IMAGE635208779419886865

هو البصیر؛

آنطور که فهمیده‌ام نوشته‌ام (2) ولی خداوکیلی بخونید چون …             

                                                                                                   

پس از مطالب مختصری که با دعای دوستان بر روی سایت گذاشتیم خیلی از دوستان با ایمیل و کامنت و پیامک و … ضمن ابراز لطف و محبت نسبت به این حقیر، درخواست ارائه تحلیل از مسائل سیاسی روز کرده‌اند، به خصوص در رابطه با بحث مذاکرات هسته‌ای و … البته حقیر تحلی‌گر نیستم و ان‌شاالله باید از نظرات خود دوستان در همین سایت استفاده کنیم. در خصوص مذاکرات اگر به اشاره باشد بنده درآن مطلب “پدرسوخته سر اسب را نگهدار” جمع جور نظرم را بیان کرده‌ام،اما از انجا که وعده کرده بودم فهم خودم را بنویسم، در این موضوع هم بچشم بهتفصیل “آنطور که فهمیده‌ام نوشته‌ام” خواهم نوشت ولی خداوکیلی بخونید چون …!!! البتهمن فکر می‌کنم شرایط سیاسی حاکم بر کشور ما که متأثر از انتخابات اخیر استو پرداختن به این موضوعمثنوی70 من کاغذ است و با عدم پرداختن هم زوایای موضوع روشن نمی‌شود. قصد داشتم در این مطلب با مرور گذشته و اشاره به بنیان‌های جریان سرطانی به اصطلاح اصلاح‌طلبی وارد شوم چون اگر عقبه و بنیان‌های فکری این جریان خوب بیان نشود و صرفاً به یک تحلیل موردی از یک مسئله روز پرداخته شود شاید گنگ و بی‌فایده باشد ان‌شاالله دوستان یاری کنند که با هم مروری هر چند کوتاه بر گذشته این جریان داشته باشیم. جریانی که در حقیقت مرده بود و ما نیروهای انقلاب (اصول گراها) برخی‌هامون با کم‌کاری، برخی با خوش‌خیالی، برخی باسادهلوحی، برخی با قدرت‌طلبی و خودخواهی و … در انتخابات خرداد امسال زمینه‌ای را فراهم کردیم که محصول آن شد جریانی که  درسال‌های اخیر مردمبا تحمل هزینه‌های فراوان آنرا به حاشیه رانده بود به متن جامعه برگرداندیم!!! همه مقصریم! حقیر به فضل الهی اگر عمری باقی بود درمقالات بعدی در حد بضاعت خودم ابتدا یِک آسیب شناسی مبتنی بر واقع‌بینی درونی از جریان خودی خواهم داشت ان‌شاالله با یاری دوستان!و اما این جریان!!! البته من فعلاً با رییس جمهور محترم و بزرگوار کاری ندارم و حساب ایشان را هم فعلاً از این جریان جدا می‌دانیم. من تأکیدم بر شناخت آن جریانی است که خود آقای هاشمی  علی‌رغم اینکه  تمام بستر سازی تا رشد و نمو آنرا فراهم کرد (دوستانی که نخوانده‌اند شرح آن رادر “آنطور که فهمیده ام … 1” بخوانند) اما وقتی به قدرت رسیدند اولین کسی  که از قطار پیاده کردند خودِ آقای هاشمی بود.بیچاره هاشمی برای ورود به مجلس ششم چقدر تلاش کرد و نگذاشتند یکی از دوستان آن وقت پیشنهاد داد آقای هاشمی بیاید شورای شهر قم کاندید شود!!! دوستان به آرشیو روزنامه‌های زنجیره‌ای آنروز و مقالات “عالی جناب سرخ پوش” اکبرگنجی و … مراجعه کنید حتی این جریان وقتی دور برداشت و سکان مجلس ششم را بدست گرفت آقایان با مقالاتی چون “گرباچف باید پیاده شود، یلتسین سوارشود ” در صدد پیاده کردن خود خاتمیبر آمدند که مقام معظم رهبری به داد این بیچاره رسید و در دیدار مسئولان نظام با هشدار “مقایسه غلط اصلاحات در ایران با شوروی و ایران شوری نیست و …” او را نجات داد. لذا عزیز برادر! این جریان با خبط من و شما به صحنه برگشت و امروز با احتیاط و دقت تمام سعی دارد در مسیر خود با لحاظ کردن تمام تجارب گذشته خطا نکند، اتفاقا یکی از علل  بکارگیری پیرمردها و … این است.

یک دلیل این است که به حمدالله در سال‌های اخیر رویشی نداشته‌اند اما دلیل مهم بعدی به کارگیری پیرمردها این است که می‌خواهند از تمام تجارب گذشته‌ی دوران سازندگی و اصلاحات استفاده کنند. برادر عزیزم جناب آقای دکتر پرویز امینی مقالات خوبی در خصوص این جریان دارند که دوستان مراجعه کنند. ایشان در یکی از مقالات خود آورده است: امسال سال هفدهم دولت آقای روحانی است یعنی بنا است تمام تجربه‌ی آن 16 سال مو به مو به کار گرفته شود، لذا لشگر پیران در این راستا به کارگیری شده که هم تجربه‌ی گذشته را استفاده کنند و هم با احتیاط کامل که مبادا من و تو بیدار شویم و … این جریان امروز با لحاظ کردن تمام تجارب گذشته در صدد ریل‌گذاری است، ریل گذاری مورد نظر که کامل شد اگر آقای روحانی بزرگوار همراهی کرد که … و اگر همراهی نکرد که از ایشان بعید است همراهی کند، وی را نیز پیاده خواهند کرد و … که به موقع در آینده با هم صحبت خواهیم کرد.

و اما مذاکرات: تیم دیپلماسی و چینش دستگاه دیپلماسی کاملا متاثر از این جریان است و دولت جدید شاید موثر ترین افراد خود را بر روی دستگاه دیپلماسی متمرکز کرده و به دنبال ارتباط و تعامل جدی با دنیا است!!! اما مبانی فکری این جریان بر این ایده و نگاه استوار است که جامعه جهانی با تعریف تفسیر خاص دنیای غرب  و ما هم جزء این جامعه هستیم ! و مسلمات این جامعه جهانی را درست یا غلط باید بپذیریم .ما بر خلاف جریان آب نمی توانیم حرکت کنیم ،دنیا کد خدایی دارد!و ما بدون تعامل با کد خدا و پذیرفتن قواعد بازی در دنیای امروز نمی توانیم زندگی کنیم ، ما باید الزامات قواعد این بازی که حقوق بشر و….است را بپذیریم و….

درپس این توجیهات  وحرفهای به ظاهر قشنگ احکام و الزامات شیطانی قرار دارد ؛ مثلا همین حقوق بشر که توسط حقوق دانانی چه بسا همجنس باز و.. تدوین شده که این شیاطین با ده ها تبصره و ماده واحده خدا و دین و تربیت الهی را به حاشیه برده و… بگذریم..نه در حوصله ی مقاله است و نه بنده توان ورود بیش از این را دارم ، اگر به اظهارات خود دوستان از جمله شخص آقای ظریف مراجعه کنید ردپای این نگاه کاملا مشهود و آشکار است. در جایی می گوید:« آقای اوباما باید درک شود.» در جایی دیگر می گوید :« ما باید قواعد بازی در دنیا را رعایت کنیم »، « دنیای غرب پیام ملت ایران در 24 خرداد را فهمیده و همین فهم آن ها را به مذاکرات تشویق کرده »،« آن که از هولوکاست می گفت رفت!» ،« ما با دنیای غرب مشکلی نداریم؛ بیشتر سوء تفاهماتی است که قابل حل است»« آمریکایی ها اگر بخواهند با یک بمب تمام توان دفاعی ما را به خاک یکسان خواهند کرد» و… اگر کسی به این اظهارات دقت کند رد پای افکار و اندیشه های این جریان کاملا آشکار است ؛ مثلا همین فرمایشات! اخیر ایشان در دانشگاه تهران اینکه توان نظامی دشمن را با همان نگاه کدخدای بزرگ جهانی می بیند.خیلی عجیب به نظر میرسد اما عجیب نیست. گرچه یکی از  چهره های رسانه ای مهم این جریان بلافاصله با مقاله ی مفصلی سعی کرد این گاف بزرگ آقای ظریف را اینطور ماست مالی کند که بر اثر بی اطلاعی ایشان از توان دفاعی کشور بوده!!! آقای سجادی از افراد جدی رسانه ای اصلاحات در مقاله ای می نویسد : آقایان سرهنگان باید با برگزاری تور هایی مسئولین ارشد را ببرند مراکز دفاعی و موشکی را نشان دهند تا این قدر بی اطلاع نباشند.نمی دانم آقای سجادی و همفکرانش اولا: مردم را چی  فرض کرده اند و ثانیا : آیا واقعا از بی اطلاعی آقای ظریف است که وای بر… همین چند روز پیش بود که جان کری به صراحت گفت ما داشتیم با دخالت مستقیم در سوریه کار را تمام می کردیم اما ایران نگذاشت!!!

براستی آقای سجادی! این اعتراف و خبر های دیگر به گوش آقای ظریف نمی رسد؟

آقای سجادی پیشنهاد تور برای بالا بردن اطلاعات مسئولین ارشد نظام دادند! گر چه فراموش نکرده ایم که در همین تور بازدید نمایندگان مجلس ششم که هم کیشان خود این آقایان بودند فعالیت هسته ای ایران لو رفت و…

آقای سجادی! بحث بی اطلاعی نیست،بحث بی اعتقادی است . شما و هم کیشانتان اعتقادی به نظام و مبانی نظام ندارید! مرجع تقلید این آقای اخیرا به بهانه ی در گذشت ماندلا با یکی از رسانه های آن طرف آبی مصاحبه ای کرده. آقای صانعی در این مصا حبه گفته است:« همان طور که ماندلا و آمریکایی ها همدیگر را بخشیدند، ماندلا از زندان آزاد شد ، گفت من همه  را بخشیدم و آمریکایی ها هم با شرکت در مراسم تشیع جنازه ماندلا او را بخشیدند امیدوارم ایران و آمریکا هم از همدیگر بگذرند و همدیگر را ببخشند!!!»

اصلا قیاس و فرمایشات این عالم بزرگ اصلاحات شبیه آن مطلب« خسن و خسین هر سه دختران معا ویه » است. اولا خسن نیست و حسن است، خسین نیست و حسین است و…

باید گفت: اولا : آقای صانعی ! ماندلا که از زندان بیرون آمد گفت همه را بخشیدم کاملا معلوم بود منظورش نگهبانان و… زندانبانان بود نه … و موضعش نسبت به آمریکا و اسرائیل نژاد پرست تا روز مرگش معلوم بود و اینکه آمریکایی ها هم که در مراسم تشیع او شرکت کردند مصداق بارز فرصت طلبی و استفاده از فرصت برای پاک کردن چهره ی کریه خود بخصوص بین مردم آفریقا بود.ثانیا باید از آقای صانعی سوال کرد که: ما و آمریکا از هم بگذریم یعنی چه؟!!!  ما که بگذریم معلوم است باید از چه بگذریم؛ باید از ده ها سال ظلم و جنایت بی سابقه از کودتای 28 مرداد سال 1332 تا به امروز که آنلاین ادامه دارد بگذریم …  باید بگذریم از خون بیش از 300هزار شهید و… اما قسمت مهم سوال اینجاست، آقای صا نعی ! آمریکا در قبالش از چی قرار است بگذرد؟ ما به آمریکایی ها چه کرده ایم که باید از آن بگذرد و نادیده بگیرد؟!!! گر چه آقای صانعی بزرگوار !!! هرگز به خیلی از این سوالات پاسخ نداده و نمی دهد؛ مثلا ایشان در فتنه ی کوی 1378  دانشگاه ، از قم بعنوان مرجع تقلید آقایان!!! بیانیه ای صادر کرد که در بخشی از این بیانیه آمده« خدا مرگ مرا فرا می رساند تا جاری شدن سیل خون دانشجویان آزادی خواه را شاهد نمی شدم» براستی هرگز نه به طور جدّ من و شما از آقای صانعی پرسیدیم و نه ایشان پاسخی داد که در حادثه ی کوی دانشگاه خون دو نفر ریخته شد که یکی عزت ابراهیم نژاد ،سرباز وظیفه، بود و شب جمعه برای استراحت رفته بود پیش هم دانشگاهی هایش در خوابگاه کوی و نفر دوم شهید محمد جواد فرهنگی ،مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه تربیت معلم تبریز، بود و هیچ وقت نه آقای صانعی و نه هیچ مقام مسئول دیگری از این جریان  جواب ندادند که جاری شدن سیل خون در دانشگاه تهران خون چه کسی بوده ؟ آیا این افراد آزادیخواه !!! هویت و مشخصات نداشت؟

عزیز برادر ! همینجا گریزی به کم کاری های خود بزنیم . مقام معظم رهبری پس از فتنه ی 88 در دیدار جمعی از خواص فرموده بودند:”کوی دانشگاه فتنه بود آن وقت عرض کردم این فتنه را کالبد شکافی کنید، نکردید .این فتنه 10 سال بعد با مقیاس بزرگتری تکرار شد»

شاید اگر آن روز این سوالات و جواب آن را مطالبه می کردیم هزینه ی فتنه ی 88 را متحمل نمی شدیم…بگذریم!!! و اما مذاکرات :

آقای ظریف !  شما در دانشگاه های آنها دیپلماسی را خوانده اید و با دیپلماسی خود آنها نمی شود به جنگ آن ها رفت. مگر می شود شاگرد، استاد را شکست دهد؟ آقای ظریف! تو بچه مسلمانی، نماز می خوانی ، اعتقاد داری، اما چرا واقع بین نیستی؟! دعوای ما با غرب بر سر چه موضوعی است! اگر دیپلماسی قرآن را خوانده بودید!  اگر دیپلماسی اهل بیت را خوانده بودید، خداوند متعال در قرآن در آیات متعدد تعامل با کفار و دشمن را بیان فرموده است. از  جمله  درآیه 120 سوره ی بقره  می فرماید: «آنها هرگز از شما راضی نمی شوند مگر اینکه بطور کامل تسلیم خواسته های آنها و پیرو آیینشان شوید.» آیه ی 109 سوره ی بقره، آیات 100 ، 119، 120، 149، 167، 175،  196، 197 سوره ی آل عمران و همچنین آیات 51، 52 ، 57 ، 81 مائده و … همین تاکید را دارند و تجربه دشمنی ده ها ساله  ما با دنیای غرب هم همین را ثابت کرده با این همه سند غیر قابل انکار مثلا سال 1998 فرانسه میزبان بازی های جام جهانی بود و خود هم قهرمان جهان شد اما عامل قهرمانی فرانسه بازیکنی به نام زیدان بود که با سه گل فرانسه را به این مقام مفتخر کرد؛ آقای شیراک رئیس جمهور وقت فرانسه  هنگام پیروزی از جایگاه تماشاچی ها برخواست و داخل زمین رفت و با همه ی بازیکنان رو بوسی کرد، وقتی به زیدان رسید فقط دست سردی با او داد. بعدا که از زمین خارج شد خبرنگاری از او سوال کرد چرا با زیدان که عامل اصلی این پیروزی فرانسه بود اینگونه رفتار کردید ؟ شیراک در پاسخ گفت : متاسفم..کاش ایشان مسلمان نبود.!! هزاران مثال و مصداق از این قبیل همین امروز از رفتار مردم مسمان بوسنی تا… ساری و جاری است، آیا نباید عبرت گرفت؟

آقای ظریف! شما در صفحه ی فیس بوک خود نوشته بودید دنیای غرب پیام انتخابات خرداد امسال را دریافت کرد و بر همین اساس از مذاکره استقبال کرده .براستی آقای ظریف همین عاشورای امسال که همان روز ها شما درگیر مذاکره بودید چرا در صفحه ی فیس بوکتان ننوشتید و یا در مذاکرات و مصاحبه ها نگفتید این مردم در تاسوعا و عاشورا به خیابانها آمده اند ، این سیل ده ها میلیونی هم پیامی دارند!!! آن تصویر بی نظیر تاسوعای مردم زنجان پیامش ذلت ناپذیری ،ظلم ستیزی ، ایستادگی و… نبود؟ چه قدر از این پیام در مقابل آنها استفاده کردید؟!!

ظریف جان مواظب باش...

ظریف جان مواظب باش…

دعوای ما با غرب سر اسلام است . جریان شماها که خود را خط امام می داند به این فرمایش امام از صدها نکته  امام توجه فرمایید:« من قبلا نيز گفته ام همه توطئه هاي جهانخواران عليه ما از جنگ تحميلي گرفته تا حصر اقتصادي و غيره براي اين بوده است كه ما نگوئيم اسلام جوابگوي جامعه است و حتما در مسائل و اقدامات خود از آنها مجوز بگيريم .» (صحيفه نور ، ج 21 ، ص 99 ) همچنین:«مهمترين و درد آورترين مساله اي كه ملت هاي اسلامي و غير اسلامي كشورهاي تحت سلطه با آن مواجه است موضوع آمريكاست . دولت آمريكا به عنوان قدرتمند ترين كشورهاي جهان براي بيشتر بلعيدن ذخاير مادي كشورهاي تحت سلطه از هيچ كوششي فروگذار نمي كند. آمريكا دشمن شماره يك مردم محروم و مستضعف جهان است . آمريكا براي سيطره سياسي و اقتصادي و فرهنگي و نظامي خويش بر جهان زير سلطه، از هيچ جنايتي خودداري نمي نمايد. او مردم مظلوم جهان را با تبليغات وسيعش كه به وسيله صهيونيسم بين الملل سازماندهي مي گردد، استثمار مي نمايد . او با ايادي مرموز و خيانتكارش ، چنان خون مردم بي پناه را مي مكد كه گويي در جهان هيچ كس جز او و اقمارش حق حيات ندارند. ايران كه خواسته است از هر جهت با اين شيطان بزرگ قطع رابطه كند . امروز گرفتار اين جنگهاي تحميلي است . آمريكا عراق را وادار نموده است تا ما را با حصراقتصادي از پاي در آورد . مع الاصف اكثر كشورهاي آسيايي هم با ما سر ستيز برداشته . ملت هاي مسلمان بايد بدانند كه ايران كشوري است كه رسما با آمريكا مي جنگد و شهداي ما ، اين جوانان و دلاوران ارتش و سپاه از ايران و اسلام عزيز در مقابل آمريكا دفاع مي كنند. »( صحيفه نور. ج 13، ص 84) و مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای هفتم خرداد 82 در ديدار نمايندگان مجلس ششم عنوان کردند: «آنچه را كه دشمن هدف گرفته، اين است؛ بايد به اين موضوع توجّه داشت. دشمن، سياسى و سياستمدار است؛ مغزِ طرّاحِ سياسى دارد، فكر مى‌كند كه چه‌كار بايد بكند؛ يكى از طرّاحيها اين است كه حرف آخر را اوّل نزنند؛ آرام آرام و بتدريج طلبكارى ايجاد نمايند و طرفِ مقابل را وادار به عقب‌نشينى كنند. به‌مجرّدى كه عقب‌نشينى كرديد، طلبكارى ديگرى شروع خواهد شد. حالا بعضيها مى‌گويند چيزى بدهيم، چيزى بگيريم! بدهيمش درست است، بگيريمش درست نيست؛ هيچ چيز نخواهند داد. شعارهايى را درست مى‌كنند؛ ايران را در محور شرارت گذاشته‌اند. فلان كارها را بكنيم تا ما را از محور شرارت بردارند! اين شد حرف؟! غلط كردند گذاشتند كه حالا بخواهند بردارند. دوباره و هر وقت لازم شد، ما را در محور شرارت مى‌گذارند. اگر قرار است قدرتى اين امكان و توان را پيدا كند كه اخم هايش را در هم بكشد و بگويد من قوى هستم و مى‌زنم و مى‌بَرم و مى‌بندم؛ حواستان جمع باشد، انسان جا بخورد، اين جا خوردن، حدّ يقف ندارد؛ شما اين سنگر را عقب مى‌نشينيد، فرض كنيد فلان الحاقيه را قبول مى‌كنيد، بعد يك مطالبه ديگرى را مطرح مى‌كنند: فلان دولت غيرقانونى را به رسميت بشناسيد! باز همان فشارها و همان تهديدها. به‌مجرّدى كه فلان دولت غيرقانونى را به رسميت شناختيد، باز يك درخواست ديگر مطرح مى‌شود: اسم اسلام را از قانون اساسيتان برداريد! شما بايد ذرّه‌ ذرّه عقب بنشينيد؛ اين حدّ يَقِفى ندارد. من اين موضوع را بارها به بعضى از مسئولانى كه دچار وسوسه و واهمه‌هايى بودند، گفته‌ام كه حدّ يَقفِ فشار آمريكا كجاست؛ آن را مشخّص كنيد، كه اگر به آن‌جا رسيديم، ديگر بعد از آن هيچ فشارى عليه ما نخواهد بود. من عرض كنم حدّ يقف كجاست؟ آن‌جايى است كه شما – كه چنين حقّى را نه شما داريد، نه من – از طرف ملت ايران اعلام كنيد كه ما اسلام، جمهورى اسلامى و حكومت مردمى را نمى‌خواهيم؛ هر كسى كه شما مصلحت مى‌دانيد، بيايد در اين مملكت حكومت كند! اين حدّ يَقِف است؛ اوّلِ اسارت مملكت. مگر مى‌توانيم؟ من و شما مگر مى‌توانيم مملكت را به دست دشمن بدهيم؟ مگر ما چنين حقى داريم؟ اين ملت ما را براى اين سرِ كار نياورد.»

امثال شهید دکتر بهشتی تربیت شده ی دیپلماسی قرآن بود و بر اساس همین دیپلماسی گفت:« آمریکا از ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر» این دقیقا ترجمه ی آخر آیه ی 119 آل عمران است که فرمودند : «قل موتوا بغیظکم .».شهید رجایی تربیت شده ی دیپلماسی اهل بیت –علیهم السلام- بود، لذا وقتی رئیس جمهور شد، رؤسای جمهور دنیا به او پیام تبریک دادند. میتران رئیس جمهور فرانسه نیز پیام تبریک داد، شهید رجایی در پاسخ پیام تبریک میتران می نویسد:« آقای میتران ، این چه نفاقی است در حالی که هواپیما های میراژ 2000 فرانسوی بر سر زن و بچه ی ما بمب خوشه ای فرانسوی میریزد شما پیام تبریک می دهید؟» آقای ظریف! این راه را بروید ولی بدانید آخر این خط هم بر اساس وعده ی الهی و هم اثبات عقل و تجربه معلوم است.                                                                 

در پایان ممکن است یکی از سوالات خوانندگان عزیز این باشد که اگر این گونه است چرا مقام معظم رهبری چنین مجوزی را به آقایان دادند و از آنها حمایت کردند و فرمودند این ها را سازش کار ننامید؟.                                                                                                   

پاسخ این است: عزیز برادر! بنده و جناب عالی شرایطی را با اقدامات خود به حضرت آقا تحمیل کردیم ولی رهبری بسیار هوشمندانه همین تحدیدی که ما برای او رقم زدیم را به فرصت تبدیل کرد. حضرت ایشان بسیار عالمانه و عاقلانه با دو هدف به آقایان این اجازه و فرصت را داد و حمایت کرد و می کند؛ 1) دشمن به خصوص در سالهای اخیر با سیطره ی رسانه ای که در دنیا دارد با هوچی گری افکار عمومی دنیا را بر علیه ما مسموم کرده که ایران اولا:  به دنبال ساخت سلاح اتمی است و ثانیا : قایل به مذاکره و تن دادن به قوانین و… نیست. هدف اول آقا این بود که این دروغ پراکنی آمریکایی-صهیونیستی را آشکار سازد که به حمد الله همینطور شد.2) عده ای در داخل به خصوص در شرایط فعلی مدعی هستند که سال های اخیر ما از توان معجزه آسای دیپلماسی آن ها استفاده نکرده ایم و خلاصه به گونه ای با مردم سخن گفته اند که در عرصه ی دیپلماسی «من آنم که رستم  بود پهلوان» ، هدف دوم آقا از این مجوز اتمام حجت با این افراد و کسانی که به  توان معجزه آسای این افراد دل بسته بودند است که« این گوی و این میدان » لذا اگر به فرمایشات خود حضرت آقا در دیدار فرماندهان سپاه که فرمودند نرمش قهرمانانه تا فرمایشات 12آبان 92 و تا همایش فرماندهان بسیج در مصلی کاملا روشن است که این دو هدف را دنبال کرده و می کنند . که هر دو هدف هم بحمدالله محقق شده  یعنی از طرفی به دنبال رو کردن دست دشمن و از طرفی میدان را کاملا برای آقایان فراهم کرده اند که فردا کسی ادعایی مبنی بر نگذاشتند ،نخواستند ، مانع می شوند و… نداشته باشد .

عزیز برادر! آقا با این اقدام هوشمندانه برای من و شما این میدان را باز کرد که حرف بزنیم و حقایق را تبیین کنیم اما من و شما چه قدر متوجه هستیم و تو باغیم بماند…

باز هم به فرموده ی امیر بیان علی –علیه السلام-« شقشقیه ای بود،آمد و رفت» التماس دعا و اقدام لازمددددددددددددددددددددددد

۵۶ دیدگاه برای “آقای ظریف(!) هم بخوانند…”

  • میم.صاد می‌گه:

    ظریفی را گفتند این چه رفیق بود که تو برگرفتی؟ نه حق مصاحبت و موانست دانست و نه جانب وفا رعایت کرد. تا تو روی برگرداندی تمام عهد قدیم به باد تجاهل و انکار داد…
    ظریف با حالتی دگرگون گفت: (اگر با من نبودش هیچ میلی/ چرا ظرف مرا بشکست لیلی؟!)
    گر لیلی وفا ننمود ذاتش چنان است و ما که بر عهد بمانیم ذاتمان چنین: (وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم/که در طریقت ما کافری است رنجیدن)!!!
    کنون لیلی گزینه هایش می شمارد و ما در تدارک انتظار رویت رخ یار بر سر کوی ژنویم؛ شاید آنجا بگویم: (یاد باد آنکه به قصد خون ما/عهد را بشکست و پیمان نیز هم)
    از این پاسخ جمله ی خلق صیحه زدندی و گریبان چاک نمودی و موی پریشان کردی و سر به بیابان نهادندی.

    کار مشترکی از حقیر و ابوالوحید ابوالخیر در پلاسنامه!

  • اعظم امامی می‌گه:

    یکی از فرصتهای این نوع مذاکرات برای ما، به تعبیر رهبری عیان شدن مجدد ماهیت استکبار است. سالهاست که این تعابیر را می شنویم که ماهیت دیپلماسی تهاجمی دولت احمدی نژاد بر ما هزینه های سنگینی را تحمیل نمود. به عبارتی آمریکا هماننند سایر کشورها ملزم به قوعد بازی است مشروط بر اینکه ما نگاه تهاجمی نداشته باشیم. یعنی اینکه ما آدم باشیم تا عین آدم با ما برخورد کنند. دولت جدید به قدری به مذاکرات خود خوش بین است که حتی در بودجه سال 93 هم به هزینه های ناشی از برداشته شدن تحریمها و استرداد اموال بلوکه شدن ایران امید بسته و برنامه ریزی کرده است. اعمال هزینه های نا برابر با دستاوردهای این نوع مذاکرات، بزرگترین دستاوردش برای ایران اثبات قاطعانه تر همین نکته است که استعار استعمار است. این دستاورد زمینه را برای ادامه قاطعانه تر اهداف نظام هموار کرده و هزینه های استکبارستیزی را کاهش خواهد داد.
    اما یک نکته مهم
    چرا در جریان شکل دهی به فضای سیاسی جامعه افراد مذهبی توان ابتکار عمل را ندارند. در جریان مذاکرات هم از حق غنی سازی تا حد زیادی گذشتیم هم مشمول تحریمهای جدید شدیم. و هم از تحرکات مطالبه گر مدافعان انقلاب به خصوص در بدنه دانشجویی خبری نیست. این مساله آسیب شناسی و درمان جدی نیاز دارد.
    برادر و استاد بزرگوارم حاج آقای زارع
    الان که حضرتعالی همت نموده با راه اندازی این وبلاگ مجددا دوستان دانشگاه را با تجربه یک دهه گرد هم آوردید، مناسب است تا با برنامه ریزی دقیق تر و عملیاتی تر حضور دوستان را از حد خواندن مطالب و کامنت گذاشتن فراتر ببرید. تا بتوان از این طریق هم به وظایف خود عمل کنیم. و هم از یک سوراخ دو بار گزیده نشویم. در این باره مطالبی به ذهن حقیر می رسد که منتظر فرصتی مناسب جهت ارائه می باشم.

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام علیکم خانم امامی ! نکات خوبی اشاره کردید. اتفاقا” من دنبال این نیستم که من بنویسم وشما بخوانید . من دنبال فعال کردن ظرفیت خودشماهاهستم . ومطلوبم همین است انشاالله بنویسیدحتما” استفاده میکنیم منتظر همین پیشنهادات بودم!!! التماس دعا

  • کاظمی می‌گه:

    سلام حاجی از همکاری اردشیر هم مطلب بذارید . ازدیدار هیات پارلمانی اورپا با عوامل فتنه هم…………………………….

  • رضا صفری می‌گه:

    با سلام خدمت فرمانده عزیزمون و خدا قوت
    حاجی خیلی مطلب عالی بود و تنها یک نکته در تایید فرمایشات جنابعالی می گویم و آن این نکته که آنهابا اسلام ما کار دارند و گرنه همه چیز حل و با اسلام های دیگر کاری ندارند امسال که فروردین سفر عمره رفته بودم و انشاءالله خدا قسمت شما و خانواده محترمتون و همه دوستان بکنه. در اونجا این مطلب را به چشم می توانستی ببینی که مسلمانان ترکیه (چون اسلام ترکیه به عنوان اسلام مدرن تبلیغ می شود) در حیاط مسجد النبی(ص) در گروههای 70، 100 نفره و بالاتر جمع شدند و روحانیشون با بلندگو برایشون صحبت می کرد، آنهم نه چند دقیقه بلکه تا هر زمانی که دوست داشتند ولی کافی بود چند نفر ایرانی یه جا حمع بشند یا یه گروه به سمت بقیع می رود و تنها چند دقیقه روحانی کاروان می خواهد مطلبی را بگوید سریع پلیس دینی مسجد النبی می اومدند و پراکنده می کردند و اگر اصرا می کردی روحانی یا معترضین رو راحت بازداشت می کردند، علت این رفتار دوگانه چیست؟
    علت اون همین اسلام پویا، فعال و حلال مشکلات جامعه فعلی انسانها یعنی اسلام ناب محمدی(ص) وتشیع است که تن دشمنان اسلام را می لرزوند و گرنه اسلام ترکیه و بطور کلی اسلام ناب آمریکایی که ترس نداره و حتی خود غرب به آن کمک می کنه و اونارو تشویق می کنه.
    اینهم یه قطره بارونی در مقابل اقیانوس مطالب حاجی است و خوشحالی ما به این است که دوباره صدای حاجی رو این بار از طریق مجازی می شنویم و جون می گیریم.

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام مخلصیم حاج رضا! ما تلاش وفداکاری های شما درآن دوران سخت رافراموش نمی کنیم وحقیقتا خود من خیلی چیزاراازرنتار دوستان یاد گرفتیم! به خانواده سلام برسونید. التماسدعا !

    • زهرائی می‌گه:

      سلام آقا رضا
      درسته ولی تو همین ایران خودمون هم مدلهای جورواجور اون اسلامها هست که صدالبته آمریکاییها و اذنابشون هم باهاش مشکلی ندارند و خیلی هم ازش خوششون میاد. به همه شون با هم می گیم “اسلام آمریکایی” !

  • بیگلری می‌گه:

    سلام علیکم حاج آقا استفاده کردیم .خدا خیرتون بده

  • دریازاد می‌گه:

    همه ی دعوا ها بر سر اسلامیه که ما به عنوان گفتمانمون درعرصه های مختلف انتخاب کردیم همون چیزی که تنها وجه تمایز ماست و دشمن به دنبال گرفتن این امتیازه ولا غیر.کاش باور داشتن این سخن حضرت آقا رو که انرژی هسته ای فقط یه بهانس.سخت نیست تشخیص این حقیقت ولی نمیدونم چرا چشم و گوش اینا بستس.احساس بدی بهم دست میده وقتی میبینم اعضای تیم مذاکره کننده ی و مقامات بلند پایه ی ما حقیرانه سعی در زنده کردن عهدی دارند که از اول هم روح دروجودش دمیده نشده بود.یک طرف مذاکره که آمریکا(بخونید اسراییل)باشه طبیعیه که چنین اتفاقاتی بیفته و باز مصداق همون ضرب المثل از ماست که برماست.حاج آقا چند وقت پیش داییم که اتفاقا از قشر همین راننده تاکسی هاست که به نظر مشاور رییس جمهور فاقد هرگونه شعور سیاسی و اقتصادی ان حرف قشنگی زد با اینکه وضع مالی چندان مناسبی نداره ولی گفت به خدا من حاضرم اگه قراره دوتا نون به من برسه یکیشو بدن به شیعیان و مبارزان لبنانی و سوری چه اونا همکیش و همراه ما درمبارزه با زورگوهان و هم اینکه دولت خوب دولتیه که پر و بال داشته باشه فراتر از مرزهای خودش بتونه نفوذ داشته باشه کمک کنه تاثیر گذار باشه.داشتم به این فکر میکردم دوستی با آمریکا به ما اجازه خواهد داد بال و پرمون رو بازتر بکنیم و نفوذمون رو بیشتر و اقتدارمون رو افزونتر.یاعلی

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام! سلام ماراهم به دایی برسون بگو دمت گرم!!! مقام معظم رهبری دربحث عوام وخواص فرمودندهمیشه اینطور نیست فکر کنید خواص اهل حق استاد دانشگاه یاحوزه باشد گاهی ممکن است یک راننده گاهی یک بنا و… ازخواص اهل حق باشدوگاهی ممکن است یک فردی ازتحصیلات بالایی هم برخوردارباشد اما بعلت عدم تشخیص حق ازعوام جامعه محسوب شود . التماس دعا.

  • امیر می‌گه:

    سلام
    خیلی استفاده کردم . خیلی آروم شدم چون خیلی از دیدگاه هاتون رو بنده هم پیش یه سری از دوستان خودی نقل کرده بودم ولی اونا قبول نمیکردن . ما به تحلیل های شما خیلی نیاز داریم . خواهشا به صورت مدام تحلیل هاتون رو نسبت به مسائل روز و ریشه یابی اونها برامون بنویسید.

    “آقای ظریف! این راه را بروید ولی بدانید آخر این خط هم بر اساس وعده ی الهی و هم اثبات عقل و تجربه معلوم است.”

  • رضا صفری می‌گه:

    سلام برهمه دوستان قدیم دانشگاه امام
    یه چیزی رو یادم رفته بود بگم و اون تبریک به خاطر روز باربری بود و اینجا خوب هست از باربری های قدیم یاد کنیم و فکر کنم تو این هشت سال گذشته باربری را فراموش کرده بودیم و الان دوباره داره بار میخوره. به یاد تمام باربرهای قدیم

  • هادی جلقازلو می‌گه:

    درمورد قسمت آخر که حضرت آقا اینگونه اجازه داده اند در آیه154 آل عمران”ثم انزل علیکم…..یقولون هل لنا من الامر من شی قل ان الامر کله لله یخفون فی انفسهم مالایبدون لک یقولون لو کان لنا من الامر من شی ما قتلنا هاهنا….”بعداز شکست مسلمانان در جنگ احد منافقین شروع کردند به حرف زدن که آیا حرف ما ارزشی داره و آیا ما هم در این کار شریکیم؟کنایه از اینکه پیامبر اصلا نظرمارا قبول نکردو به شکست انجامید ونظر ما این بود که اگر کسی در اینجا میماند کشته نمیشد …..
    فدای دیپلماسی قرآنی حضرت آقا که بهشون میدان داد تا فردا مدعی نشن کسی حرف مارا گوش نداد

  • یاسین باکری می‌گه:

    سلام
    نفس بحث در مورد مسائل هسته ای و پذیرش این اصل که حق قابل مذاکره است باعث تحمیل این فشارها شد.
    در خبر ها دیدم که سخنگو افخم آمادگی ایران را برای بحث در مباحث حقوق بشر اعلام کرده است.
    حقوق بشری که کف آن مطالبات سیاسی ساختار شکنان ضد انقلاب و موضوع آن حقوق اقلیت ها (همجنس بازان , بهاییت , …) و توقف حدود الهی مثل اعدام و سنگسار و … خواهد بود.
    امام تنها یک نامه بی بسم الله دارد و آن هم در موضوع نهضت آزادی است که اعدام را غیر انسانی می دانستند.

  • خسین و خسن می‌گه:

    با سلام خدمت حاجی
    اللهم عجل لولیک الفرج
    حاجی شما برای ما شهید زنده هستی این را بدون اغراق و غلو میگویم از من قبول کن از اینکه میتونم مطالبون رو بخونم و با شما در مورد مسائل روز صحبت کنم خیلی خوشحالم
    حاجی راستشو بخواید موقع انتخابات من هیچ حرفی در مقابل اونا که میگفتن شما ها نمیذارید ما با دنیا رابطه داشته باشیم واقعا نداشتم و حتی چرا دروغ بگم ته دلم هم میگفتم شاید اینا راست میگن خلاصه بین دو راهی بودم که قضیه چیه؟ البته اینکه با اقا بودم مشخص بود ولی خوب دلمو چیکار میکردم الان موضوع تقریبا برای من تمام شده، به قول معروف عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد در واقع اونا و رابطشون رو شناختیم حاجی ما جوانان به تحلیل های مثل شما ها خیلی نیاز داریم حداقل خود من به دلیل نداشتن تجربه و دانش در این زمینه ،که اصلا نمیتونم مسائل رو تحلیل کنم نوشته های خیلی های دیگه رو هم خوندم ولی بخاطر سنگین بودن یا تا اخر نخوندم یا اگه خوندم چیز خاصی نفهمیدم ولی واقعا ما به نوشته های مثل شما ها که مطلب را کاملا جویده و اماده به ما میدهید نیاز داریم خدا شما رو برای ما نگه دارد تا با هم ظهور مهدی(ع) را درک کنیم و در رکاب ایشان شهید شویم ان شا الله

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام خسین وخسن جان ! گرچه نشناختم ! اما خوش آمدید انشاالله که مطالب ماهمینطور بشود که مگید بدرد چیزی بخورد. التماس دعا !

  • میرزا می‌گه:

    ای گل گمان مکن به شب جشن می‌روی
    شاید به خاک مرده‌ای ارزانی‌ات کنند

    ممنون استاد استفاده کردم آقای کوشکی هم در همین باب مقاله جالبی نوشتن دوستان میتونن مطالعه بفرمایند

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام ! میرزا اولا” . خوش آمدی ٍثانیا” . هنوز نفهمیدم کدام میرزا؟ ثالثا . استاد باباته! رابعا” آدرس آقای کوشکی راندادی ؟ التماس دعا !

  • زهرائی می‌گه:

    سلام حاجی
    آخه اینجا چیز می نویسی که ظریف نمیاد بخونه که، باید بری روی فیسبوک بنویسی. محض محکمکاری باید یه آیدی بسازی که شائبه “ایرانی خارج از کشور” بودن توش باشه یه عکس جینگولی هم باید برای خودت بذاری، بر نداری عکس جبهه ای شونزده سالگیتو بچسبونی رو فیسبوکتا! ده بیست تا فرند (همون رفیق خودمون) مذکر و مؤنث و باحجاب (منظور از این حجاب خارجیاست نه چادر و چاقچور زنهای خودمون) و بی حجاب هم جور کنی بزنی تنگش تا شاید (گفتم شاید، بعدا نیای بگی چرا نشدا!) شااااااید رفقای جناب ظریف بیاند یه سر به نوشته هات بزنند. اگه بلد بودی مختصر و مفید بنویسی می گفتم برو براش کامنت (همون نظر خودمون) بذار ولی شما ماشاالله کمتر از سه صفحه نوشتن برات افت داره عزیز دل برادر!
    یا علی

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام مهندس جان توصیه های خوب وبامزه ای بود . البته ازماگذشته دیگه! ضمنا” ظریف هم گوشش ازاین چیزا پر است . آقامهدی خانوادگی خوندیم باهم به یاد اون روزا !!! خندیدیم! التماس دعا!

  • سید هاشمی می‌گه:

    سلام حاج آقا
    خیلی مطالب مفیدی بود و بسیار مورد استفاده بنده واقع شد.
    پیشنهادی که دارم: با توجه به آنچه فرمودید راجع به اینکه جریان اصلاحات با برنامه به میدان آمده و قصد دارد با استفاده از تجارب قبلی خود قدمهای بلندتر و حساب شده تری در جهت هدفهای ناکجا آبادی خود بردارد و همچنین بیان حضرت آقا در مورد لزوم بازخوانی فتنه ها و وقایع گذشته و عبرت گیری از آنها پیشنهاد میکنم فضایی برای گفت و گو و تبادل نظر کاربران در سایت ایجاد شود و مثلا در هر هفته یکی از رویدادهای مهم واکاوی و بررسی شود و نقاط قوت و ضعف جریان های مختلف سیاسی در مواجهه با آن کنکاش شود تا بتوانیم با دید بازتری با حوادث پیش رو برخورد کنیم.
    با آرزوی سلامتی و بهبودی شما
    التماس دعا

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام سید جان ! پیشنهادخوب ولازمی است درصددعملی کردن آن هستم . انشاالله این امتحانات سپری بشود حتما بایداینکار رابکنیم چون هدف اصلی این است که از نظرات همه دوستان همه استفاده کنند!پیشنهاد روش وشکل عملی کردن آن راهم بدهید! التماس دعا!

  • حسین می‌گه:

    باسلام
    من نمیفهمم چرا هر وقت رهبری در مقابل یک انحراف سکوت میکنه میگیم میخواد دست دشمن و مخالفین رو بشه حالا اگه سکوت نمیکردن و با خوندن اصل توافقنامه و مشورت با اهلش جواب رد به نامه روحانی می دادن اونوقت می گفتیم چه رهبر حکیم و شجاعی! و تحلیلها کاملا بر گشت که اگر رهبری جلوی این انحراف را نمی گرفت چه خاکی بر سرمان میشد و … راستی فکر میکنید در اگه رهبری با این توافقنامه مخالفت می کردن چی میشد؟ دولت و طرفداران جریان اصلاحات میریختن تو خیابونا!؟ واقعا رهبری تو این مملکت اینقدر نفوذ نداره که صریحا مخالفت خودشون رو با این عهدنامه گلستان اعلام کنه و قائله تموم شه بره! یا داره یا نداره یه طرف رو بگیریم و مبنای تحلیلمون قرار بدیم نه اینکه …!
    آِیا درسته که رهبری در مقابل حوادثی که به حیثیت نظام خدشه میزنه سکوت کنن تا مثلا بعداً آبروی جریان اصلاحات بره! مطمون باشید فردا هم که شکست بخورن میگن به ما چه! ما که از رهبری استعلام کردیم..! اگه مخالف بود اونجا نظرشو میگفت! اونا توپ رو زودتر انداختن تو زمین رهبری! اصلا اونا مگه از آبروهای رفته خودشون تا حالا درس گرفتن که این دومیش باشه؟! بحث ما با اصلاحات همانطور که گفتید بحث تفاوت گفتمانه. وقتی خودشونم میدونن که باید به این کدخدای دنیا امتیاز بدن و ذلت رو بپذیرن از کدوم خواب میخوان بیدار شن!؟ نه خیر آقا جون سر ما و رهبری کلا رفت! البته اگه آقا مطلقا سکوت کرده بودن و جواب نامه روحانی رو نمیدان کار به اینجا نمیرسید خود مجلس جلو دولت وامیساد حتی اگه مجلسم با اونا بود سپاه وامیساد و نهایتا خودمون میریختیم بیرون…
    حقیقت اینه که حضرت آقا بسیار هم شجاع و حکیم هستن ولی متاسفانه ایشان قائل به «ولایت» فقیه نیستن و در عمل فقط «نظارت» می کنند…
    حتما از طرف امام زمان ع حجت شرعی برای کارشون داردن اما اگه من بودم و اون توصیه خاص امام زمان ع هم نبود همینجا جلوی این انحراف ننگین تاریخی رو می گرفتم تا حداقل یاران و طرفدارنم – که قاطبه ملت مومن هستند- از سردر گمی بیرون بیان و مبانی نظام سیاسی اسلام به کلاف سر در گم تبدیل نشود مردم از رو مبنا طرفداری کنن و از روی مبنا هم پاسخ بخواهند .. اعرف الحق تعرف اهله حاکم شود این هم نظر حقیره شایدم نونم حلال نبوده که به فکرم رسیده میشه از ولی فقیه هم ایراد گرفت! دوست دارم بذارید رو سایت شاید دوستان همسنگرم بتونن از خواب غفلت بیدارم کنن

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      ممکنه وهستن کسانی هم که اینطور فکر میکنند!!!

      • حسین می‌گه:

        سلام به دوستان
        حاجی جان میشه من شبهات خودم در عرصه نظام سیاسی رو مطرح کنم دوستان فکر کنن و جواب بدن؟
        من به نظریه ولایت فقه با قرائت امام و مصباح و … اعتقاد 100%دارم ولی هیچکدوم از این بزرگوارا هم نگفتن که ولی فقیه معصوم است و انتقاد و نصیحت کردن او حرام است! بله تضعیف کردن حرامه ولی آیا تقدیس کردنم واجبه؟ البته تبین و دفاع از نظرات رهبری هم تکلیفی ا ست بر عهده دوستان ولایت، اما آیا خواص اهل اندیشه، حق ندارن با نقد دوستانه از رهبرشون حمایت کنن؟! البته اینم قبول دارم که نقد رو به سطح عوام و مطبوعات نباید کشوند ولی اصل تعطیل کردن فکر و چرخیدن فکر بر مدار رفتار رهبری غیر معصوم برای خواص خطرناکه و قطعا آقا هم اینو نمیخوان چون جدشون امیر المومنین ع هم – با وجود عصمت -اینو نمیخواستن( خطبه 216 ص445 نهج البلاغه دشتی: گاهى مردم، ستودن افرادى را براى كار و تلاش روا مى‏دانند. اما من از شما مى‏خواهم كه مرا با سخنان زيباى خود مستاييد، تا از عهده وظايفى كه نسبت به خدا و شما دارم بر آيم، و حقوقى كه مانده است بپردازم، و واجباتى كه بر عهده من است و بايد انجام گيرد اداء كنم، پس با من چنانكه با پادشاهان سركش سخن مى‏گويند، حرف نزنيد، و چنانكه از آدم‏هاى خشمگين كناره مى‏گيرند دورى نجوييد، و با ظاهر سازى با من رفتار نكنيد و گمان مبريد اگر حقّى به من پيشنهاد دهيد بر من گران آيد، يا در پى بزرگ نشان دادن خويشم، زيرا كسى كه شنيدن حق، يا عرضه شدن عدالت بر او مشكل باشد، عمل كردن به آن، براى او دشوارتر خواهد بود پس، از گفتن حق، يا مشورت در عدالت خوددارى نكنيد، زيرا خود را برتر از آن كه اشتباه كنم و از آن ايمن باشم نمى‏دانم، مگر آن كه خداوند مرا حفظ فرمايد..).
        ولی امان از دست اطرفیان و دوستان نادانی که سالهاست به خیال غلط تثبیت جایگاه رهبری و تقویت نفوذ کلام ایشان، چابلوسی در خفا و علن را به سطح نخبگان و خبرگان خودی نیز کشانده اند! ادامه دارد..

        • دانشجوی مشروطی می‌گه:

          حسین آقا بخشی از فرمایشاتت راقبول دارم اما برخیش اینطور نیست .شما از برخی مقدمات نتایجی میگیریدکه محصول آن مقدمات نیست !مثلا”اینکه بگیم مگر رهبری معصوم است ؟ هم درست است وهم غلط . بله ولایت هم ممکن است خطا که چه عرض کنم حتی فاسق بشود اما وقتی خطا کرد یا فاسق شد دیگر ولایت ندارد.یعنی ولایت باخطا واشتباه جمع نمیشود اگر خطا آمد ولایت میرود اما مرجع تشخیص این گناه وخطاکیست مثلا” میشود سر چهاراه بگیم بنظرم اینجا پلیس دارد اشتباه میکنه اگر ایجور بشود سنگ روسنگ بند نمیشه پلیس هم اگر اشتبا بکند راه برخورد منطقی این نیست که سرچهاراه بگیم بنظرم پلیس اشتباه میکنه ومن تبعیت نمی کنم انتقاد از ولایت فقیه هم دریک فرآیند منطقی کاملا” میتواند موجه باشد اما به شرطی که درچهارچوب منطق باشد مثلا”مجموعه ای از خبرگان دین دارند برعملکرد رهبری نظارت میکنند اگر واقعا” کسی حرف حساب منطقی دارد مراجعه بکند در جایگا خودش بررسی میشود اما اگر مادر جامعه برای هر امری قایل به تخصص وجایگاهکارشتاسی بشویم اما برای اموری مثل ولایت وحکومت ودین بااین اهمیت قایل به کارشناس و… نباشیم مثلا”اگرکسی به ما بگوید من شما را پزشک نمیدانم فشارمان میرود 20 شماکی هستی اصلا”نظربدهیدو…دانشگاه علوم پزشکی باید نظر بده نظام پزشکی باید نظر بده و…اما چطور در امر مهمی مثل حکومت که باجان ومال وناموس و…مردم سروکار داردهرکسی هرطور دلش خواست اظهار نظر بکند؟!نه اگر منطقی هست بسم الله!یاعلی.

    • خسین و خسن می‌گه:

      سلام
      با کسب اجازه از حاج آقا مختصری در پاسخ به حسین:

      ما خودمون باعث شدیم که رهبری این تصمیم رو بگیره منظورم انتخابات گذشته است آقا چه قدر در آن زمان به اصولگرایان گوشزد کردند مراقب باشید و بزرگان ما ، مذهبی های ما و همه و همه در خواب بودیم اون موقع متوجه نشیدیم ،الان هم رهبری صلاح را در این کار میبیند باز هم انگار کسانی هستند که نمیفهمند اصلا معنا و مفهوم ولایت پذیری مگر نه این است که در جایی که نظر ما بر خلاف نظر ولایت فقیه هست نظر خودمان را کنار بگذاریم و نظر ولایت را بپذیریم؟! وسلام

  • رضا صفری می‌گه:

    با سلام

    من فکر کنم این مطلب یه مقدار بی انصافی در حق ولایت فقیه هست و آن هم اینکه ما کم کاری و ندانم کاری های خودمون رو به حساب ولی فقیه می گذاریم و می گیم ولی فقیه چرا جلوی انحراف را نگرفت که اگر این کار را می کرد ما تمام قد حمایت می کردیم چرا که اگر به قضیه ولی فقیه اینطوری نگاه کنیم باید بگیم چرا از اول خدا انسان را آفرید که همانطور که فرشته ها در سوره بقره به خدا اعتراض می کنند و می گویند می خواهی انسانی خلق کنی که در زمین فساد کند و خون بریزد ولی خدا می دانست بنده ای که خلق می کند می تواند به مقام خلیفه الهی برسد پس هر کس در این دنیا و جامعه وظیفه ای دارد که اگر به وظیفه و تکلیفش عمل نکند حسین(ع)ها به مسلخ خواهند رفت و که این مطلب یک داستانی را به یادم انداخت که روزی یک نفر که خیلی ادعای عشق امام حسین(ع) را داشت و آرزوش این بود که روز عاشورا هنگام نماز جلوی امام می ایستاد و تیرها به او می خورد، شب خوابید در خواب دید که روز عاشورا شده و این فرد جلوی امام ایستاده، اولین تیر که به سمت او آمد جاخالی داد، دومی و سومی نیز همینطور و با خود می گفت تیر بعدی بیاد من جلوشو می گیرم که در این حال ندا آمد که فلانی برگرد عقب را نگاه کن و دید همه تیرها به امام خورده و یه دفعه از خواب بیدار شد، قضیه الان ما هم همین است که کوتاهی و کم کاری های خودمونو میگیم باید ولی فقیه جلوی انحراف را بگیره پس وظیفه ما چیست و ما چکار باید بکنیم. ما کنار باید بشینیم و بگیم لنگش کن.
    ما ها وقتی وارد عرصه نمی شویم و یا در صحنه عمل بجای همدلی و وحدت به جان همدیگر می افتیم الان هم باید این بلا سر ما بیاید که آقا یکه و تنها در مقابل اینها ایستاده و ما فقط نظاره گر هستیم , و همه اینها به این مطلب برمی گرده که اسلام ما عمقی نیست و از جان و دل نمی خواهیم برای اسلام مایه بزاریم.

    • حسین می‌گه:

      بخشید من در قبال این قرارداد ننگین نمیدونم وظیم چیه!؟
      باید بشینم یه سایت درست کنم بگم که دولت و اتباع هاشمی خیانت کردن آی هوار مردم بیدار شید!! ما که بین طلاب حوزه قم هم هر چی داد زدیم گفتن شما کاسه داغ تر آش شدی رهبری راضی شده شما چی میگی..؟!گیرم که -به خیال خام- مردم هم فهمیدن اصلا گیرم من الان 10هزار تا مرید دارم جان بر کف؛ بگم بریزید بیرون تظاهرات کنید اصلاح طلبان رو از عرصه قدرت بیارید پایین!؟ اونوقت شماها نمیگید نکنه آقا راضی نباشن! نکنه تضعیف نظام باشه!نکنه دشمن بخنده بگه اینا با هم وحدت ندارن! پس وظیفه من چیه!؟
      شما نشستید میگید آقا به این قرارداد راضی نبوده و تو فشارش گذاشتنش و.. چون ما به وظیفمون عمل نکردیم! حالا چون انتخابات رو دادیم باید همه چیزمونم بدیم تا دولت بعدی اگه از حامیان رهبری اومد بالا اون وقت رهبری زبان باز کنند و بگند از تاسیسات هسته ای رفع پلمپ شود!؟ کما اینکه در ابتدای دولت نهم این کار صورت گرفت..گیرم دولتهای بعدی هم دست ما نیافتاد..! این همون نظام سیاسی معیوبه که رهبری هم به من و شما گفتن که اصلاحش کنیم یعنی نظامی درست بشه که بر محور ولایت بچرخه نه اینکه رهبری مجبور بشه نظرشو بر اساس نتایج انتخابات بچرخونه و ولایتمداری ما هم به معنای تببلیغاچی بودن در سیستم کثیف انتخابات و دموکراسی باشه!! تو این سیستم ولایت فقیه یعنی همین سردرگمی و درجا زدن و خون دل بیهوده خوردن و بودجه مملکت را به تاراج دادن..

      • زهرائی می‌گه:

        شما خون خودتو کثیف نکن برادر! فقط حواستون باشه تو انتخابات بعدی برید بچسبید به امثال دکتر ولایتی و سردار قالیباف و حاج آقا نمی دونم چی چی! ضمنا حواستون هم باشه هر وقت آقا راضی شد دیگه دستهاتونو بمالید بهم و بگید آخیش این هم حل شد! مثل اون روز که عهدنامه با معاویه امضا شد و شیعیان یه نفس راحت کشیدند که “آخیش! امام رضایت داد”

        • حسین می‌گه:

          من که خودمو برای جلیلی کشتم و از خیلی چیزام زدم اگه خدا قبول کنه
          اما موندم تو ولایتمداری شماها!! مثل اینکه شما فقط ایام انتخابات بلدیدید نقشتون رو ایفا کنید بقیه ایام هم می شینید غصه می خورید که چرا مردم خر شدن و یا شاد میشید که به به پوزه دشمنو به خاک مالیدید و دل امام زمان رو به دست آوردید!؟
          رهبرمون می گه این مملکت بعد 30 سال هنوز نقشه مهندسی فرهنگی نداره هنوز علوم دینی و بومی نشدن و هنوز نظام ها و ساختارها اسلامی نشده هنوز سبک زندگی و الگوی اسلامی ایرانی طراحی نشده شما منتظرید یه احمدی نژاد از تو صندوق در بیاد یه تنه همه این کارارو بکنه!!!؟
          شما هنوز ادبیات دوست و دشمن رو هم نمیشناسید برادر! آقا دلش از این خونه! شما چی بلدی؟
          رهبری داره فریاد میزنه من موندم توش نخبه های جوان بیاید کمک کنید و الا اگر همه اینا رو خودشون بلدن خب عقلاً باید به دستگاه های مربوطه ابلاغ کنن دلیلی نداره بیان فقط طرح موضوع کنن و دانش خودشون رو دریغ کنن!
          اما شما می گید نه ما باید ببینیم آقا چی می کنه همون درسته! آقا این چیزایی رو هم که فرمودند(مطالبات بالا)در واقع می خواستن ما رو امتحان کنن ببینم ما هم بلدیم یا نه و الا مملکت امام زمان چه عیبی داره همه چی سرجاشه..!!
          نه آقا جان آقا م شما جداً درخواست کمک و حمایت فکری دارن حالا یکی هم پیدا میشه که فکر جدیدی میخواد بده امثال شما تو این مملکت میگن یعنی تا حالا همه اشتباه کردن شما می فهمی!!؟ یعنی امام و بهشتی و رهبری و منو اون نفهمیدیم تو فهمیدی!! اینه که در جا می زنیم عزیز دل برادر!!!

          • دانشجوی مشروطی می‌گه:

            درموردمردم نباید اینطور حرف زد مردم خیلی ازماهم عاقل ترن وهم مودب تر !!! ودر انتخابات هم مردم کمترین اشتباه رودارند خواص ما اشتباه کردن که مردم را گیج کردن.

          • زهرائی می‌گه:

            اتفاقا ما همون ایام انتخابات هم بلد نیستیم چیزی ایفا کنیم، همه ش مال شما که همه چی بلدید!

  • سرباز می‌گه:

    بنام‌خدا
    سلام بر تمام یادگاری‌ها!
    با خوندن مطالب و دیدن اسم و نکات هم‌سنگرای قدیمی، حال ناخوشم خیلی خوش شد شکرخدا؛
    بعد از انتخابات و هر اتفاق شبیه مذاکرات که تو این مدت افتاده و خنده تلخ بر اوضاع رو به لبام نشوده، نکته‌ای مکرر تو ذهنم مرور شده و اگه تو جمعی بودیم، واگو کردم؛ الانم با خوندن این مطلب حاجی، که چه حق‌های بزرگی بر گردن ما دارن، دوباره اون مطلب به یادم اومد، بخصوص اون قسمت از مطلب که آقا چرا دارن حمایت می‌کنن؛ بعد انتخابات که همه دلگیر بودیم و همه پیام‌ها و پیامک‌ها به طنز یا جد، اظهار ناراحتی و نگرانی از آینده بود، یکی از دوستان همسرم پیامکی قرستادن که برای من خیلی قابل تامل به نظر اومد؛ اشاره کرده بودن به قصه حضرت موسی و خضر علیهماالسلام در قرآن که همه کارهای حضرت خضر از روی حکمتی بود، و اونجای قصه به وضعیت امروز ما شبیه‌تره که حضرت خضر در قایق اون افراد مستمند سوراخ کوچکی ایجاد کرد تا پادشاه کل قایق را به غارت نبرد! و امروز تمام این اتفاقات از خود انتخابات تا مذاکرات و… شاید حکمت خداییه که منافقان و مخالفان و جاهلان داخل، و دوستان نادان و دشمنان خارج، به بهانه ناکارآمد بودن دولتِ واقعا اسلامی و مدارا نکردن اون با دنیا، یکصدا به جنگ آشکار نظام نروند و بهانه‌ها از دست مغرضان بیرونی و امیدواران به دوستی خاله خرسه در داخل گرفته شود؛ بماند که دولت قبلی نیز اسم اسلام را به یدک کشید تا عمل به آن را سرلوحه خود قرار دهد، اما باز صد شکر به آن! و به قول ما ترک‌ها: او پیسه قوربان اولوم کی یئرینه یاخچی گله! قوربون اون بدی برم که قراره بجاش خوب بیاد!
    حاج‌آقا جسارتا یه نکته‌ای هم میخواستم خدمت حضرتعالی عرض بکنم، اینکه بعضی از دوستان رو آدم میبینه که با چه شور و ذوقی وارد فضای مجازی و نوشتن میشن، اما بعد یه مدت زود خسته میشن و دیگه چندماه یکبار هم بروز نمیکنند! امیدوارم شما بزرگوار که همیشه الگوی ماها بودید اینجور نشید، هرچند میدونم وقت و حوصله لازم داره و دعا میکنم خدا به وقتتون برکت و به وجودتون سلامتی و انگیزه مضاعف ببخشه.
    با سلام مخصوص خدمت خانم زارع که بخصوص برا ما خانما، معلم زندگی و صبر هستن.

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام علیکم خانم سرباز ! خیلی خوش آمدی ! سلام ماروهم خدمت آقای دکتر برسونید حتما” دکتر سخت مشغولند!!! حاج خانم وبچه ها هم سلام میرسونند! واما درخصوص مطلب پایانی انشاالله برای اینکه مشمول آن روند معمول که گفتید نشیم هم دعاکنید وهم یاری بفرمایید! برای من توفیق اجباری شد که به این سنگر جدید بیام همین کسالت وخاته تشینی باعث شد ولی بحمدالله خیلی خوب شده اگر هیچ خیری نداشته همینکه بچه هاراجمع کرد خیلی مایه امیدواری است من به شماها خیلی امیدوارم کمک کنید آنطور نشه «التماس »

  • قربان می‌گه:

    سلام از نظراتتون استفاده کردم اما یک چیزی بگم کسانی که چندین دهه به فکر سقوط اسلام در ایران هستن به این سادگی باایران دست دوستی میدن به نظر من ظریف داره اشتباه میکنه (همسف سال عاشورای نودکربلای معلا

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام همسفر عزیز! گرچه هنوز بجا نیاوردم اما خیلی خوش آمدیدانشاالله دوباره باشما قسمت بشه کربلا! التماس دعا!

  • spv می‌گه:

    سلام…
    ببخشید جناب دانشجوی مشروطی شما فقط در عرصه سیاست دست به قلم می برید؟

  • حسین می‌گه:

    ما در این دنیای وا نفسا یک وظیفه مهمتر از نماز داریم و آنهم اطاعت از ولایت و جهاد در رکاب او با جبهه طاغوت تا ریشه کنی کفر و نفاق و رفع فتنه از عالم
    ولی نمیدانیم چگونه باید ولایتمداری کرد؟! از طرفی رهبری می گوید من حرف پنهانی ندارم و اگر جایی لازم باشد که اقدام کنم هم از کسی هراسی ندارم و سخن خود را صریحا به مردم میگویم.. و همچنین ایشان در جایی می فرمایند که وظیفه رهبری دفاع از اهداف و نظام و جلوگیری از انحرافات کلی است و در جزئیات نه می توانند دخالت کننو نه حق دخالت دارند.. از طرف دیگر ما یقین می کنیم که واقعا نظر رهبری در برخی مسائل کلان که به حیثیت نظام بر می گردد توسط دولتمردان رعایت نمی شود و رهبری هم به خاطر مصالح و محذوریتهایی سکوت کرده اند!! واقعا ما که 20 ساله تو سیاستیم میمونیم چی کار باید کرد چه رسد به عوام الناس که چشمشونو به دهان آقا دوختنو و حاضرن جونشونم بدن ولی وقت و حوصله روزنامه خوندن و تحلیل شنیدنو ندارن چون اصلا ظرفیت فهم بسیاری از مسائل رو ندارن..
    آیا فهم نظر ولایت اینقدر سخته که فقط آدمای مخلص و شهادت طلب و عالم و بصیر حلال خور میفهمن!؟ پس اگه اینطوره که تکلیف بما لا یطاق میشه! ولی سیره معصومین ع ایجوری نبوده؛ اونا خیلی واضح خواسته هاشونو از مردم و شیعیان می خواستن تاکید ائمه به بصیرت هم برای دشمن شناسی بوده نه اینکه اهل بیت ع بخوان حرفشونرو پنهان کنن و از پیروانشون تبعیت از خواسته قلبیشون رو بخوان! این با فلسفه وجودی امام که اتمام حجته منافات داره!
    تازه اگر پیروی از خواسته قلب رهبری بخواد ملاک باشه اونوقت هر کسی هر کاری دلش خواست می کنه و به نظر رهبری نسبت می ده و هیچ معیاری هم برای رد و اثباتش نمیمونه! پس به نظر میاد چاره ای نیست جز اینکه نظر رهبری را -مثل خود امام معصوم – از قول و فعل و تقریرش جستجو کنیم نه قلبش…

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام! این صغراوکبراهاونتیجه هم نظر شماست هیچ ربطی نتنها به این موضوع ندارد بلکه جملات به همدیگرهم ربطی ندارند!!!؟؟؟ نظرت راباید روشن ومنطقی بنویسی عزیز برادر!

  • hojjat می‌گه:

    سلام حاجی
    نمی دونم بخدا چرا این قدر گیر کردیم تو اصول . اینگار خوابمون برده . توی سوریه شیعه کشی را افتاده دختر سه ساله را میکشند اونوقت مسئولین ما این میاد اونو میکوبه اون یکی میاد قبلی را خراب میکنه . دشمنان این نظام که بدون هزینه با تفرقه اندازی بین شیعه و سنی سناریوی دقیقی را راه انداختن و ….
    همه جا اینجوری گیر کردیم من تو محل کارم که یک شرکت تولیدی استراتژیک برای این مملکتیه هم گیر همین بازی های مخربانه سیاسی و نابخردانه شدیم .
    تاریخ نشان داده حکومت شیعه رو فقط با تفرقه تونستن حذف کنن. برنامه کفر اینقدر دقیق و کشور در آفت های تفرقه ،رفا زدگی ،تهاجم فرهنگی و .. داره دست و پا میزنه . خطر بیخ گوش کشور و غفلت زدگی و بی تدبیری هیهات .
    حاجی بخدا در سردگمی افکارم حیرانم. تکلیف کجاست فتنه های مختلف که فقط به الطاف خداوند و به واسطه امام زمان (عج) از سرمان داره میگذره . خدا کمک کنه یه انسجام عقلانی در بین مسئولین کشور بوجود بیاد . فعلا که نژادگرایی و باند و دسته ورسته سیاسی فتنه زمانمان شده . مردم با این صبر و حوصله تحمل دارن میکنن تمام ناملایمات تحریم را اما شکاف اجتمایی و اقتصادی هر روز تشدید پیدا میکنه .

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام آقامهندس ! خدا اگر در نیتها کم رنگ شد همه اینها که میگید میاد. اگر نقش خدا وبرای خدانادیده گرفته شد حزب ما وگروه ماوتبار ما و… جایش رامیگیره امام وشهدا تمام نتایجی را که گرفتند مال اخلاص بود چون کار برای خدابود این حرف وحدیثهاهیچ نمودی نداشت همه چیز جلوه خدا بودو…

  • hojjat می‌گه:

    سلام دوباره . مهندسم حاجی
    کلمات قاصر از گفتن تمام اندرونیات شده . اما تشکر از گفته سنجیده تان
    غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد
    از او دور شدن زار شدن هم دارد
    هر که از چشم بیافتاد محلش ندهند
    عبد آلوده شدن خار شدن هم دارد
    عیب از ماست که هر صبح نمی بینیمش
    چشم بیمار شده تار شدن هم دارد
    آنقدر حرف در این سینه ما جمع شده
    این همه عقده تلمبار شدن هم دارد
    دلی که نشد خانه یاس نرگس
    خراب است و ویران بهایی ندارد

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام آقا حجت ! انشاالله شما جونها ماروببینید که چطور فرصتهااز دستمان رفته و… وقدر این وقتاتونو بدونید ، قدر جوانیتون قدرعمرتون که برای چه وبرای کی صرف بشود و…؟؟؟ قدر دانی هم فقط شکر لسانی نیست قدر دانی یعنی درست استفاده کردن !!! ما را نگاه کنید وعبرت بگیریدودرست از فرصتهاتون استفاده کنید. شماها وقت داریدسعی کنید ذره ذره وجودتان برای خدابگذرد درغیر این صورت همه چیز باطل وفریب است.فقط یادخدامیماندوبس البته ممکن است درذهن شما این سوال باشد اگه لالایی بلدی چرا…؟؟؟ بایدعرض کنم بلدیم ولی حالاکه خیلی فرصتها را از دست داده ایم . شما ها از دست ندید . ماراهم دعا کنید اون مطلب مراقب باشید مثل ما ماست دولمه نشید راهم بخوانید.

  • نمیشناسید می‌گه:

    سلام
    ممنون
    استفاده کردیم
    اجرکم عندا…

  • نيما می‌گه:

    سلام دستتون درد نكنه ممنون التماس دعا يا علي

  • ابوالفضل مولایی می‌گه:

    بسیار عالی . خسته نباشید

ارسال دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.