!! یاد خاطره ای از دوران کودکی افتادم  سال 1359  مرحوم اخوی با چند نفر از بستگان تهران کار میکردند و بنده هم که آنوقت 11ساله بودم و خیلی چیزی نمیفهمیدم (البته اکنون هم چیزی نمی فهمم ) فقط برای تفریح مدتی تابستان رفته بودم پیش آنها در تهران پارس خیابان ایران ابزار روبروی کارخانه آنها رستورانی بود و من مدتی که آنجا بودم ظهر ها و شبها میرفتم غذا برای آنها میگرفتم دو نفر از آشپزهای این رستوران افغانی بودند وخیلی با هم کارد و پنیر !!! هر دو هم اهل تسنن اما مدام زیرآب همدیگر را میزدند من هم چون گاهی زودتر میرفتم کنجکاو شدم و چون با یکیشون بنام محمد عادل که آدم خوبي هم بود رفیق شده بودم علت اختلاف را جویا شدم  محمد عادل میگفت او وهابی است! گفتم وهابی دیگه چیه شما دو تا تون هموطن  هستین و اتفاقا” هردو اهل تسنن دعوا سر چیه ؟!  آنوقتا افغانستان توسط روسها اشغال شده بود و حکومت دست نشانده کمونیستی حاکم کرده بود و مسلمانان گروههای جهادی تشکیل داده بودند و با کفار میجنگیدند . محمد عادل گفت اینها ریشه در یهود دارند و عامل دشمن هستند گفتم چطور گفت در افغانستان هر مجاهدی که بشهادت میرسد خانواده و باز ماندگانش بی پناه میشن  و مثل ایران بنیاد شهید و… ندارد لذا بازماندگان شهدا و جانبازان بی پناه میمانند و صهیونیستها اومدن مرکزی بظاهر خیریه ای در پاکستان ایجاد کرده اند که پول این مرکز را خاندان سعودی میدهند و در این مرکز که طالبان نام دارد در سایه همین خدمات فرزندان شهدا و جانبازان واقعی مبارز افغانی را وهابی میکنند و… عرض کردم آنوقتا چیزی نمی فهمیدم اما یک دهه بعد دیدیم دشمن قسم خورده صهیونیست با مکان از پاکستان ! وپول از عربستان ! و غفلت جهان اسلام از فرزندان همان ملت ، خبیث ترین موجودات روی زمین راتربیت کرد و…!!! همین کروهک طالبان  در سالهای اخیرچه  هزینه های مادی و معنوی به جامعه اسلامی بویژه ملت ستم دیده افغانستان تحمیل کردند.و امروز آن داستان غم انگیز گریبان گیر ملت مظلوم عراق و سوریه است و…  همین امروز صدها شخصیت برجسته  شیعه و سنی در کنفرانس وحدت اسلامی و تقریب مذاهب  در تهران گردهم آمدند تا چاره جویی کنند و قبل ازظهر  به محضر مقام معظم رهبری  رسیدند امامتاسفانه مسولین و نخبه گان  دچار تشریفات و شعار زدگی شده و همواره کمتر به نکات و فرمایشات ایشان و امام راحل آن معمار و طراح وحدت اسلامی توجه عملی دارند . دشمن بیداراست و مدام در حال طراحی و خنثی سازی ؛این دسیسه ها هوشمندی و بیداری بالایی را میطلبد !!! ودر این میان فهم درست فرمایشات امام (ره) و ولی امر بصیر و شایسته جهان اسلام  اثری جدی در خنثی سازی این حربه ها دارد؛  متاسفانه دشمن همیشه از افراط و تفریط  مسلمانان نهایت بهره را برده و میبرد و افراط و تفریط به بفرموده امیر بیان علی (ع) «ریشه در جهل دارد »و متاسفانه جهال هم در شیعه و هم در اهل سنت فراوانند !!! جریان سلفی گری که با برداشتی ناقص از ظاهر آیات و روایات موثر ترین لشکر و مجری طرح های دشمن را تشکیل داده است. درمیان همین شیعیان ما و بویژه بچه های بظاهر حزب الهی  که بر اثر کم اطلاعی آب به آسیاب دشمن میریزند کم نیستند!!! درهمین جلسات 9ربیع و… چه میکنند؟! علی رغم اینکه به صراحت خدا در قرآن امر فرموده اند « حتی بت های آنها را فحش ندهید چون حد اقل موجب اهانت آنها به مقدسات شما میشود» و تمام علماء و مراجع و در راس آن مقام معظم رهبری فتوا بر حرمت این اعمال و جلسات داده اند اما همچنان شاهد این محافل کور و بی هدف هستیم !!! دشمن همین اعمال افراطی های جاهل قلیل شیعه را با امکانات سمعی وبصری رسانه ای به محافل مشتی جهال سنی منعکس میکند و به وسیله آن بی رحم ترین تروریستها را پرورش داده و خون ملتهای مسلمان در عراق و افغانستان و پاکستان و سوریه و… رامی ریزد !!! براستی چقدر خود را در این ظلم آشکار مسول میدانیم ؟! و از همه بدتر چهره ای بسیار زشت و خشن و بی منطق از اسلام عزیز درمیان  بشریت  تشنه حقیقت در دنیا ایجاد میکنند!!! و برای دشمن دو سر برد و یا چند سر برد است  !!! چون از طرفی منابع و امکانات جهان اسلام  را مستهلک میکنند ومهمتراز آن ازطرفی صورتی خشن و غیر عقلایی از اسلام حیات بخش به بشریت امروز که سیل آسا به سوی حقیقت اسلام رو آورده ارائه می دهند !!! براستی تا کی باید هزینه جهالت در امت اسلام را متحمل شویم ! ؟امروز که بشریت خسته  (از این جارانده واز آنجا مانده ) تمام ایده ها و مدلهای سعادت بشری را آزموده و هزینه همه تجربه ها را پرداخته و سرابهای سعادت برآمده از عقل بشری  به گل نشسته  و به برکت مجاهدت شهداء چهره حیات بخش اسلام عزیز رخ نموده و ما بهترین الگوی زندگی با معنا را برای عرضه در این بازار داغ داریم سیره  پیامبر (ص) وائمه هدی علیهم السلام  که در تمام زمینه ها آینه تمام نمای جامع و کامل انسان سعادت مند هستند و بخصوص سیره شهداء که عاملین موفق امروزی این سلوک الهی اند با چنین سرمایه ای چرا اندر خم یک کوچه ایم ؟! برخی دوستان در کامنت های متعدد در مطالب قبلی نوشته بودند امروز تکلیف چیه ؟ ونسخه کدام است  ؟ یاران عزیز ! امروز وظیفه فوق خطیر است با این همه امکانات رسانه ای که من و تو از آن برخوداریم هنوز ایده های ژرف و عمیق امام (ره) و حضرت آقا در نهایت مظلومیت بر زمین مانده و ذبح میشود؛  درهمین ایده « وحدت در جهان اسلام » نکته  بسیار هوشمندانه این است که امام (ره) و حضرت آقا بدنبال آگاه سازی و ایجاد بصیرت و روشنگری هستند و منطقشان درمقابل کسانی که حتی بعضا” ادعای در کسوت علماء و مرجعیت مجالس شرم آور 9 ربیع را ترویج میکنند  این است که «این جماعت اهل تسنن خود که علت و اسباب انحراف در اسلام نبوده اند بلکه خود قربانی انحرافند یعنی کسانی در سقیفه و… در اسلام انحرافی ایجاد کردند و آن انحراف قربانیانی در پی داشت وبخشی از امت اسلام را در فهم بخشی ازحقیقت نورانی اسلام محروم کرد و در واقع دنیای اهل سنت همان قربانیان و محرومان از بخش عمده حقیقت اسلام نابند . یعنی کسانی ظلم کردندودنیای اهل سنت مصداق بارز مظلوم هستند!!!  حالا سوال اساسی این است که با قربانی ؛ مظلوم ومحروم از حقیقت اسلام چگونه باید رفتار کرد؟؟؟ آیا باید با نزدیک شدن او را آگاه کرد ؟! یانه با دامن زدن به همان اختلافاتی که اوهم درآن قاصر است باید  جنگید ؟؟؟  آیا این تفکر دست کم مصداق گنه کرد دربلخ آهنگری به کرمان زدندگردن مسگری نیست ؟؟؟ آقایان هنوز واقعا”تصور میکنند امام و آقا به اندازه آنها تاریخ اسلام را نخوانده اند ؟؟؟ یا … ؟؟؟ شما امروز به نقش و جایگاه و اثر هدایتی امام (ره) و آقا در بین مسلمانان جهان بنگرید!!! یادم هست همین چهار سال پیش که حضرت آقا سفر استانی کردستان رفته بودند آقایی درقم  درمیان شاگردان و طلبه های خود به آقا تیکه انداخته بود که فلانی  رفته قاتلهای حضرت زهراسلام الله علیها  راتقویت کند و… خیلی عجیب  و شگفت انگیز است فاصله و عمق نگاه امام و آقا با این آدمهای سطحی و قشری که بیش از نوک دماغ خود رانمی بینند !!! درسفراستانی آقا چه جلوههای بی نظیری از شور و شعف برادران وخواهران اهل تسنن آن استان شاهد بودیم!!! باید از این جماعت پرسید شماها که سلفی هستید و ظاهربین چرا حداقل ظاهر این حقیقت را نمی بینید؟؟؟  درسفر مقام معظم رهبری به کرمانشاه تنها شهر خالص اهل تسنن این استان، پاوه است اماهمه دیدند و دیدیم اتفاقا” از میان دیدارهای مردمی آقا تنها شهری که انبوه جمعیت مشتاق برای دیدار با مشکل  مواجه شد همین پاوه بود که نیمی از جمیت پشت درهای بزرگترین محل اجتماع این شهر یعنی ورزشگاه مملو از جمعیت پاوه ماندند و نتوانستند وارد شوند!!! براستی چه کسی  مانع فهم حقیقت است ؟؟؟ و من و شما با این همه امکانات برای تبیین حقیقت نورانی اسلام عزیز چقدر مسئولیم ؟؟؟ !!! بازهم میگیم تکلیف چیه ؟؟؟!!! ونسخه کدام است؟؟؟!!! بعلت طولانی شدن مطلب مجبورم مطالب را کوتاه کنم واگر عمری باقی بود ادامه این داستان غم انگیز را به فرصتی دیگر واگذارم . اما عزیز برادر! تکلیف من و شما تلاش جدی برای فهم درست و دقیق این حقایق و مجاهدت هوشمندانه برای تبیین و انتقال آن است.   والسلام « التماس دعا وبه امیداقدام لازم  دانشجوی مشروطی»    

۲۳ دیدگاه برای “تکلیف چیه و نسخه کدام است؟ (1)”

  • اشلو می‌گه:

    سلام حاجی.خدا خیرتون بده که چنین فضای در دسترسی رو درست کردید. و امید داریم خداوند، به حق حضرت فاطمة الزهرا(س) این سایت رو بیش از پیش، با برکت تر بفرماید.
    با توجه به اینکه ما بچه های متولد دهه 70 حضرت امام(ره) رو ندیدیم، لطفاً یه منبع در مورد خط و مشی حضرت امام(ره) که به صورت تخصصی رو این موضوع کار کرده بهمون معرفی کنید(البته در سطحی باشه که دلهای کم ظرفیتی مثل بنده بتونه به راحتی این مباحث رو درک کنه).
    با تشکر فراوان.
    همیشه در پناه خداوند متعال باشید.
    التماس دعا.

  • ایمان می‌گه:

    با سلام
    مثل همیشه کلان نگری، عمق و ظرافت در بیانات شما مشهود است.
    خداوند به حق تک یل ام البنین(س) به شما و دیگر یادگاران دفاع مقدس شفای عاجل عنایت فرماید.
    یا علی(ع)

  • Dr.zeinab می‌گه:

    خیلی خوب بود… اما خیلی کلی بود…گفتین تکلیف تلاش برای فهم حقیقته….برای رسیدن به حقیقت باید چی کار کرد حالا؟

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      برای فهم حقیقت باید دردمند شد!!! درشماره بعد روشنتر نظرم را خواهم نوشت .اماقرارنیست همش من بگم خوب بنظر شما باید از کجا شروع کرد؟ وچه باید کرد

  • هادی جلقازلو می‌گه:

    سلام حاج آقا اوضاع جسمی تون بهتر شده؟خونه اید یا مرخص شدید؟
    بیزحمت درمورد شخصیت فریب خورده ی سید صادق شیرازی هم یه مقداری توضیح بدید؟میگن تو قم هم فعالیت داره؟

  • هارون می‌گه:

    سلام علیکم به دوستان عزیز ظاهرا در راه اندازی سایت ذوق زده شدید و چند تا پیام فرستادید، انگار نه انگار که این سایت و هر حرکتی جهت روشنگری نیاز به حضور و جمع شدن دوستان و رفقا دور هم داره، خواهشا رفقا از خواب خرگوشی پاشید و حداقل مثل مطالب اول سایت توی سایت حضور پیدا کنید.
    راستی تا یادم نرفته به دوستانی که براشون مهمه بگم که برای آقای …. که تو مطلب قبلی سایت مفصل دربارش صحبت کردم، بعد از 28 سال از مجروحیت به عنوان جانباز شیمیایی شناخته شد، جالبه که این خبر باعث خوشحالی بسیار زیاد من شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    درباره مطلب سایت هم انشاالله فردا نظر میدم.
    یاعلی.

  • صادق لطفی می‌گه:

    سلام
    حاج آقا مطالب شما واقع به دل میشینه.امیدوارم این راهو ادامه بدید.
    مطلبی در مورد وحدت اسلامی از نگاه امام خمینی (ره) که با این ایام تناسب داره و همچنین به تکلیف هم اشاره داره پیدا کردم گفتم شاید بد نباشه بیارم.از مدیر سایت هم خواهش می کنم اگر امکان داره امکاناتی ایجاد کنه که بتونیم سایز و رنگ نظرات رو تغییر بدیم.

    بیانات رهبر کبیر انقلاب اسلامی و مقام معظم رهبری همواره به عنوان روشن کننده مسیر حرکت جریان اصولگرایی بوده و لااقل فعالان سیاسی این جریان داعیه آن را داشته اند. به نظر می رسد بازخوانی این نظرات نیاز ضروری این روزهای بزرگان و بدنه جریان اصولگرایی کشور است.

    آنچه در ادامه می خوانید بخشی از بیانات رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) در ۲۳ اسفند سال ۱۳۶۵ مصادف با میلاد امیر المؤمنین(ع) در جمع اقشار مختلف مردم و مقامات کشوری و لشکری است با که با موضوع وحدت میان جریان های سیاسی معتقد به نظام ایراد شده است. این بیانات در جلد ۲۰ صحیفه امام خمینی(ره) صفحات ۲۲۲ تا ۲۳۱ آمده است:

    «ما الآن گرفتاری های زیادی داریم که همه می‌دانید و می‌دانید که همه قدرتهایی که هستند با ما مخالف‌اند؛ یعنی، قدرتها دست به هم داده‌اند تا اسلام را که می‌بینند در اینجاها یک نمونه‌ای ازش پیدا شده است، بکوبند و نگذارند که اسلام سربلند کند. ما تکلیفمان چی‌ هست؟ در این حالی که همه با ما مخالف‌اند، همه می‌خواهند همه ما را از بین ببرند، می‌خواهند ما را برگردانند به آن حالی که یک نفر – فرض کنید که – سفیر یا مادون سفیر یک کشوری بتواند همه اوضاع ایران را به هم بزند، ما را می‌خواهند به آن حال برگردانند، تکلیف ما در این وقت چی است؟ خدا برای ما چه راهی معین کرده؟ باز ما باید بنشینیم با هم مختلف باشیم؟ باز با هم نزاع کنیم؟

    یکی از اموری که درصددند که همیشه دامن به آن بزنند، همین که در داخل ایران نزاع سر قدرت است.

    کسانی که توجه به دنیا دارند، نمی‌شود اختلاف نداشته باشند، هر کسی برای خودش می‌خواهد. آنهایی که اختلاف ندارند، آنهایی هستند که به دنیا اعتنا ندارند، آنهایی هستند که ارزشها را بهش توجه دارند، آنها بینشان اختلاف واقع نمی‌شود. اگر همه انبیا جمع بشوند و همه اولیا جمع بشوند، با هم اختلاف نمی‌کنند…

    آیا تکلیف ما این نیست که جلوی این اختلافات را بگیریم؟ تکلیف شرعی ما، تکلیف عقلی ما، تکلیف وجدانی ما این نیست که نگذاریم یک وقت – خدای نخواسته – بین اقشار اختلاف پیدا بشود؟ او به این است که هواهای نفسانی کم بشود، غیر از این راهی ندارد. اگر هواهای نفسانی در کار باشد، این منجر به اختلاف می‌شود، ولو اینکه هر مقدار هم یک نفری آدمی باشد که به ظواهر خیلی اعتقاد داشته باشد و خیلی هم دنبال ظواهر باشد، لکن وقتی که در قلبش هوای نفسانی باشد قهراً آن هوای نفسانی او را دنبال می‌کند. این هوای نفسانی در همه هست، تعرضش نمی‌شود کرد، لکن بعضیها مهار می‌کنند و بعضیها مهار نمی‌کنند. اینکه می‌گویم در همه، یعنی همه مردم متعارف نه اولیای خدا.

    ما باید فکر این معنا باشیم که در این کشور یک وقت – خدای نخواسته – بتدریج اختلاف واقع نشود. همه پشتیبان هم باشیم. بنابراین، دندان روی جگر بگذاریم و هوای نفسانی را زیر پا بگذاریم و با هم خوب بشویم. اگر در قلب هم یک چیزی هست که الان نمی‌تواند یک آدمی جلویش را بگیرد، ولی در عمل قدرت دارد به اینکه جلویش را بگیرد، جلویش را بگیرد.

    این یک تکلیف الهی – شرعی است به عهده ما و به عهده همه ملت. البته در موقع اگر – خدای نخواسته – یک وقت ما ببینیم که می‌خواهد یک همچو چیزی واقع بشود، تکلیف شرعی‌مان این است که با هر ترتیبی که می‌شود جلویش را بگیریم ولو به افشاکردن، ولو به این که یک نفری را قربانی کنیم برای یک ملت، یک دسته‌ای را قربانی کنیم برای یک ملت.

    من دارم به شما آقایان عرض می‌کنم، همه توجه به این داشته باشید که دنبال اختلاف نروید. فردا ممکن است که انتخابات پیش بیاید، خوب، در موقع انتخابات البته صحبتها خواهد شد، دنبال این نروید که به هوای نفسانی خودتان برای خودتان درست کنید.

    می‌خواهد یک قضیه‌ای واقع بشود در ایران، دنبال این نباشید که به نفع من باشد، آن یکی بگوید به نفع من باشد، این مبدأ اختلاف است. انبیا و اولیا و کسانی که وارسته از دنیا هستند، این معانی را ندارند. شما هم اگر تبعیت از انبیا دارید، تبعیت از امیرالمؤمنین – سلام الله علیه – دارید، باید این معنا را نداشته باشید.

    میزان را خود انسان در باطنش غالباً می‌فهمد و اگر بخواهد بفهمد هم میزان دارد. این آدمی که در رأس یک امری واقع هست، پیش خودش یک وقت شاید فکر کند که اگر این امر دست آن یکی باشد، بهتر از من است، ببینید راضی هست واقعاً بین خودش و خدای خودش که او باشد و خودش نباشد؟ اگر دید راضی هست به این امر، بداند که یک چیزی از عالم غیب درش هست و اگر راضی نیست بداند که عیب درش هست، نفسانیت درش هست. البته ما نمی‌توانیم از نفسانیت خودمان را به‌طور مطلق جلوگیری کنیم، ما همچو قدرتی نداریم، اما قدرت این را داریم که جلوی خودمان را بگیریم اظهار نکنیم. قدرت نداریم اگر با یک کسی واقعاً مخالفیم، مخالفت را در قلبمان هم نداشته باشیم، اما قدرت این را داریم که در مقام عمل، در مقام اظهار نکنیم این کارها را. و ما امروز مکلف شرعی هستیم، تکلیف الهی است که اگر در دلمان بعضیمان از بعضیمان خوشش نمی‌آید در مقام عمل، در مقام ذکر، در مقام تبلیغ، برخلاف نفس خودش عمل بکند. این یک امری است که قدرت دارد انسان، اگر آن را قدرت ندارد، لکن عمل را، فعل را قدرت دارد و لهذا، خدا از انسان مؤاخذه می‌کند. مؤاخذه نمی‌کند که چرا در قلب تو این واقع نشد، حالا نقص [است برای‌] انسان، اما این مؤاخذه این طوری ندارد. اما می‌توانستی در عین حالی که خوش نیستی با این، دوست نداری این را، ذکر نکنی، این را قدرت داری، نکردی معاقبی.

    امروز قضیه شخصی نیست که یک کسی معصیت خدا را می‌کند و معاقب است، این به اندازه شخصیت خودش و به اندازه حال خودش معاقب است. ما اگر امروز مخالفت با هم بکنیم، قضیه یک ملت در کار است، قضیه ملتهای اسلامی در کار است، قضیه اسلام در کار است، قضیه ارزشهای الهی در کار است. این جرمش غیر آن جرمی است که کسی‌ تو خانه‌اش نشسته، یک معصیتی می‌کند، آن هم جرم است. اما کسی مخالفت بکند با یک کسی که دارد خدمت به خلق می‌کند، این غیر آن جرمی است که مخالفت بکند با یک شخصی که در بین خانه خودش – فرض کنید که – در عایله خودش می‌کند، آن هم جرم است. اما این جرم از آن جرم خیلی بالاتر است و این یک چیزی است که مشکل است خدای تبارک و تعالی انسان را ببخشد.

    امروز خیلی تکلیف به عهده ماست، تکلیفهای شاق هم به عهده ماست. امروز شمایید و همه عالم دشمن شما الّا معدود، البته بین ملتها زیاد هست به شما توجه دارند. اما دولتها معدودی هستند که مخالف با شما نیستند، همه مخالف‌اند. اگر ما هم بخواهیم خودمان با هم مخالفت کنیم، این یک جرمی است که تا ابد به عهده ما خواهد ماند و برای ما یک جرم ابدی ثابت خواهد شد، یک روسیاهی ابدی پیش خدای تبارک و تعالی برای ما پیدا خواهد شد.

    حضرت امیر – سلام الله علیه – در بسیاری از اموری که برایش خیلی سخت بود، دندان روی جگر می‌گذاشت و موافقت می‌کرد برای مصالح کلی، برای مصالح اسلام. ما اگر تبعیت از او داریم باید این‌طور باشیم، اگر یک مقدار هم تبعیت داریم، یک مقداری همین‌طور باشیم. در هر صورت، آنی که در یک همچو موقعی برای ما باید خیلی مورد نظر باشد، اینکه الآن دارند از اطراف دنبال این می‌روند که ما را از باطن از بین ببرند؛ در داخل ما را خرد کنند، نتوانستند در خارج بکنند، نقشه‌ها همه نقش برآب شد و از بین رفت. لکن حالا الآن این نقشه، نقشه مهمی است که می‌خواهند در داخل، هی چیزهایی می‌گویند «در کجا چی واقع شده، معلوم شد چه شده است، کی با کی دعوا دارد، کی با کی چی دارد» و اینها تأثیر دارد. چنانچه توجه نکند انسان به خدای تبارک و تعالی، از خدای تبارک و تعالی در واقع نخواهد این را که انسان را از این شرها نجات بدهد، ممکن است انسان در دام بیفتد.

  • اعظم امامی می‌گه:

    با سلام
    برای عملی شدن ایده وحدت اسلامی ابتدا باید شناخت مناسبی نسبت به ایده وحدت داشت. به عبارتی وحدت بین چه کسانی؟ آیا هر که نام اسلام را به دنبال خود داشت هدفِ ایده ی وحدت است؟
    در این ارتباط چند نکته به ذهن حقیر می رسد
    1- در مذهب تسنن 4 فرقه شافعی، مالکی، حنفی و حنبلی وجود دارد. که از بین آنان می توان درباره شافعیها، مالکیها و حنفیها جهت دست یابی به ایده وحدت برنامه ریزی کرد. اما آیا درباره حنبلیها هم می توان چنین ادعایی داشت. قصه تلخ و نحث وهابیت، طالبان، داعش و… مربوط به امروزِ ما نیست. وقتی در فرقه حنبلی، شیعیان رافضی و محرورالدم خوانده می شوند، می توان از وحدت صحبت کرد.
    چرا مناقشات مذهبی در کشور ایران در حد مسئله است اما در کشورهایی نظیر پاکستان و افغانستان و عربستان در حد عملیات انتحاری و مسلمان کشی است. بیش از 90% سنیان ایران و بیش از 91%سنیان مصری، شافعی اند. لذا منطقی است که زیباترین دیدگاهها در دنیای اسلام پس از ج.ا.ا متعلق به اینان باشد. با نگاهی به اندیشه های بنیانگذاران اخوان المسلمین در مصر( افرادی نظیر مودودی، سید قطب، حسن البنا،عمر تلمسانی و حسن حنفی) می توان دریافت که ایده وحدت را بین چه کسانی باید مطرح و دنبال کرد.
    2- نکته ی دیگری از تحلیل برادر بزرگوارم حاج آقای زارع باید بزرگنمایی شود نقش صهیونیستها و فراماسونری است. البته من معتقدم تا زمینه های آسیب پذیر درونی وجود نداشته باشد میکروبهایی نظیر ماسونها و اسرائیل بی تأثیرند. یه مثال می زنم. در کتاب مقدس یهود(خودِ کتاب تورات) در دستورالعملی به یهودیان آمده که گیومها(غیر یهودیان) را گوش و دماغ ببرید، فرزندانشان را بکشید، شکم زنان باردار را بدریدو… در ایده حنبلیها هم آمده که شیعیان، رافضی اند و محرورالدم. با این حساب منطقی نیست که هم حنبلیها و هم یهودیان تروریست باشند. تا ایده حنبلی در بین کشورهای عربستان و افغانستان و پاکستان و .. طرفدار دارد مبارزه با تروریست و ایده وحدت محال است.
    اما چه باید کرد
    الف-تقوا و تزکیه نفس: آقای لطفی به درستی به فرمایش امام اشاره کردند. ایده وحدت با غرور و منیت جور ذر نمی آید. تا مهذب نشویم، نه دغدغه ای ایجاد می شود؛ نه تکلیفی صورت می گیرد و نه ثمری به دست می آید. توصیه علمای اخلاق شرکت در جلسات هفتگی اخلاق است.
    ب-شناخت فرق اسلامی و بهره برداری از زمینه های وحدت ساز بین آنان.
    ج-شناخت نقش شیاطین و ابرقدرتها و برنامه های آتان. رویارویی با اسرائیل برای ما لاجرم و غیر قابل انکار است. باید این پدیده را شناخت. تا موقعی که اسرائیل و فراتر از آنها، تشکیلات ماسونها و شگردها و حربه های آنان را نشناسیم نمی توانیم مقابله کنیم.
    د- من تصور می کنم تا حد زیادی حتی خود ما هم دشمن را عوضی گرفتیم. اگر در مواجهه با اهل تسنن مامور به وحدتیم در مواجهه با شیعیان به طریق اولی مکلفیم. متاسفانه در کشور ما انشقاق بین جریانات سیاسی در ایجاد اختلاف موفق تر از ایده وحدت شیعی عمل می کند. من فکر می کنم حتی خود ما در برخورد با جریان اصلاحات به درستی عمل نکردیم. به عبارتی در بسیاری از موارد به جای روشنگری و بسط بصیرت و نقد موضوعات، جوری عمل کردیم تا غربیان با ایجاد انشقاق بین ما، از خودِ ما برای خودِ ما، دشمن ساختند. اصلاح طلبان به خصوص در بدنه مردمی، (به جز گروه کوچک مغرض و معلوم الحال)برادران دینی ما هستند که دچار غفلت در فکر و برنامه اند. آنان را دشمن نپنداریم.
    ه- با ولایت حرکت کنیم. راهبردها از منویات رهبری باید استخراج شود.

    • ناشناس می‌گه:

      با عرض سلام
      1.تصورم اینست که با کتاب آیا ما مسلمان هستیم سید قطب یا فرمایشات حسن البنا یا یوسف قرضاوی معاصر آشنا هستید.نویسندگانی که هیچ فهمی از ایران وشیعه ندارند.
      سید قطب در آن نوشته به صورت اجمالی از رافضی بودن شیعه صحبت می کند.
      خواهر بزرگوار روی صحبت من با رشید رضا و جماعت القاعده نیستکه مبداش همان مصر شافعی است.
      2.موافقم که مصر با تمام ضعف هایش کشور نمونه است. با تمام مستبصرین و قرا شیعه و الازهرش بدیلی ندارد حتی در کردستان تمام شافعی .
      3. مصر از آن جهت نمونه است که ما هیچ گاه فراموشش نکردیم .
      بروجردی کبیر را نباید فراموش کرد.
      ترجمه سید علی خامنه ای
      دعوت از قرا
      دارالتقریب
      ارتباط مستمر با الازهر
      همه و همه نشاندهنده فهم دقیق و درست و تاثیر گذار ما می باشد.
      4.ما هم هنرمندان {قاریان} و هم مرکز {الازهر} را فتح کردیم.
      5.مصر برای وحدت باید الگوی ا حتی در گلستان و کردستان و سیستان باشد.

  • موسی رضایی می‌گه:

    سلام .یه چیز برای بنده نامفهومه و اون اینکه همه امون قائل به وحدتیم برای حفظ اسلام و انقلاب،اما چرا در عمل اجرا نمی کنیم.چرا حاضر نیستیم در عین حفظ مواضع بنیادی فکری امون برای انجام وظیفه در قبال نظام عمل کنیم و پا پس نکشیم و همدیگر را متهم به همسویی نکنیم؟لطفا یکی بگه عملکرد درست در هنگام حرکت جریان مخالف چیه؟سکوت و کنج عزلت اختیار کردن یا حرکت کردن و خون جگر خوردن؟

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام خانم رضایی من دارم مطلبی را آماده میکنم به اندازه فهم خودم خود وحدت منطق روشنی دارد وبه معنای دست کشیدن از اصول نیست !

  • هادی محمدنژاد می‌گه:

    سلام حاج آقا؛ازتوضیحات ناب شما خیلی خیلی متشکرم.امیدوارم هرکجا که هستی سلامت و موفق باشی.
    *شاگرد کوچک مدرسه ی شما هادی محمدنژاد*

  • کلیشمی می‌گه:

    با سلام خدمت سردار بزرگ و همه دوستان قدیم و جدید
    من می خوام از یه زاویه دیگه به موضوع نگاه کنم تو کشور ما که الحمدلله به برکت انقلاب اسلامی گروه های فکری و اقلیت های مذهبی زیر پرچم پر افتخار جمهوری اسلامی مثل همه مردم دیگه دارن با حقوق اجتماعی و … برابر زندگی میکنن اگه یه نگاه دقیقتر بندازیم می بینیم که غالب هموطنان اهل تسنن ما در استان ها و شهرهای مرزی دارن زندگی می کنن از شمال و شمال غربی آستارا و آذربایجان غربی گرفته تا کردستان و کرمانشاه و … در غرب و استان های هرمزگان و سیستان در جنوب و خراسان ها و شهر های ترکمن نشین . اگه یه سفر به این استان ها و شهر ها داشته باشین می بینین که از خیلی از امکانات رفاهی نسبت به سایر استان ها محرومن البته این موضوع تنها مربوطه به شهر ها ی سنی نشین نیست بلکه شیعیان ساکن در این استان ها نیز همین وضعیت را دارند بسیاری از مردم استان زر خیز خوزستان که غالباً شیعه نیز هستند محرومند بسیاری از مردان ساکن در استان های جنوبی برای کسب درآمد خواسته و یا ناخواسته راهی کشور های حاشیه خلیخ فارس می شوند . در این میان سوء استفاده دولت وهابی عربستان و برخی از هم پیمانانش از این وضعیت و عوام فریبی آنها با انجام کمک های مالی برای ساخت مساجد آنچنانی و … و با صرف هزینه های هنگفت برای اشاعه تفکرات غلط وهابیت باعث گردیده تا شکاف بین شیعه و سنی بیشتر شود . مگر ما افرادی مثل شهید شوشتری چقدر داریم تا با عزم پولادین خود بتوانند چنان وحدتی در شهر های جنوبی و مرزی ایجاد کنند که دشمن با تمام وجود زحمات چندین ساله و تفرقه افکنان خود را نقش بر آب ببیند و او را از میان بردارد ، اگر نگاهی به افکار و رویه ای که شهید شوشتری در پیش گرفته بود بیندازید خواهید دید که او توانسته بود با حداقل امکانات و فقط با اعتقادی که به وحدت بین شیعه و اهل تسنن داشت چنان شور و شوقی در بین مردم و جونان شیعه و سنی بومی ایجاد نماید که جانانه به دفاع از حریم کشور و انقلاب بپردازند . به نظر میرسد وقت آن رسیده که دولت نیز با توسعه فرهنگ ناب اسلامی ، ایجاد رفاه اجتماعی و ایجاد مشاغل و … در استان های محروم مرزی باعث کاهش گرایش جوانان به کار و زندگی در کشور های عربی شده تا از این طریق دشمنان وهابی با سیاست های هدفدار خود کمتر انها را تحت تأثیر قرار دهند و تخم نفاق و تفرقه را در دل آنها بکارند . در چند سال اخیر این مسئله آنچنان شدت گرفته که علناً در بسیاری از شهر های مرزی و سنی نشین ما به اسم مذهب سنی آموزه های وهابی را نشر می دهند . باشد که تا دیر نشده از غفلت به درآئیم .

  • جواد می‌گه:

    سلام حاج آقا
    عرض ادب …
    الحمدلله فرصت شد این مطلب شمارو هم خوندم.
    ممنون از مطلب (تقریباً) کامل و دقیق شما.
    ومن الله توفیق

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام جواد جان !(البته هنوز متوجه نشدم کدام آقا جوادهستید؟!!!) ممنون دعا بفرمایید انشاالله همیطورباشه که میگید!!!

  • طاهری می‌گه:

    سلام جناب حاج آقای زارع
    از سفر عمره برگشتم نائب الزیاره بودم بنده از اوضاع دوست عزیزم آقاحمید ملک محمدی بی خبرم انشالله که بهبودی حاصل شد؟

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام سید جان زیارت قبول انشاالله بارها مشرف بشوید خیلی خوشحال شدم مارا هم دعا کنید آقای ملک محمدی بهترند خداراشکر اما براشون دعا کنید!

  • دوراهکی می‌گه:

    با سلام خدمت استاد و فرمانده
    امیدوارم که همیشه تو این دانشگاه قبول بشیم . دانشگاه (ش) را می گویم. دوبارهم می شود امتحان کرد. در این دانشگاه هرگز بسته نمی شود.
    امیدوارم درآستان حضرت معصومه ما را هم دعا کنید. به یاد روزهای دانشگاه امام خمینی (ره)

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام بردراهکی عزیز ! خیلی مخلصیم خیلی خوش آمدید به محفل ما یادش بخیر آنروزها راستی کجایید ؟ به چکاری مشغول هستید؟

ارسال دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.