بهزاد زارع

                                                                                     هو الشاهد؛

سال 62 وقتی در سن 14 سالگی با شور و اشتیاق و دنیایی آمال و آرزو به سمت بهشت اعزام شدیم، که از همان ابتدا در اعزام نیروی همدان با مشکلاتی از قبیل سن و سال و … مواجه بودیم، بگذریم. آن حال و هوا قابل توصیف نیست!!! چقدر موج‌های شوق‌آفرین و قشنگ در دل‌مان نقش بسته بود، ما کجا می‌رویم!؟ ما از زمین و زمینیان کنده می‌شیم ما می‌ریم آدم می‌شیم!!! ما به خدا می‌رسیم!!! ما به حقیقت می‌رسیم برای ما بزودی حقایق عالم نمایان می‌شود!!! خیلی زود ما از منیّت خارج می‌شویم ما … البته خیلی‌ها در دلشان همین‌ها موج می‌زد و رسیدند حقیقتاً!!! اما به راستی چرا خیلی‌ها مثل حقیر مفلوک و رو سیاه جا ماندند و نرسیدند …!!!؟ البته بعضی‌ها به طور نسبی به چیزهایی و جاهایی رسیدند اما بعضی‌ها … من با همرزما وپیشکسوتا وبزرگترا و … کاری ندارم، اما بعضی‌ها خیلی زود روز اول بعد از فاصله کمی از بهشت یخ‌هاشون آب شد. گلی بجمالشون، حداقل آیکیوشون بالا بود و این خسران بزرگ را فهمیدند، لااقل فرصت‌های بعدی را برای جبران غنیمت شمردند، آن روز متوجه شدند که به چیزی باید می‌رسیدند و نرسیدند؛ اما این رو سیاه حقیر تازه دارم متوجه می‌شم که کی بودم؟ کجا می‌خواستم بروم؟ و چی شد …؟ یخ‌های من خیلی سخت و بلورین بود، خاک بر سر من!!! امشب که 10 الی 12 روز است که در بیمارستان بستری شده‌ام و دردهای جسمی‌ام، آلام و خلأهای روحی‌ام را تکان داده و کمی از یخ وجودم ذوب شده تازه دارم می‌فهمم وای بر من! وای بر من! وای بر من! خاک تو سر تو چی می‌خواستی بشوی چه می‌خواستی بگی!؟ تو قرار بود فقط از قِبّلِ خاطرات رفقا یه دکان بزنی و خاطره بگی و … منم بودم و … ای وای! اگر منصور صفری جلوی مرا بگیرد؟ وای بر من! منصور صفری روضه نمی‌خواست فقط نام ارباب بی‌کفن را می‌بردی سیل اشکش جاری می‌شد فقط با نام امام حسین(ع) با همه وجودش اشک می‌ریخت!!! ای وای اگر سیروس تکرلی که جسدش نیامد و می‌گن مادر تنهایش آنقدر اشک ریخت و چشم انتظار شد اواخر مثل یعقوب(ع) نابینا شد، ولی یوسفش نیامد و … دق کرد و رفت؛ جلوی مرا بگیرد چه جوابی دارم؟ ای وای اگر اصغر سلطانی با آن اندام لاغر و مؤدب و باوقارش فقط نگاهی بیاندازد وای بر من!!! ای وای! اگر سید جلال دزفولیان که در عملیات کربلای پنج درلحظه شهادت پودر شد و فقط خون مطهرش مثل باران درهوا پاشید ؛ باچند تن از دوستان پس از تلاش فراوان حتی نتوانستیم یک بند انگشت ازقد رعنایش را برای پدر و مادرش پیدا کنیم !!! جلو مرا بگیرد چه کارنامه قابل قبولی برای ارا ئه دارم !!! ای وای اگر با جهانگیر گمارودی که نامزدش را گذاشته بود وازمجلس حنابندان  با دستان حنایی آمده بود. روبرو شوم!!! وای اگر اکبر ترک که درست کردن نمازم مرهون اوست او لذت نماز و دعا و ارتباط  با خدا را به من وخیلی ها چشاند (البته هنوزهم معلوم نیست نمازمیخوانم یا نه فقط دولا راست میشوم ! )و موقع شهادت در حالی که دو پایش قطع شده بود برای اینکه دشمن صدایش را نشنود دستهایش را دردهان فروبرد (طوری که بعدا” با مشاهده پیکر مطهرش معلوم شد ) دندانها یش تا استخوان هایش فرورفته بود !!! اگر فقط مرا نگاه کند چیزی از من باقی می ماند ؟ ای وای براین خسران !!! خاک عالم بر سر من و امثال من… خدایا آمده بودیم با چه کسانی و امروز کجای کاریم ؟ فقط باید تکرار کنم خاک عالم بر سرم ! خدایا ما مس  بودیم و بارها درجوار چه  طلاها یی قرارگرفتیم تا طلا شویم اما …  خدایا چرا و چرا اینهمه خاسرشدیم ؟! مرگ بر این غفلت ! مرگ بر این فریاد بیهوده ! عرض کردم بعضی از جا ماندگان فهمیدند هوششان بالا بود اما کودن ترین من بودم ! که امروز باید در کمال ضیق وقت به خود آیم تازه معلوم نیست حقیقتا” به خود آمده باشم!!! اکبر ترک تکیه کلامی داشت ؛ هروقت خبر شهادت یکی از رفقا میرسید اولین عکس العملش این بود میگفت ” وای بر ما ” من آنوقت با اینکه سنم از اکبر بیشتر بود نمی فهمید م ؛ یعنی چه وای بر ما؟! یه بار سوال کردم راستی اکبر معنای این ” وای برما چیه؟ ” اکبردرجواب گفت هر شهیدی که به خاک می افتد باریست بردوش ما که میمانیم !!! وقتی بار داره سنگین میشه چه باید گفت؟ خدایا اگر اکبرسوال کنه ؛ اگر ندارد، او امروز مدام سوال میکند ” رفیق نارفیق ! تو با معنا و مفهوم این ذکرکه به تویاد دادم چه کردی …؟ همین ذکر برای مصون ماندنت ازغفلت کافی نبود؟ سبحان الله ! خدایا به این بچه ها چه عرفانی داده بودی که آنروز همه چیز را میدیدند ومی فهمیدند؟  امشب خیلی دلم برای رفقای مرد یا نمیدانم بگم نامردم گرفته ! رفقا بخدا شفای جسمی  نمیخواهم من تنها چیزی که برایم  باقی مانده دلم به … و همین چند سرفه شبانه خوش است.  اما یه کاری برای دلم بکنید!!! یه کاری برای جبران غفلت هایم !!! رفقا دنیای عجیبی شده به هر طرف رو میکنم دنیا و مافیها چه کنیم !؟البته خودم و خودمان میدانیم از کجا خوردیم ! گاهی که فکر میکنم اینقدر هم کودن نیستیم آنوقتا که شما ها در هر امری سبقت  گرفتید و ما خود را … فرض کردیم و… از همان جا شروع شد ما میخواستیم بمانیم و بیشتر بفهمیم اما نمی دانستیم چی را باید بفهمیم آیا بالاتر از عرفان شما هم عرفانی بود و هست ! که خمینی (ره) گفت : رهبر من آ ن طفل 13 ساله است .خمینی(ره) کسی است که بقول مقام معظم رهبری ” محضر شاه آبادی ها را درک کرده است ” امام (ره) که ذره ای اهل اغراق وغلو نبود  میگوید ” به من نگویید رهبر؛ رهبر ما آ ن طفل 13 ساله است (شهید فهمیده )!!! آهای رفقا یی که امروز این سوز پشیمانی را میشنوید؛ امثال حقیر را ملامت نکنید !!! ما دیدیم وچشیدیم اما نرسیدیم !!! ما این عرفان وعرفایش را رها کردیم و خواستیم فوق این عرفان را دنبال کنیم !!! آیت الله شهید دکتر بهشتی (ره ) فردای حماسه “بازی دراز” رفت بالای “بازی دراز” و گفت :” به عرفا بگویید دنبال خانقاه وعرفان نگردید خانقاه وعرفان بازی دراز است ” (میگن دراینحال دستاشو به طرف شهید غلامعلی پیچک و یارانش دراز کرد و گفت : “عارف به معنای واقعی کلمه همینا هستند ” ) براستی رفقای امروزی ! میتوانید تصورکنید آدم تشنه بره سر چشمه تشنه و دست خالی  برگرده ؟  ای وای بر این ضیق وقت!!! ای وای بر این دل تنگی بیهوده !!!  ای وای بر این فریاد بی ثمر!!!  ای وای بر این نجوای درد ناک دیرهنگام !!! ای  وای ! ای وای ! براین گریه های خشک و بی … !!! (شب جمعه 15آذر92بیمارستان آیت الله گلپایگانی قم ساعت 1و47دقیقه بامداد)
رفقای خوب امروزی که این متن را میخوانید!!! بگذریم ! حرف زیاد است به قول  امیر المومنین (ع) : ” شقشقیه ای بود آمد و رفت ” یاران خوب رفقای نسل جدید ! که ارادتمند تک تک تون هستم ومایه امید ما هستید خواهش میکنم با این متن (اعترافات تلخ حقیر) با تعارف و شعارزدگی برخورد نکنید مقصودی داشتم از اینکه این شرح رسوایی درون را درمعرض شما قراردادم !!! دکلمه ننوشتم ! فیلم هم بلد نیستم بازی کنم !!! به خداقسم همه اش هم  برای ریا و… نبوده یه کمیش برای عبرت شماهاست ! تو را به خد ا ازسرنوشت ما عبرت بگیرید! البته من تأکید میکنم به بقیه رفقای جامانده از آن قافله الهی  توهین و جسارت نمیکنم و کاری ندارم چه پاسخی وچه  توجیهی برای خود دارند؛ اما حال خراب خودم را دارم لُری توصیف میکنم اونم نه برای لوس بازی  بلکه فقط وفقط برای عبرت گرفتن شما !!! دوستان عزیز! همه حرفم این است که ” جا نمانید ” !!! امروز نه تنها کمتر ازدیروز نیست بلکه به تعبیرحضرت امام خامنه ای (حفظه الله )  “خیلی مهم تر از دیروز است ” فکر کردن به دیروز فقط ارزش عبرت آموزی دارد برای درک درست امروز!!! و الّا مابقی قصه است هرچند قشنگ هم باشد ؛ ماحواسمان را جمع نکردیم ! گذ شت ! بخدا قسم قصه شهادت و به مقصد رسیدن شانس واین حرفا نبود ؛ شهادت منطق دقیقی داشت و دارد ؛ انشاالله اگرتوفیقی بود جداگانه و مفصل البته درحد فهم ناقص خودم به معنا و منطق شهادت خواهم پرداخت !!!بگذ ریم  آقا ما کم گذاشتیم که گرفتار شدیم !!! همه حرف دلم این است “رفقا کم نگذارید ” البته همانطورکه درخاطرات (شرح خالی بندی هامون)بعضا” هم براتون نقل کرده ام . چیز دویی زیاد کردیم ! اما چقدرش برای خدا بود!!! برادرم !خواهرم!دخترم ! پسرم! ما کم هم ندویدیم “فرق ما با شهداء در این بود و هست که ما برای خدا کم گذاشتیم ” عزیز برادر! این آتش درون مال این است!!! آقا ” اخلاص ” اخلاص گرانیگاه همه تفاتهاست ! خلاء اصلی امروز برای خداشدن است ! درهمین انتخابات  اخیراگر کمی واقع بینانه بنگریم ریز درشتمان چه کردیم ؟ وچه امتحانی پس دادیم؟ بگذریم .اگرعمری باقی بود درخصوص اخلاص طلبتون بماند. البته نه از این باب که این روسیاه ناخالص بخواهم اخلاص را توضیح دهم بلکه ازاین منظرکه ما مخلصا را دیدیم واعجاز و اثر کار برای خدا را چشید یم  والسلام (جمعه 22آذر92 منزل- قم المقدسه)   :
پ.ن :
با شهید منصور صفری قبل از عملیات کربلای 5 رفتیم عکس گرفتیم که مثلا …

بهزاد زارع

بهزاد زارع

۱۰۷ دیدگاه برای “فقط محرما بخونن!”

  • م.ش می‌گه:

    سلام
    بنده یکی از دانشجویان دانشگاه امام هستم باور کنید از وقتی که فهمیدم در بیمارستان هستید خیلی افسوس خوردم و باور کنید هر لحظه برای سلامتی شما دعا می کنم چون ما تازه اول راه هستیم و به امثال شماها خیلی احتیاج داریم تا ما را از خواب بیدار کنند ان شاءالله هر چه سریعتر حالتان خوب شود و دوباره در جلسات شما شرکت کنیم.
    به امید دیدار

  • ایوب پروینی می‌گه:

    با سلام مطالب تکان دهنده ای بود؛ حاجی شما که این حرفها رو میزنید ما باید چه خاکی بر سر خودمون بکنیم با این همه ادعا!!! ان شاءالله امثال شماها سایه تون همیشه بر روی سر این انقلاب باشد. تا اینکه با وجود شماها ما هم یه تکونی بخوریم و الّا و اسفا…. به امید دیدار

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام ایوب جان ! من سعی کردم دلم را بنویسم تعارفی نیست !انشاالله شما دعا کنید ما همانطور شما میگید بشیم!

  • امیر می‌گه:

    حاج آقا نمی دونم چی بگم ولی انقدر کم کاری کردم که جرات حرف زدن ندارم . برامون دعا کنید از این منجلاب دنیا بیام بیرون و کمی هم به وظیفه ی اصلیمون برسم .

  • nc می‌گه:

    سلام حاج آقا. خیلی خوب بود. واقعا همین طوره که شما می گید.برای خدا کار کردن خیلی سخته. برای خدا قدم برداشتن خیلی سخته. اینکه مراقب باشی تا وقتی کاری انجام میدی برای تحسین دیگران نباشه خیلی سخته. اینکه برای انجام هرکار اول رضایت خدا رو بسنجی و بعد جلو بری خیلی سخته. اینکه درد جسمی و روحی مانعی نباشه برای انجام کار در راه خدا خیلی سخته. اینکه کاسب چیزی باشی که توش رضایت خدا حرف اولو بزنه خیلیییییییییییییییی سخته. اما شدنیه. چطوری؟؟؟؟؟ منتظریم….
    انشاءلله به زودی زود سالم و قبراق ببینیمتون.

  • ش8 می‌گه:

    همیشه وقتی گلزار شهدا میروم با دیدن پدر و مادرهای شهداچیزی جز شرمندگی همراهم نیست.
    باسلام خدا به ما رحم کند…

  • سید هاشمی می‌گه:

    حاج آقا
    سلام
    خدا قوت بده
    حاجی پس ما چی بگیم که شمایی رو که همه هستیتون رو در این راه خرج کردین میبینیم و بازم از زمین و زمان طلبکاریم که من اگه طلبه نبودم الان فلان داشتم و بهمان داشتم و … خلاصه فکر میکنیم خیلی ایثار کردیم و خیلی هنرمندیم.
    حاجی پیش طلاهایی مثل شما که ما سفالیم….

  • بیگلری می‌گه:

    سلام علیکم جاج آقا شما که اینجوری صحبت میفرماید ما واقعا باید بترسیم وبرای خودمون بگیم وااسفاه مخصوصا در این چند سال اخیر که تقریبا بعضیامون از بعضی از مسایل فاصله گرفیتم. ما دعا میکنیم (اگر لایق باشیم)شما به بالاترین درجه ای که خدا برای مقربان خود قرار میدهدبرسید. جاج آقا اگه براتون مقدروه برامون از مذاکرات هسته ای بفرمایید . حرفا ضدونقیضه، نمیدونم چرا تشکلهای دانشگاهی (البته دانشگاه خودمون )روزه سکوت گرفتن .دکتر لاریجانی میگفتن باید در باره این توافق خیلی بحث وگفتگو بشه. فعلا که گفتگوها بیشتر به به چه چه برای آقای دیپلماسی به قول خودشان. است.واین بنده خدا هم جوگیر شده در مورد همه چی میخواد مذاکره کنه. از وقتی سایت شما راه اندازی شده . مثل اون موقع ها منتظریم تحلیل های شما را در باره مسایل روز بشنویم.

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام ممنونم دعاکنید مشمول رحمت الهی شویم ! عرض کردم با این موضوع تعارفی برخورد نکنیم ! درخصوص مذاکرات و… به فضل الهی نظراتم خواهم نوشت .

  • ناشناس می‌گه:

    سلام حاجی خدا قوت
    مطالبتون قبل از شروع کلاس خوندم و چقدر غصه خوردم که ما کجا و شما کجا.خدا به داد ما برسه،ولی سوالاتی دارم و اون اینکه تکلیف ما چیه؟چیکار باید بکنیم؟کجای کارمون میلنگه؟از بسیج و بسیجی فاصله گرفتیم و دچار روزمرگی شدیم،یه عالمه سوال تو ذهنمه ولی جوابی براشون ندارم،کاش حاجی مثل اون سالها برامون جلسه تفکر بسیحی میذاشتید،کاش یه بار دیگه جنوب 79 تکرار میشد،کاش و ای کاشهای دیگه….هر چند که ما درک نکردیم .خدا به دادمون برسه.راستی حاجی من هنون گمنامم

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام همون که تو گوشی هم مینوشتی ناشناس ؟ از ابراز لطفتون سپاس گذارم دعاکنید! درخصوص راه حل گفتید باید بگم. کل اگر طبیب بودی …!!! البته ناامید نباید شد اینجا سر بزن!

  • مهدی صیادی می‌گه:

    سلام حاجی.
    خیلی خوش تیپ بودی آآ…!!!!!!
    این مطالبی که فرمودید، با ما که نبودید؟؟؟!!!

  • پارسایی می‌گه:

    سلام حاجی جان
    اللهم اشفعنا کل مریض بحق صاحب الزمان
    دلمان با توکل به خداوند متعال قرص و محکم است که خداوند شما و امثال شما را برایمان تا ظهور حجتش نگه دارد. شما هم نمی خواد زیاد سرت را به دیوار بکوبی و به درگاه الهی فشار بیاری که من مشروطی هستم و ملائکه را بفرست. همون جوابی که آقا بهت داد بسه. ما قبلاً موضوع طول عمر شما را با خدای خودمان تمام کرده ایم و از این جهتش مطمئنیم. فقط ناراحتیم که دسترسی مان کمتر از قبل شده که انشاء الله تسهیل شود.

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام حسین آقا! مخلصیم ازلطف شما ممنونم انشاالله آنطور که شما میبینیدوفکر میکنید بشیم !البته همانطور عرض کردم انشاالله باتعارف بااین قضیه رغتارنکنیم! درمطالب بعدی بیشتر باهم صحبت خواهیم کرد دعابرمایید!سلام برونید!

  • جواد ملک زاده می‌گه:

    سلام حاج آقا,حال شما؟شما که حالتون همیشه خوبه (منظورم حال درونیتون هست).دیروز با آقای احمد اسفندیاری صحبت می کردم از ایشان حالتون را جویا بودم گفتند الحمدا… از بیمارستان مرخص شدین,بهشون گفتم دلشو ندارم زنگ بزنم می ترسم بغضم بگیره نتونم صحبت کنم وباعث رنج شما بشم,دست مریزاد امروز بغضم را ترکوندید .مدتی بود که تا این حد خودم رو خالی نکرده بودم .نمی دونم چی بگم اگه شما اینقد خودتون رو سرزنش میکنین !!!پس وای به حال ما بدا به حال ما ,خدا به دادمون برسه که ما فرسنگها از مرحله فاصله گرفته ایم . امروز در این وااسفای روزگار و آدماش امثال بنده گنهکار دلمون رو به وجود نازنین شما ونفسهای روحانیتون خوش کرده ایم , خدایا به حق شهدای عزیزمون و به حق پنج تن آل عبا هرچه زودتر لباس عافیت بر حاجی عزیز ما بپوشان و نور هدایت وبصیرت را بروجود مان بتابان باشد که رستگار شویم آمین یا رب العالمین. التماس دعا .

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام جواد جان ! تعارف نیست وضعمون خراب است ! البته شماها فرصت دارید انشاالله فرصته را استفاده میکنید ! درخصوص خودم وچه باید کرد خواهم نوشت!دعا بفرمایید!

  • میلانلویی می‌گه:

    با سلام استفاده کردیم دوست داریم همیشه چراغ هدایت ما باشید.

  • میرزا می‌گه:

    سلام چقدر سخت بود حاج آقا چقدر …
    مطلب برای من کمترین خیلی سخت و سنگین اومد اشکامو هم نمی تونم جمع کنم … شما بزرگید ماها چی بگیم

    حق می شود انکار و من انگار نه انگار

    منصور سر دار و من انگار نه انگار

    بر گرده ی ادراک حقیقت طلبان باز

    باطل شده آوار و من انگار نه انگار

  • دریازاد می‌گه:

    سلام و خداقوت.آنها که رفتند کارحسینی کردند آنها که ماندند باید کارزینبی کنند وگرنه یزیدی اند.حاج آقا شما پیام آوران روزهای حماسه و ایثارید قدربدونین این جایگاه خیلی والائیه.خیلی سخته مخلص شدن….یاعلی

  • سلام حاج آقا!
    وقتی قراره بی تعارف باشیم …منم بی تعارف میگم اگه حاجی که امید ما استاد ما و نورچشم بچه های دانشگاه امام هستند میگن من اخلاص نداشتم کم گذاشتم برای خدا … من میگم اصلا در این بازار داغ دنیا نفهمیدم خدا یعنی چی؟؟:( نفهمیدم برای چی اومدم و برای چی دارم زندگی میکنم… حاجی برای ما هجی کنین اصلا اخلاص چند بخشه… با کدوم س می نویسنش:( ما گم شدیم حاجی… اگه شما جا موندین ما گم شدیم… به رقیقاتون بگین تو را به جان مادرمون حضرت زهرا سلام الله علیه یه منور بزنین ما راه رو پیدا کنیم… یه بیسیم یه سراغ… و الا تو این بیراهه ی دنیا میمیریم هیچکی هم ردمون رو پیدا نمیکنه:(

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام علیکم خانم ابراهیمی اولا درمورد ما اینقدر اغراق نفرمایید چون همین چیزا که مانیستیم ما را بیچاره کرده ! ثانیا.من هدفم این بودوهست که الکی نباید خوش باشیم تافرصت های موجود رادرست استفاده کنیم !ثالثا.نباید ناامید شد مخصوصا شما که الحمدلالله هم موفقید وهم فرصت دارید.رابعا.انشاالله ادامه مطالب راعرض خواهم کرد.خامسا.دعابفرماییدحقیقتا!!!

  • صفرزاده می‌گه:

    سلام علیکم
    حاج آقا ان شاالله حال دلتون همونطوری که دوست دارین بشه برای خوب شدن دل ماهم شما دعا کنید، منتظر دیدن شما باسلامتی کامل در دانشگااه امام هستم .

  • اعظم امامی می‌گه:

    غفلت از بصیرت راحتتره
    ریا از اخلاص راحتتره
    بی تفاوتی از عبرت گرفتن راحتتره
    عافیت طلبی از مجاهدت راحتتره
    ناشکیبایی از صبر راحتتره
    ادعا کردن از عمل کرذن راحتتره
    خوب پس علت خیلی چیرها در مورد من معلوم شد.

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام خانم امامی ! نکات خوبی اومدی کم تعارف ترین است !البته خودشما بحمدالله موفقید! امانکات ونتیجه گیری خوبی از بحث داشتید. التماس دعا ! بچه ها به همه میگم وبرای همه دعا کنید مخصوصا امروز هممون خیلی نیاز داریم!!!

  • مهدی اسفیدانی می‌گه:

    خسرو شکیبایی چه زیبا گفت :تا زنده ای در برابر کسی که به خودت علاقه مندش کردی مسئولی… مسئولی در برابر اشکهایش، در برابر غمهایش، در برابر تنهاییش… اگر روزی فراموشش کردی دنیا به یادت خواهد آورد.

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام مخلصبم آقا مهدی! ما که اون روزارو که باشماها بودیم جز بهترین خاطراتمونه!اما دعا کن ازاین تعرفات خارج شیم!

  • موسی رضایی می‌گه:

    یاداوری به دوستان:در تک تک سطرهای نگارش شده در مطالب این سایت رازهایی نهفته است برای بیدارکردن ما.حاج اقا روی سیم خاردارهای معبر مسدود شده فرهنگی ما افتاده تا ما از این معبر به سلامت عبور کنیم.با یاداوری و ذکر این خاطرات تلاشی ذره ذره وجودش مشهوده.پس نهایت قدرشناسی را در عمل داشته باشیم و صرفا به کامنت گذاشتن اکتفا نکنیم.

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام ممنونم خوش آمیدیدبه خانه دل ما !امافقط بند آخر فرمایشت راقبول دارم”صرفا به کامنت گذاشتن اکتفا نکنیم!!!”

    • رامین می‌گه:

      مطمئنید روی سیم خاردار های معبر مسدود شده فرهنگی ما هستن؟؟؟؟ منکه شک دارم.
      به این نوشته ها نمیگن اقدام فرهنگی.
      اصلا جالب نبود.
      اینا رو نوشتین که چی؟!

  • میم.صاد می‌گه:

    سلام علیکم

    من راهی کربلام.حاج آقا دعامون کنید لیاقت زیارت ارباب رو داشته باشیم
    هم شما و هم، همه ی دوستانی که این پیام را می بینند منو حلال کنید
    محمد صادق جهانبخش
    یاعلی

  • آذری می‌گه:

    سلام. حاجی امیدوارم که همیشه سرزنده و پرانرژی باشید. درباره دانشجوی مشروطی باید بگم اگر نبودند امثال شما که دانشگاه جنگ رو درک کردید و زینب وار به نسل ما آرمانها و ارزشهای اون دوره رو منتقل کردید، شاید کربلای ایران و عاشوراییان عصر حاضر در اذهان خیلی از ما جوری دیگر جلوه گر میشد، یا حتی فراموش شده بود.
    پاینده باشید.

  • قصه ، قصه سوختن پروانه هاست.
    پروانه هاي گمنامي كه هيچ كس از عشقشان خبردار نشد،
    پروانه هايي كه با بالهاي سوخته وظيفه ماندن در قفس دنيا به آنان محول شد تا راوی زنده پروانگان شیدا بالي باشند كه در گلستان آتش بال گشودند تا
    راه جاودانگی و بقا را در فنای خویش بيابند.
    چرا كه سوختن بهای قرب است و چنین سوختنی را جز به پروانگان بی پروای عشق نمی بخشند. آنكه آتشی بر دل ندارد کجا می تواند بال در آتش بگشاید؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!

    حاج آقا خدا حفظتون کنه.

  • صادق لطفی می‌گه:

    سلام
    حاج آقا سلام!
    ما که تو روزمرگیهای زندگی گم شدیم شاید این وبسایت و حضور مجازی تو جمع خوبان ما رو دوباره برگردونه،

    خدمت همه دوستان بسیجی دانشگاه هم سلام عرض می کنم. راستی هنوز من دانشگاه بین المللی هستم، کاری داشتید در خدمتیم.
    اینم موبایلم:09127821191

  • رستمعلی می‌گه:

    گنجه اسرار امام- بسیجی عاشقی رازی و رمزی به روی مشتاقان گشو د ه است حال محرمان از دل شوریده خود شما مست می شود . خدایا این دل با صفایش را برای صاحبان اهل دل تا ظهور امام اخر زمانی عشق در لوای حضرت اقا پر نشاط و سالم نگه دار

  • کلیشمی می‌گه:

    با سلام خدمت سردار بزرگ و همه دوستان قدیم و جدید
    حاجی جون مطلبت خیلی گیرا و تکان دهنده بود همیشه با دیدن شما و امثال شما و خیلی از رزمنده ها و جانباز ها که تو این سالها این همه مسائل ضد اخلاقی و به دور از اسلام و آرمان های انقلابی رو مبینین و ذزه ذزه دارین آب می شین و از درون می سوزین ، دلم همیشه به درد اومده ، صادقانه بگم خودم و که جای شما می ذارم میبینم خیلی تحملش سخته . ما که اون دوران و اون آدمها رو درک نکردیم حالمون اینه … چه برسه به شما . پای صحبت خیلی از رزمنده ها و جانبازا که می شینی خیلیها افسوس اون دوران رو می خورن که چرا فرصت رو از دست دادن و یا به عبارتی شهادت نصیبشون نشده و … . اما اونچه که مهمه اینه که چند نفر از اونا مثل شما هنوزم با این همه ناراحتی جسمی و رنج و مرارت پای کارن ، چند نفر رو پای کار آوردن و … . شما که هم تو دوران جنگ و هم بعد از جنگ به نظر من به وظیفتون عمل کردین و دارین می کنین . ما چی کنیم تو اون دوران که نبودیم تو این دوران هم که دچار روزمرگی شدیم و هاج و واج موندیم که بالاخره وظیفمون چیه و باید چی کار کنیم . راستی حاجی چی کار باید بکنیم ؟ مسئولیتمون چیه ؟ خیلی از بچه ها رو می بینم که دارن درست و سالم کار می کنن ، بعضیها دارن درسشون رو ادامه می دن . همه دارن به نوعی سعی می کنن از بقیه عقب نمونن و یا تا اونجائی که می تونن از اطلاعات و اخبار روز کشور و جهان باخبر باشن و … . ضمن اینکه یه جورایی فهمیدم منظورتون از نوشتن این مطلب چیه اما یه خواهشی که داشته اینه که اگه ممکنه تو مطلب بعدیتون در خصوص وظایف من و امثال من توضیحات بیشتری بدین تا روشن شیم . خدا ایشالا بهتون طول و عمر و سلامتی بده . برامون دعا کنید . همیشه پا رکابیم ان شاءاله .

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام کلیشمی عزیز! و خیلی خوش اومدی به خانه دل ما ! البته هنوزنفهمیدم کدام کلیشمی ؟ فکر کنم تقی هستی درسته ؟ اما درمورد مطلبتون باید عرض کنم ضمن تشکر از ابراز لطف ومحبتتون ! اولا گفت کل اگر طبیب بودی … ماکه … ثانیا نباید ناامید شد مخصوصا شماها که بحمدالله فرصت دارین ثالثا این که چه باید کرد ؟انشاالله باید همدیگرراکمک کنیم بند این درد دل رابرای دوستان گذاشتم که از قصورهای ما عبرت بگیرند وامروز راخوب استفاده کنند بعدهاحصرت فرصت از دست رفته رانخورندلذاشما هم باید بیاید به ماههاتذکر بدید شاید جبران کنیم!!! التما دعا !

  • حاج عبدالله می‌گه:

    سلام حاج آقا ممنون که مثل همیشه با حرف های دلتان
    دل های مارا بیدار می کنید

    یا لااقل تلنگری می زنید .

    التماس دعا

  • هادی جلقازلو می‌گه:

    حاج آقا الحمدلله مرخص شدین از بیمارستان؟
    یاد اون خاطره تون بخیر که رفیقتون بعداز جنگ به شما گفته بود”بهزادجان آدم باید بالاسر منافعش وایسته”
    ایکاش کاملشو دوباره تعریف کنید

  • مرتضی م می‌گه:

    مخلص حاجی . . .
    ای مجلسیان سوز دل حافظ مسکین از شمع بپرسید که در سوز و گداز است . . .

    بسم الله الرحمن الرحیم

    ای وااااااااای … ان قدر حاجی میگه تعارف تیکه پاره نکنید انگار نه انگار ….

    بابا به قول آقا “تاریخ یعنی من و شما در یک زمان دیگر”
    امام همه که میگه “کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا” . . . .

    پس هر کس زود باشه خودش رو پیدا کنه که چیکارس …
    امام حسین که نمیتونی باشی به تو هم هیچ ربطی نداره که چرا؟
    خوب . . .
    حالا من ضمانت میدم که شمر و حرمله و عمرسعد هم نیستی . . .
    ولی انصافا بیا بررسی کن ببین. . . ببین حبیب و مسلم و زهیر و وهب و … هستی یا نیستی؟هستی یا نیستی؟هستی یا نیستی؟(مثل جیگر بخون)

    اگه هستیم چرا امام زمانمون دنبالمون نمیاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    بابا تا کی میخوایم کاسه چه کنم چه کنم دست بگیریم ؟؟؟؟؟

    از این تابلوتر ؟؟؟ یه امامی میخواد بیاد ، رسول آخرالزمان میخواد بیاد ، وعده صاذق خدا می خواد بیاد ،
    جبهه شیطان نمیخواد بذاره بیاد ، با آدم کشی ، با مشغول کردن مسلمان ها به خودشون ، با اغواگری رسانه ای و یک کلام با انداختن من و توی شیعه به گنااااااااااااااه.
    جزبه تاخیر انداختن هم هیچ غلط دیگه ای نمیکنه ، نمیتونه هم که بکنه . . .

    هیچ کار خاصی لازم نیست بکنیم . . . فقط گناه نکنیم همه چی درست میشه . . . والله میشه.

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام مرتضی جان ! خیلی عالی بود !!! بازهم بنویس « التماس دعا»

    • سید حسین ع می‌گه:

      سلام مرتضی!
      اسمتو نمینوشتی هم ممکن بود بشناسمت!
      خیلی مخلصیم!

    • سید طه می‌گه:

      سلام مرتضی جان

      داداش حرفت درسته که تو این دوره و زمونه باید وظیفه رو پبدا کرد.اما همین تشخیص وظیفه و عمل به هنگام خودش خیلی سخت و دقیقه.
      در شهادت همیشه به روی همه باز هستش.شهادت یه مقام هستش نه یه حالت،نه یه اتفاق.یه مقام!!!!
      حاج آقا خیلی شرمنده که جلو شما جسارت کردیم و از شهادت و حرف زدیم.

      • مرتضی م می‌گه:

        سلام آقا سید

        استفاده کردم

        بله به نظر من هم خیلی سخته ، چرا ؟
        چون گناه نکردن خیلی خیلی خیلی سخته !!! اونم توی این دوره و زمونه . . .

    • مرتضی م می‌گه:

      بسم الله
      خواستم برای تایید این موضوع که “تنها عامل به تعویق افتادن فرج ، گناهان ماست” چند حجت و حدیث از زبان خود حضرت بیارم.
      فقط واقعا خداوند به همه مون توفیق بده که عامل باشیم…

      چند حدیث از زبان حضرت حجت بن الحسن ، امام زمان(ارواحنا له الفداء):

      تا وقتی شیعیان ما از گناهان دوری کنند،از عنایات الهی بهره مندند.

      من تضمین می کنم که هر یک از شیعیان تقوا پیشه کند از فتنه ها و ظلمت های گمراهی در امان باشد.

      ما را از شیعیان دور نگه نمی دارد ، مگر اعمال و رفتارهای آنان که به ما می رسد و برای ما ناخوشایند و دور از انتظار است.

      چله نشینی لازم نیست ، علم جفر سودی ندارد ، عمل سالم داشته باشید تا ما به سراغ شما بیاییم.

      علت دوری شما از من کردار ناشایستی است که از شما سر می زند.

      به فکر این نباش که من را ببینی ، خودت را درست کن ما به سراغت می آییم.

      شیعیان ما وقتی به فرجام نیک دست می یابند که از گناهانی که خداوند نهی کرده است به طور کامل دوری کنند.

      و اما هدیه ای از امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در این شب های آخر ماه صفر ، برای کسانی که دارند از ظهور حضرت نا امید می شوند:

      به شیعیان و دوستان ما بگویید که خدا را قسم دهند به حق عمه ام حضرت زینب (س) که فرج مرا نزدیک گرداند.

  • سید طه می‌گه:

    حاج آقا سلام
    شقشقیه ای بود که آمد و رفت…
    به اوضاع و احوال خودم که نگاه میکنم چیزی جز آه و ناله و حسرت نمیبینم…
    شما که زندگیتون رو در راه خدا و امام زمان و نایبش صرف کردین این حرف ها رو میزنین ما که اندر خم یک کوچه ایم چی بگیم؟؟؟
    الهی عمر بگذشت و ما از خود نگذشتیم…

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام سید جان ! خیلی خوش اومدی ! شماکه الحمدلالله موفق بوده وهستید .خوشحال شدم انشاالله استفاده میکنیم! التماس دعا!

  • سرباز می‌گه:

    سلام‌علیکم
    هرموقع پیش یکی خواستم از خودم و بدی‌هام بگم، وقتی طرف اومده رو حساب تعارف یا پیش خودش از رو روراستی، گفته نه تو اینجور نیستی و تو إلی و بِلی!، حتی اگه همش نه، اما کمیش باورم شده و دوباره گول خوردم!
    حاجی ما کوچیکتر از اونیم که خودمونو با شما مقایسه کنیم و شما رو با خودتون و امثال خودتون مقایسه میکنم و برای همین میگم شاید واقعا درست میگید! شما در مقایسه با ما(خودم رو میگم و به کسی کار ندارم) خیلی ماه و مخلص و خدایی هستین، اما در مقایسه با امثال خودتون من نمیدونم! واقعا نمیدونم، برای همینم نمیخوام الکی چوب‌کاری کنم و بگم نه حاجی، شما این حرفو نزنید! بلکه میگم اگه واقعا به این نتیجه رسیدید، خوبه که هی برای خودتون تکرار کنید تا یادتون نره و در نتیجه تلاش کنید تا اونی بشید که بنظرتون باید بشید.
    جسارت مارو ببخشید.

  • سرباز می‌گه:

    البته این رو هم باید اضافه کنم که صرف جاماندن از قافله شهدا برای هم‌رزمان ایشان، الزاما به معنای این نیست که جاماندگان خرده شیشه داشتند! بلکه می‌تواند بمعنای ماموریت جدیدی برای ایشان باشد؛ چنانکه اگر شهید نشدن امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) و اسارت و بازگشت ایشان به مدینه نبود، چه بسا امروز ما دیگر سراغی از کربلا نداشتیم!

  • کاظمی می‌گه:

    در زبده الدعوات روايت کرده است که رسول خدا (ص) به خانه حضرت فاطمه (س) آمد. امام حسن را بيمار يافت و اين منظره بر آن حضرت خيلی گران آمد. جبرئيل نازل شد و گفت: يا محمد تعليم کنم تو را دعايی که با آن فرزندت از ناخوشی خلاص گردد، پس خواند:

    “ اللهم لا اله الا انت العلی العظيم ذو السلطان القديم و المن العظيم و الوجه الکريم “

    ” لا اله الا انت العلي العظيم ولی الکلمات التامات و الدعوات المستجابات خل ما اصبح. “

    پس حضرت اين دعا را خواند و دست خود را بر پيشانی امام حسن (ع) گذاشت و شفا يافت

    – منبع: دعای مخصوص برای شفای بیمار | آسمونی

  • محسن ناصح می‌گه:

    سلام حاج آقا
    زیاد برامون دعا کنید ، خیلی ما گرفتاریم ، نتونستیم هنوز از این دنیا دل بکنیم ، مثل کسانی می مونیم که دارن تو آب خفه می شن ولی هر از چندگاهی سرشونو از آب بیرون میارن و زنده می مونن ، ما هم همینطوریم ، تازه اگه بدتر نباشیم و کم کم یادمون نره که زندگی اصلی بیرون آبه نه این زیر تو این دنیا .
    اگر به دعاها و نفس شما و امثال نبود تا به حال به کلی غرق شده بودیم ، شاید این که شما موندید و به فیض شهادت نرسیده اید اصلا بحث لیاقت نباشه بحث مصلحت و وظیفه ای بزرگتر از اونه که دست خیلی های دیگه مثل منو بگیرید و نجات بدید .

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام آقا محسن خوشحال شدم شماهم به اینجا سر زدید این حرفهاهم برای هوای نفس ما چیز خوبیه!!! امابرادر فکر نون باش هندونه آبه! التماس دعا!

  • هارون می‌گه:

    سلام خوندم حاجی، بنویس شاید برای ما هم تنبه و ره توشه ای باشد، ارادمتند شما هارون.

  • محمد اسدی می‌گه:

    با سلام مطالب تکان دهنده ای بود؛ حاجی شما زیاد برامون دعا کنید ، خیلی ما گرفتاریم. ما رو بیاد هشت سال موشک باران وبمب بارانهای صدام به شهر کرمانشاه انداختی. که مرگ را لحظه به لحظه در کنار خود حس می کردیم . چه زود گذشت سختی ها و چه راحت پا روی باور ها گذاشتیم افسوس …… دعا کنید در مسیر ولایت بمانیم تا آرمانهایمان همچنان بمانند.

  • حجت می‌گه:

    سلام و ارادت .
    رسالتی که خداوند بر دوش شما نهاده متاثر از رسالت عظیم پاسدار و مبلغ کربلا حضرت زینب (س) است . برای چو منی که در غفلت نفس و دنیا غوطه ورم . همت دار ای سردار که رسالتی عظیم برای خفتگان بر دوش داری . تو مانده ای که خواب رفتگان را با ندایی که شنیده ای متلاطم سازی . تو مانده ای که دلها و عقلهای دنیایی ما را کمی با واژهای ماورایی آشنا سازی .شاید تو مانده ای برای هزار پاسخ
    پس دل قوی دار که بس سنگین است رسالتت. تاریخ را بنگری ابوذر و عمارها ماندند که علی (ع) گم نشود .

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام حجت جان ! خیلی خوش آمدید ممنونم ازابراز لطفتون سلام برسونید به حاج آقا ،اخوان ، خانواده و…انشاالله از قلم وبیان خوبتان بیشتراستفاده کنیم التماس دعا

  • ؟؟؟ می‌گه:

    سلام حاجی
    سنگینی روزکار ،تشویشی افکارم , احساس باخت و نگرانی در اینکه ایا در وادی درست حرکت میکنم و احساس خجالت نسبت به شهدا و انبیا و صلحا و دلواپسی از حرام شدن عمر ، شکایت از حال بد دنیایی و ….. بدجور خرابم کرده .یک کلمه گفتی و دنیایی درونش نهفته بود مگر اخلاص به همین اسانیه .دعایم کن که خداوند نظری بر حال زارم داشته باشه. گم شده در افکار خویشم و نمی دانم به کجا بنگرم . احساس میکنم فقط دور خودم میچرخم. ارزان دارم همه چیز را می بازم . چکار کنم نمی دانم .
    نمیدانم چرا گفتم . اما دعایم کن که بد احوالم

  • جواد می‌گه:

    سلام حاجی…
    ایام فاطمیه دعا یادتون نره…
    رزمی

  • کاربر می‌گه:

    باسلام ممنون از سایت زیباتون. یاعلی

  • ابوذر می‌گه:

    بسم الله
    حاجی عکس دوران جوونی رو گذاشتی که خرمن موهات…
    الان که دیگه خبری نیست از این زلف پریشان
    الهی شهید شی پا رکاب امام زمان(عجل الله تعالی فرجه)

  • shalamcheh می‌گه:

    سلام
    با صفا خوشا به حال قشنگتون

  • مهدی می‌گه:

    سلام حاج آقا
    وقتی شما خودتون رو شرمنده شهدا و خانواده هاشون می دونید تکلیف ما دیگه روشنه.
    راستش وقتی تو دیدار با خانواده شهدا، دوست شهید برگشت گفت که من وقتی به شماها نگاه می کنم، همون صفا و نورانیت بچه های جبهه رو می بینم!! دلم می خواست زمین شکافته بشه من رو ببلعه. صد البته که منظورش بقیه بچه ها بوده نه من ولی شرمندگی حضور در اون جمع بیشتر آزارم میداد.
    از اونجایی که ممکنه براتون سؤال بشه که این کدوم مهدیه، کافیه راهیان نور امسال رو به یاد بیارید. صحبت های آقا احسان _ کف اتوبوس _ رد و بدل شدن شکلات و …
    حاج آقا ما هم کد دادن رو از شما یاد گرفتیم!!!

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام آقامهدی ! خیلی خوش اومدید خوشحال شدم شمارو اینجادیدم ! انشاالله شهید بشید!!! التماس دعا!

      • مهدی می‌گه:

        سلام حاج آقا
        یه شعر جدید گفتم با موضوع جانبازی که شهید میشه. درواقع ادامه همون مطروحه حضرت آقاست.
        (رندانه آخر ربودی جامی ز خمخانه دل
        خونین چو برگ شقایق رنگین چو افسانه دل)
        خیلی از شعرا با مطلعی که حضرت آقا فرمود شعر گفتند که اخیرا کتابش چاپ شد. راستش ما رو هم غرور گرفت و ناپرهیزی کردیم. به قول یکی از شعرا، شاعر اگه غرور نداشته باشه اصلا شعر نمیگه!! خوشحال میشم اگه یه سر به آدرس ما بزنید و نظر بدید.
        Pich.parsiblog.com
        یا علی

  • ابوذر می‌گه:

    بسم الله
    سلام حاجی الان مُد شده خلق الله میرن واسه صفحه فیسبوکشون عکس میگیرن
    باصفا باشهید منصور صفری رفتی عکس حجله ای گرفتی هییییییی زهی سعادت آوردی گذاشتی رو صفحه وب سایتت؟!!!
    ببخشید کلا ادبیاتم با جامونده ها همینه، خیلی صفا میکنم دلشونو بسوزونم آخه تا دل نسوزه سیم وصل نمیشه، تا دل نسوزه دست آدمو نمیگیرن…
    از آقای قاضی(أعلی الله مقامه)سوال شد چه چیزی در این عالم بالاترین سرعت را دارد در اتصال و رسیدن انسان به خدا ،فرمودند ” کبد حارّه ” دل سوخته، لذا این هغیر(حقیر) در این راستا به شما کمک کردم حاجی(خدا خیرم بده)
    باز شما جامونده این …. ماچی بگیم که هم جاموندیم هم واموندیم هم زمین گیریم….

    دعامون کنید حاجی با این دل سوخته….

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام ابوذر جان ! خوش اومدی خیلی خوشحال شدیم شما را اینجا دیدیم ! دل جا مونده خیلی آشوب است انشاالله شما جانمانیید از قافله یاران همزمانت و… التماس دعا !

  • ناصر صفری(اخوی شهید منصور صفری) می‌گه:

    باسلام،جناب آقای دکتر بهزاد زارع (شهید زنده شلمچه) بنظر من شما که یاد شهدا را زنده نگه داشته اید اجر شما کمتر از شهادت نیست و این یاد آوری 8 سال دفاع مقدس به نسل های آینده خودش کمتر از ایثار و شهادت نیست و ما از خداوند برای شما طول عمری با عزت و با برکت برای شما خواستاریم و انشا الله که خداوند به شما سلامتی بدهد برای خدمت به خلق خدا که این امر خودش عبادت است.
    و اینجانب حقیر چون در این دنیا دیگر برادری ندارم هر زمان که اسم شما و یاد شما هست احساس میکنم که همان اخوی شهیدم منصور صفری هستید و احساس تنهایی نمیکنم و انشاالله از خداوند متعال میخواهم که مرگ ما و شما و فرزندانمان را شهادت در راه خودش قرار بدهد.و از خداوند میخواهم که ما را شرمنده امام و شهدا مگرداند از شما خواهش میکنم که پاک تر از ما هستید از خدا بخواهید که خداوند طلب عفو بر گناهنمان بکشد.
    التماس دعا ناصر صفری

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام حاج ناصرعزیز ! شما اخوی بزگتر من هستید من منصور رانه فقط برادر خود بلکه استادخود میدانم چون خیلی چیزها از او آموختم انشاالله شفیع ماهم بشود ! دعای حقیرخیری ندارد ولی من باب تکلیف دعاگوهستم ! شماهم دعابفرمایید که ما شرمنده امسال منصور نشویم سلام برسانید خانواده محترم ورفقا و… بخصوص هروقت مزارمنصور رفتید سلام این جامانده راهم ابلاغ بفرماییدوبگید… یاعلی

  • مجید می‌گه:

    سلام بر یادگار عزیز و محبوب و دوست داشتنی دفاع مقدس. حقیقتا استفاده کردم. البته باید به خودم بگم: “په نه په، میخواستی استفاده نکنی، یعنی؟! ” . اشک به چشمانمان جاری شد در طول مطالعه مطلب. اون حسی که در نوشتن بوده انصافا در حد وسع من دریافت شد!ممنون. از مطالب وبلاگ شما در جاهای دیگری استفاده کردیم( کتاب آن او= کتابی که به لطف خدا محضر حضرت آقا تقدیم شد).باز هم ممنون. شاید من را نشناسید ولی ما به شما ارادت و علاقه زیادی داریم.
    دعایمان کنید. ارادت مندتان

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام ممنون از لطف شما، امیدوارم مطلب حقیر قابل آنچه که فرمودید را داشته باشد…انشاالله سالی فاطمی داشته باشید…یا زهرا

  • ولی می‌گه:

    سلام حاجی
    سال نوتون مبارک
    التماس دعا داریم!

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام حاج ولی ! ممنونم سال نو شماهم مبارک انشاالله سالی فاطمی داشته با شید !خداوند اخوی بز گوار شما را رحمت کند ! التماس دعا !

  • خادم الشهدا عبدالفتاح اهوازیان می‌گه:

    سلام
    عکس زیبای دوران جوانیتان را دیدم .حسرتا به دل آنان که از آن سمت معبر معراج منتظرشما بودند که… چه چیزی از دست آن ها رفت
    صیدگرانی بودید ولی ماهیگیر قدرتان راندانست ای آزاد ماهی روزگار دراین اقیانوس بی کران معرفت، همچنان شنا کن تا بلکه ما شیوه ی شنا کردن راازشمابیاموزیم
    باشد تاروزگار ،با قلاب ماهیگیر زمانه یا با تور خود ما را صید کند.

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام سردار! ممنونم از شاگردنوازیتان ! شمالطف داریددعاکنیدخداروشکر که حضرتعالی توفیقات زیادی درمجالس ذکر وناویادشهدا داریدوحتما” هم موردتوجه عنایت ویژه هستید درآن محافل دعاکنیدکه مابیش ازاین شرمنده شهدا نشویم ! التماس دعاویژه دارم یا حق !

  • دوراهکی می‌گه:

    حاجی سلام
    درروستای دوراهک آن روز و شهر دوراهک امروز مادر جاوید الاثر “علی سلمانی” در هر وعده غذایی که با اشک چشم می خورد یه کم غذا را برای علی اش که هنوز هم برنگشته کنار می گذاشت شاید علی هر لحظه از در وارد شود و گرسنه باشد.
    می گفت ان شاء الله شهید شده ولی می ترسم اگر زنده برگشت و تو خونه غذا نبود شرمندش بشم.
    تا یکی دو سال پیش چشم انتظار موند و بعد رفت و هم چنان از علی اش خبری نیست.
    روستای دوراهک ازتوابع شهرستان دیر استان بوشهر در ظول ۸ سال دفاع مقدس ۱۴ شهید تقدیم انقلاب اسلامی کرد.

    • دانشجوی مشروطی می‌گه:

      سلام علیکم طاعات قبول ! سلام خدا برعلی سلیمانی ورحمت خدابرمادرانی که چنین شیرمردانی رادردامن خود پروراندن ودرود خدا برشما جوانان بامرام دراهک مخلصیم خیلی دعا بفرمایید خوشحال شدیم از محبت شما ممنونم یاحق !

ارسال دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.